تازه ها
روزنامه نگاران توئیتری؛آسیب یا فرصت؟
چندی پیش خبر رسید که خبرنگاران و روزنامهنگاران نیویورک تایمز باید دست از توئیتر بردارند.در آن زمان مسئولان نیویورک تایمز اعلام کردند که واقعا علاقهمند هستند تا خبرنگاران دست از اسکرول کردن برداشته و برای مدتی از توئیتر خارج شوند.
چندی پیش خبر رسید که خبرنگاران و روزنامهنگاران نیویورک تایمز باید دست از توئیتر بردارند.در آن زمان مسئولان نیویورک تایمز اعلام کردند که واقعا علاقهمند هستند تا خبرنگاران دست از اسکرول کردن برداشته و برای مدتی از توئیتر خارج شوند.
دین باکت سردبیر اجرایی خطاب به خبرنگارانش میگوید: «کمتر توئیت بزنید، قبل از توئیت زدن بیشتر فکر کنید و وقت بیشتری را صرف گزارش نویسی کنید.» به نظر میرسد تصمیم نیویورک تایمز به این دلیل گرفته شده است که فعالیت گسترده خبرنگاران و روزنامه نگاران در فضای توییتر به کار حرفهای آنها لطمه و صدمه وارد میکند. در ایران نیز ما شاهد چنین اتفاقی در میان خبرنگاران و روزنامه نگاران هستیم؛ بدین صورت که تمامی تلاش و تکاپوی عدهای از این افراد جذب فالور و لایک بیشتر است. ما امروز با روزنامه نگارانی مواجه هستیم که بیشتر از آن که وقتشان را در رسانه خود بگذرانند بر فضای مجازی و تولید محتوا در آن فضا تمرکز دارند تا بتوانند در آن محیط مطرح باشند. چرایی رخداد چنین اتفاقی در ایران و صدمات آن به رسانههای ایران موضوعی است که ما در این گزارش تلاش کردهایم به آن بپردازیم.
> نحوه استفاده روزنامه نگاران و خبرنگاران نیویورک تایمز از توئیتر
دستورالعمل جدیدی از سوی سردبیر «باکت» و معاونش
«کلیف لوی» در نیویورک تایمز در مورد نحوه استفاده روزنامه نگاران و خبرنگاران از توئیتر منتشر شده است که در آن به صراحت اعلام شده نیروها باید با پرنده آبی کوچولوی داخل موبایلشان خداحافظی کنند یا صرفا برخی اوقات توئیت بزنند.طبق این دستورالعمل دلایل زیادی برای عدم حضور در توئیتر به شرح زیر وجود دارد:
- توئیتر زمان زیادی از روزنامه نگاران و خبرنگاران میگیرد
- گزارششان بر اساس کاربرانی که توئیت را دیده و واکنش نشان میدهند، منحرف میشود
- توئیتر عامل اصلی سوء استفاده و اذیت و آزار محسوب میشود
- توئیت بد تهدیدی بزرگ برای نیویورک تایمز و سایر نیروها است
بدین ترتیب حضور نیروها در توئیتر باید کاهش یافته و تنها کارمندان به صورت هدفمند و معنادار توئیت خواهند زد
هم زمان نیویورک تایمز تیم پاسخ به تهدیدات آنلاین را تقویت کرده و جلوی سوء استفاده آنلاین از نیروها را میگیرد.توئیتهای جدید باید ارزشهای تعریف شده نیویورک تایمز را مد نظر قرار داده و با هنجارهای رفتاری سازگار باشد.
