تازه ها
اعتراف تلخ نخست وزیر
به گزارش بازار کار، در شرایطی که روایت رسمی رژیم پهلوی بر «ثبات، نظم و توسعه» تأکید داشت، اسناد منتشرشده در مطبوعات همان دوره از واقعیتی متفاوت پرده برمیدارد؛ واقعیتی که در آن، نخستوزیر وقت صراحتاً از ضعف مدیریت، انتصابات غیرتخصصی و بیثباتی ساختاری کابینه سخن میگوید.
وقتی خودِ دولت، دولت را نقد میکند
بر اساس گزارشهای منتشرشده در روزنامه کیهان (۲۳ مرداد ۱۳۴۸) و روزنامه اطلاعات (۲۶ شهریور ۱۳۴۹)، نخستوزیر وقت رژیم پهلوی بهصراحت اعلام میکند که دستگاههای اجرایی در انتخاب افراد شایسته ناتواناند و بسیاری از انتصابات نه بر اساس اصول مدیریت، بلکه بر پایه روابط شخصی انجام میشود.
این اظهارات نه از سوی مخالفان، بلکه از درون ساختار رسمی قدرت مطرح شده است.
کابینهای که ثبات نداشت
مطابق همین اسناد، کابینه وقت تنها در یک دوره، برای ششمین بار دستخوش ترمیم و تغییر شد؛ آن هم بهدلیل ناکامی وزرای کلیدی از جمله در حوزههای مسکن، کشور و کشاورزی.
تغییرات مکرر، نه نشانه پویایی، بلکه علامت آشکار بیثباتی و فقدان برنامهریزی پایدار بود.
مسئله، فرد نبود؛ ساختار مشکل داشت
اعتراف به «ضعف در انتخاب افراد»، در واقع اعتراف به ناکارآمدی یک نظام تصمیمسازی است.
وقتی روابط جای ضابطه را میگیرد و تغییر وزیر به راهحل دائمی تبدیل میشود، نتیجه چیزی جز فرسایش اعتماد عمومی و ناتوانی اجرایی نخواهد بود.
این همان ساختاری است که سالها بعد، در برابر بحرانهای اجتماعی و سیاسی، توان ایستادگی نداشت.
اسناد علیه روایت ثبات پهلوی
در حالی که رسانههای رسمی رژیم از «مدیریت مقتدر» سخن میگفتند، همین رسانهها ناخواسته اسنادی منتشر کردند که خلاف آن را ثابت میکند.
بیثباتی کابینه، اعتراف به انتصابات نادرست و تکرار شکستهای مدیریتی، همگی مؤلفههای یک حکمرانی متزلزلاند، نه یک دولت باثبات.
سند چه میگوید؟
بررسی گزارشهای منتشرشده در مطبوعات رسمی آن دوره نشان میدهد که روزنامه کیهان در ۲۳ مرداد ۱۳۴۸ از اعتراف صریح نخستوزیر به ضعف مدیریت و غلبه انتصابات رابطهمحور پرده برداشته و روزنامه اطلاعات در ۲۶ شهریور ۱۳۴۹ نیز با انتشار خبر ترمیم مجدد کابینه، تداوم بیثباتی در ساختار اجرایی کشور را تأیید کرده است؛ مجموعه این شواهد نشان میدهد که مسئله، ناکارآمدی یک فرد یا وزارتخانه خاص نبود، بلکه ساختار معیوب تصمیمگیری و حکمرانی ریشه اصلی بحرانها به شمار میرفت، تا جایی که مطبوعات رسمی رژیم پهلوی، ناخواسته و در همان زمان، تصویری مستند از ناکارآمدی نظام مدیریتی حاکم را ثبت و ماندگار کردند.
این اسناد نشان میدهد بحران مدیریت در دوران پهلوی، پنهان یا تحمیلی نبود؛ بلکه ثبتشده، مکتوب و مورد اعتراف مقامات عالیرتبه بود.
اعترافاتی که امروز، بیش از هر تحلیل بیرونی، ماهیت واقعی آن نظام مدیریتی را آشکار میکند.
انتهای پیام
ارسال نظرات