تازه ها
بانوان پیشکسوت؛ پیشران کارآفرینی خانگی
یادداشت به قلم فرناز مجاب؛
اما تحقق این ظرفیت، مستلزم تغییر نگرش به سالمندی است؛ سالمند نباید صرفاً دریافتکننده خدمات حمایتی تلقی شود، بلکه میتواند با تکیه بر تجربه، دانش، مهارت و سرمایه اجتماعی خود، نقشآفرین اقتصاد خانواده و جامعه باشد. در این مسیر، بانوان سالمند، بهویژه زنان ۶۰ تا ۷۰ سال، یکی از ظرفیتهای کمتر بهرهگرفتهشده کارآفرینی در اقتصاد نقرهای ایران هستند. زنان در طول زندگی، علاوه بر فعالیتهای اقتصادی رسمی و غیررسمی، مسئولیتهای گستردهای در مدیریت خانواده، تربیت فرزندان، انتقال فرهنگ و حفظ پیوندهای اجتماعی بر عهده داشتهاند. بسیاری از آنان در هنرهای سنتی، صنایعدستی، خیاطی، آشپزی، تهیه محصولات غذایی، دوختهای محلی، تولیدات خانگی و مهارتهای بومی، تجربهای ارزشمند دارند که میتواند با حمایت هدفمند به فرصت اقتصادی تبدیل شود. البته باید میان توانمندی و امکان فعالیت تفاوت قائل شد؛ همه بانوان سالمند از سلامت جسمی، منابع مالی، فضای مناسب یا فرصت یکسان برخوردار نیستند. بنابراین، سیاست کارآفرینی سالمندی باید داوطلبانه، متناسب با توان فردی، انعطافپذیر و برخوردار از حمایتهای آموزشی، مالی و اجتماعی باشد.
یکی از الگوهای قابلتوجه برای توسعه مشاغل خانگی سالمندی، شکلگیری کسبوکارهای خانوادگی با مشارکت چند نسل است. در این الگو، بانوی پیشکسوت میتواند محور تجربه، کیفیت تولید، شناخت بازار محلی و انتقال مهارت باشد؛ فرزندان در تأمین سرمایه، مدیریت مالی و برنامهریزی کسبوکار مشارکت کنند؛ عروس، داماد یا دیگر اعضای خانواده در تولید و توزیع نقش داشته باشند و نوهها با بهرهگیری از فناوری، بازاریابی دیجیتال، بستهبندی و فروش اینترنتی، محصولات را به بازارهای گستردهتری معرفی کنند. برای مثال، بانویی ۶۵ ساله که در تهیه خوراکیهای بومی یا تولید صنایعدستی مهارت دارد، میتواند با همکاری نوه خود برای فروش اینترنتی، مشارکت فرزندش در تهیه مواد اولیه و همراهی دیگر اعضای خانواده در بستهبندی و توزیع، یک کسبوکار خانگی کوچک، اما هدفمند ایجاد کند. در چنین ساختاری، مهارت و تجربه نسل سالمند با دانش دیجیتال نسل جوان پیوند میخورد و خانواده از یک واحد مصرفکننده صرف، به یک واحد مولد اقتصادی تبدیل میشود؛ البته مشارکت چندنسلی زمانی موفق خواهد بود که مسئولیتها، سهم درآمد، مالکیت محصول و حقوق بانوی سالمند روشن باشد. حفظ استقلال مالی، رضایت فردی و جلوگیری از بهرهکشی از نیروی کار سالمند، از اصول اساسی این الگوست.
توسعه این الگو به حمایت هماهنگ دستگاههای مسئول، از جمله سازمان بهزیستی، نهادهای متولی کارآفرینی، مدیریت شهری، تعاونیها و تشکلهای مردمنهاد نیاز دارد. شناسایی مهارتهای بانوان پیشکسوت، برگزاری دورههای متناسب با نیاز آنان، تسهیل دسترسی به تسهیلات خرد، فراهمکردن بازار فروش، ایجاد تعاونیهای محلی و حمایت از نشانهای تجاری محصولات بومی، میتواند مسیر تبدیل مهارت به درآمد پایدار را هموار کند. در این میان، توجه به تفاوتهای منطقهای اهمیت دارد. در استانهایی مانند بوشهر، مهارتهای مرتبط با صنایعدستی، محصولات غذایی بومی، هنرهای محلی و ظرفیتهای گردشگری میتوانند زمینه مناسبی برای پیوند کارآفرینی خانگی سالمندان با اقتصاد محلی و گردشگری فراهم آورند.
ارزیابی موفقیت چنین برنامههایی نیز نباید صرفاً به تعداد مشاغل ایجادشده محدود شود. میزان درآمد واقعی بانوان، استمرار فعالیت، رضایت و استقلال اقتصادی آنان، کیفیت زندگی، مشارکت خانوادگی و انتقال مهارت میان نسلها، شاخصهای مهمتری برای سنجش اثربخشی این سیاستها هستند. اقتصاد نقرهای زمانی به یک راهبرد توسعهای مؤثر تبدیل میشود که سالمندان را نه فقط بهعنوان گروهی نیازمند حمایت، بلکه بهعنوان صاحبان تجربه، مهارت و ظرفیت تولید به رسمیت بشناسد. بانوان پیشکسوت در این میان جایگاهی ویژه دارند؛ آنان میتوانند با حفظ شأن و استقلال خود، هم در تقویت معیشت خانواده نقشآفرینی کنند و هم میراث فرهنگی و مهارتهای بومی را به نسلهای آینده انتقال دهند. کارآفرینی خانگی چندنسلی، پیوندی میان تجربه بانوان سالمند و خلاقیت نسل جوان است؛ پیوندی که میتواند درآمد خانواده را تقویت کند، روابط بیننسلی را غنا ببخشد و سالمندی را سالمندی را از دوره کنارهگیری اقتصادی به مرحلهای از مشارکت آگاهانه و ارزشآفرینی تبدیل سازد. نگاه راهبردی به اقتصاد نقرهای باید از یک اصل آغاز شود: بانوی سالمند، پیش از آنکه موضوع حمایت اقتصادی باشد، انسانی توانمند با حق انتخاب، حق مشارکت و حق برخورداری از ثمره تلاش خویش است.
آگهی استخدام
مطالب بیشتر
ارسال نظرات