جامعه تشنه تحلیل است
منصور مظفری فعال رسانهای در این خصوص گفت:« این که خبرنگاران و اهالی رسانه از ابزارهای اطلاعرسانی نوین مانند تلگرام، اینستاگرام، توییتر، واتس آپ و... استفاده کنند فی نفسه بد نیست. به هر نحوی که بتوان به جامعه آگاهی رساند بسیار خوب است. این مورد که توییتر و دیگر فضاهای مجازی به وجود آمده محدودیت دارند و صرفا در چند جمله میتوانند پیام اصلی را به مخاطبانی که زمان مطالعه ندارند برسانند، بسیار خوب است. اما اینکه برخی از فضاهای رسانهای ما تعطیل شدهاند و نتوانستهاند همپای فضای مجازی حرکت کنند، یک آسیب برای رسانههای مکتوب است. اما رسانههایی که توانستهاند همپای فضای مجازی جلو بروند برنده میدان اطلاعرسانی هستند. هر چند که خبرهای کوتاه برای اطلاعرسانی به کسانی که زمان کافی برای مطالعه ندارند مناسب است اما مردم ما تشنه تحلیلاند و باید تحلیل به مردم ارائه شود. متاسفانه خبرنگاران چون مدیر رسانه نیستند، بعضا درگیر بعضی از مسائل مالی شدهاند و دنبال جذب فالوور رفتهاند به این فکر نیستند که جامعه تشنه تحلیل است لذا به دنبال تحلیل و گزارش نویسی نمیروند. توصیه میشود خبرنگاران، دبیران، سردبیران و مدیران مسئول که وظیفه تولید محتوا را به عهده دارند و مردم از آنها محتوا و گزارش میخواهند، کمتر در فضای مجازی حضور داشته باشند تا بتوانند وقت خود را بیشتر صرف تولید گزارش و تحلیل فاخر کنند و در این حالت است که میتوانند محتوای غنی را تحویل مردم بدهند. اگر روال فعلی پیش برود و خبرنگاران صرفا درگیر فضای مجازی شوند و مردم نیز به این سمت بروند که صرفا مطالب کوتاه را مطالعه کنند، باتوجه به بداخلاقیهای موجود در فضای مجازی یک آسیبی به جامعه ما در آینده وارد میشود.»
>محدودیتهای شدید رسانه ها
امیر عباس نخعی روزنامه نگار نیز در این باره به خبرنگار اجتماعی آفتاب یزد گفت:«خبرنگاری در ایران مانند بسیاری از مظاهر مدرن، یک موضوع وارداتی است که شاخ و برگهایی به آن داده شده و بومیسازی شده است. فضای مجازی نیز بر این حرفه وارداتی مترتب شد و یک مقدار با توجه به شرایطی که بعد از دهه 80 در ایران ایجاد شد و به ویژه در این پنج یا شش ساله اخیر، شرایط به گونهای شکل گرفت که روزنامهنگاران ما استفاده بیشتری از فضای مجازی کردند به این دلیل که دیدند فضایی که به عنوان تریبون در اختیارشان قرار گرفته از جمله روزنامه و سایر رسانهها، دارای محدودیتهای گاهی بسیار زیاد و شدیدی است. به این دلیل روزنامهنگاران بیشتر به سمت فضای مجازی سوق پیدا کردند و در آنجا احساس کردند که هر آنچه را دلشان بخواهد میتوانند بگویند. در اینجا نمیتوانیم مقصر یابی کنیم، خود آن روزنامهنگاری که
بیمحابا عمل کرده مقصر است، رسانهها مقصرند و فضایی که ایجاد شد و روزنامهنگاران را به آن سمت سوق داد نیز مقصر است. در ایران که اصلا سوای روزنامهنگاران، همه مردم در واقع فضای مجازی را فضایی دیدند که در واقع هر آنچه که دل تنگشان بخواهد میتوانند بگویند و میگویند. چون هنوز حتی غربی که از این تکنولوژی استفاده کرده و آن را به دنیا ارائه کرده، نتوانسته است قواعد مناسبی برای آن طراحی کند چه رسد به ایران.»
>حفظ اصل بیطرفی رسانه ها
وی ادامه داد:« در مورد اینکه یک روزنامهنگار یا یک خبرنگار چه رسالتی باید داشته باشد به نظر من نمیشود فقط به روزنامهنگاران و خبرنگاران خرده گرفت. یکی از مشکلات اساسی ما این است که رسانههای ما خودشان هیچ قاعده و قانونی برای کارمندان خود ندارند و وقتی یک مشکلی به وجود میآید به روزنامهنگار میگویند شما در قبال رسانهات مسئولی و حق نداشتی این مطلب را بنویسی و برای روزنامه یا رسانهات مشکلی ایجاد کنی. درست میگویند، روزنامهنگار یا خبرنگار یا اهل رسانه نباید در تریبون خودش و فضای مجازی به گونهای سخن بگوید که اصل بیطرفی را برای رسانهاش
خدشهدار کند. مهمترین چیز برای یک رسانه این است که بیطرف باشد. وقتی شما در یک رسانهای کار میکنید و عقاید شخصی خود را در فضای مجازی مربوط به خودتان بنویسید، در واقع بیطرفی رسانه خود را زیر سوال میبرید. اکثر رسانههای بزرگ دنیا برای این کار قوانینی دارند. مثلا به طور مشخص میگویند باید به نحوی مشخص باشد شمایی که یک حساب کاربری ایجاد کردهاید، مثلا در رسانه نیویورک تایمز، آسوشیتدپرس و... مشغول به فعالیت هستید و حق ندارید دیدگاههای شما به گونهای باشد یا به گونهای مطلب بنویسید که رسالت من را به عنوان یک رسانه زیر سوال ببرید. یک خبرنگار نیویورک تایمز، چارچوبی دارد که حق ندارد به گونهای مطلب بنویسد که اصل بیطرفی را برای آن رسانه زیر سوال ببرد. در ایران هیچ کدام از رسانهها به خبرنگاران، هیچ چارچوبی نمیدهند و هیچ مقرراتی تعیین نمیکنند و وقتی یک خبرنگار یایک روزنامهنگار میخواهد وارد یک رسانه شود با چارچوب مشخصی رو به رو نیست. در حالی که پس از بروز مشکل است که متولیان آن رسانه مدعی میشوند و میگویند چرا ما را زیر سوال بردی. دستگاه ناظر میگوید چرا نوشتید و رسانه را زیر سوال میبرد و آن روزنامهنگار، خبرنگار یا آن اهل رسانه نگاهشان به سمت فضای مجازی سوق پیدا میکند که میتوانند در آنجا انتقاد کنند. برخی از اهالی رسانه ما میگویند ما نمینویسیم که در واقع در حال همکاری با رسانه مشخصی هستیم بلکه مینویسیم خبرنگار آزاد یا خبرنگار. این باز هم آن اصل بیطرفی را زیر سوال میبرد،یعنی هیچگاه روزنامهنگار یا خبرنگاری که تریبون مشخصی دارد و در آنجا در حال کار است نباید به نوعیفعالیت کند که یک موقع اصل بیطرفی رسانه خودش را
زیر سوال ببرد که متاسفانه هیچ وقت در ایران این نکته رعایت نمیشود. من خودم به خاطر دارم که دبیر سرویس سیاسی روزنامه بهار بودم و در آنجا یک اصلی گذاشتم و گفتم بچهها شما وقتی تریبون دارید، صحبتهایی که به روزنامه آسیب میزند را در فضای مجازی منتشر نکنید. مثلا علیه قوه قضائیه در فضای مجازی طومار ننویسید. چون این هم اصل بیطرفی را از بین میبرد، هم نگاه یکجانبهگرایانه ایجاد میکند و هم روزنامه را زیر ذرهبین میبرد و شما نسبت به همه اینها مسئول هستید. خب این نگاه من ممکن است آن زمان خیلی از همکارانم به دلیل این شیوه تصمیمگیری بدبین کرده باشد ولی من میدانستم که هر کسی هر جایی کار میکند باید اصول آن رسانه را رعایت کند. البته کار رسانهای در ایران همانطور که گفتم یک حرفه وارداتی است و مثل خیلی چیزهای دیگر به شکل خودش جلو میرود و پایه و اساس درست و حسابی ندارد. در حال حاضر نیز با این شرایطی که به وجود آمده است من به حال رسانههای کشور افسوس میخورم و علاوه بر این برای اهل رسانه مشخص نمیکنند که چارچوب فعالیت در فضای مجازی چیست. انتظاری هم نمیتوان داشت، وقتی روزنامههایی چارچوب مناسبی برای بیمه، استخدام، پرداخت حقوق و دستمزد روزنامهنگاران ندارند و فلهای نیرو میگیرند و هر وقت دلشان بخواهد اخراج میکنند، انتظار داشتن در خصوص چارچوب فعالیت در فضای مجازی،یک جور رویا و زیادهخواهی است.»
>کسب اعتبار، شهرت و درآمد
سینا تفنگچی کارشناس رسانه هم در این باره به آفتاب یزد گفت:
« به این موضوع میتوانیم از چند جنبه نگاه کنیم. یکی از جنبههایی که میشود به این قضیه نگاه کرد این است که امروز خبرنگار میتواند بازتاب خبری داشته باشد و قدرت او بیش از رسانهها شده است. این موضوع در خصوص تمام خبرنگاران البته صادق نیست یعنی هنوز برخی از خبرنگاران اعتبار خود را از رسانهها میگیرند. با توجه به اینکه تعداد خبرنگاران آزاد در کشور ما گسترش پیدا کرده، طبیعی است که ما بیشتر شاهد این نحوه بازتاب باشیم. در رقابت با این افراد که به نوعی میتوانند مرجعیت خبری را به دست بگیرند، خبرنگاران رسانههای مرجع هم لازم است که فعالیتهای اینچنینی داشته باشند به این دلیل که اعتبار رسانه و شخصیت خبری افراد حفظ شود. از سوی دیگر ما در کشور شاهد یک اقتصاد متفاوتی هستیم که میتواند از این راه تقویت شود. به دیگر سخن آن خبرنگارانی که به صورت آزاد کار میکنند با استفاده از این اعتبار میتوانند به درآمد برسند. همچنین با توجه به اینکه همواره درآمدهای روزنامه نگاران قابل توجه نیست، حضور در رسانههای اجتماعی و کسب اعتبار و شهرت و از قبل آن به درآمد رسیدن میتواند بهانه خوبی باشد تا هزینههای جانبی یک خبرنگار ساپورت شود. نکته دیگری که وجود دارد این است که ما امروزه شاهد کوتاه خوانی مردم در سطح جهان هستیم. یعنی در همه جای دنیا مقدار مطالعه پایین آمده است یعنی افراد تمایل دارند
به جای مطالعه گزارشی 20 صفحهای در چند خط مطلب را بخوانند
و متوجه پیام آن شوند. درواقع ما شاهد هستیم که مخاطبین به دنبال دادههایی هستند که در فضای کوچکتر حداکثر اطلاعات را به دست آورد. از همین رو اتفاقی که افتاده باعث شده است که فضای توییتر و شبکههای اجتماعی با توجه به محدودیتهای آنها برای مردم و مخاطب جذابتر باشد. همچنین بحث روزنامه نگاری میدانی موضوع دیگری است که باید مورد توجه قرار بگیرد. درواقع با توجه به اینکه هم اکنون روزنامه نگاری میدانی یک مقداری فضای کمتری را به خود اختصاص میدهد لذا شبکههای اجتماعی بهانه خوبی هستند برای اینکه خبرنگاران مبتنی بر نظریات و آراء بیشتر صحبت کند و این آسیبی است که این فضا به وجود میآورد. در بحث روزنامه نگاری تحقیقی بیشتر از رسانه شخص مهم میشود و دارای اهمیت است و این به شهرت خبرنگار کمک میکند و از این مسیر فرد میتواند اعتبار و فردیت خودش را بیشتر به نمایش بگذارد و شبکههای مجازی محل خوبی برای بازنمایی این موضوع است.»
>آزادی بیان
وی ادامه داد:«در بحث روزنامه نگاری ایرانی یکی از نقاط قوتی که توییتر و شبکههای اجتماعی دارند بیشتر بحث آزادی بیان است که درواقع خبرنگاران بتوانند از این فضا استفاده کنند برای اینکه مقداری فراتر از چارچوب موجود رسانهها فعالیت کنند. میزان محافظه کاری رسانهها در ایران به شدت بالا است در نتیجه بنده نمیتوانم هیچگاه حرف خود را به صورت کامل بیان کنم و در نتیجه شبکههای اجتماعی یک بستر مطلوبی برای روزنامه نگار ایرانی است برای اینکه بتواند آن ناگفتههایی که در رسانهها نمیتواند بازتاب داشته باشد را بیان کند. مورد دیگری که وجود دارد این است که میزان رسانهها در ایران بسیار بالا
است و ما حدود 13 هزار رسانه دارای مجوز داریم. ما میدانیم که به این میزان از رسانه نیاز نداریم یا برای مثال حدود
35 خبرگزاری دارای مجوز در ایران وجود دارد که این میزان حتی در اتحادیه اروپا وجود ندارد در صورتی که این خبرگزاریها حتی عملکرد متفاوتی از یکدیگر ندارند. از سوی دیگر اغلب رسانههای موجود به دنبال کارهای تولیدی نیستند و امروزه در بسیاری از سرویسهای رسانهها موضوعی به عنوان تولید محتوا وجود ندارد. بر این اساس آن تعداد اندک رسانهها و خبرنگاران تصمیم میگیرند برای اینکه بتوانند مرجعیت خودشان و رسانه را حفظ کنند از بستر فضای مجازی برای دیده شدن بیشتر و کسب شهرت استفاده کنند و از این مسیر، تمایز خودشان را در فضای نخبگانی با رسانههایی که صرفا نام رسانه را یدک میکشند به نمایش گذارند. از همین رو است که ما شاهد نوعی فضای نخبگانی توییتر هستیم. این نوع فعالیتها ضریب مشارکت افکار عمومی در خصوص موضوع خاص را میتواند بالاتر ببرد. به نظر من حضور رسانهها و خبرنگاران مطرح در فضای مجازی بسیار مهم و مورد نیاز است و حتی رسانهها میتوانند این اعتبار را به خبرنگاران خود بدهند تا آنها فعالیت بیشتری در این فضاها داشته باشند. این باعث میشود خبرنگاران هم هرچیزی را در فضای مجازی انتشار ندهند.»
ارسال نظرات