تازه ها
حکمرانی هوش مصنوعی در دانشگاهها
در دهههای گذشته، هر موج فناورانهای که وارد دانشگاهها شد، ابتدا با هیجان و سپس با مجموعهای از پرسشها و چالشها همراه بود. شبکه جهانی اطلاعات، آموزش الکترونیکی، شبکههای اجتماعی، کلاندادهها و رایانش ابری، هر یک در زمان خود دانشگاهها را با فرصتها و مخاطرات جدیدی مواجه کردند.
به گزارش بازارکار،به نظر میرسد هوش مصنوعی از جهات مختلف با تمامی فناوریهای پیشین تفاوت دارد. این فناوری نهتنها ابزارهای آموزشی و پژوهشی را متحول کرده، بلکه در حال بازتعریف مفهوم یادگیری، تولید دانش و حتی نقش استاد و دانشجو در نظام آموزش عالی است.
در چنین شرایطی، بسیاری از دانشگاهها و دولتها به این جمعبندی رسیدهاند که مسئله اصلی دیگر «استفاده از هوش مصنوعی» نیست؛ بلکه «حکمرانی هوش مصنوعی» است. به بیان دیگر، پرسش اساسی این نیست که آیا باید از هوش مصنوعی استفاده کرد یا خیر، بلکه این است که چگونه باید آن را مدیریت، تنظیم و هدایت کرد تا منافع آن حداکثر و مخاطرات آن حداقل شود.
حکمرانی هوش مصنوعی؛ دغدغه جدید دانشگاههای جهان
تا چند سال پیش، رقابت دانشگاهها بر سر توسعه زیرساختهای دیجیتال، آموزش مجازی و دسترسی به فناوریهای نوین بود. امروز، اما موضوعات جدیدی در صدر دستور کار مدیران آموزش عالی قرار گرفته است؛ از حریم خصوصی دادههای دانشجویان گرفته تا مسئولیتپذیری الگوریتمها، از اعتبار علمی پژوهشها تا تأثیر هوش مصنوعی بر اشتغال دانش آموختگان.
دانشگاهها به این واقعیت رسیدهاند که هوش مصنوعی صرفاً یک ابزار فنی نیست، بلکه یک پدیده اجتماعی، اقتصادی، حقوقی و اخلاقی است. تصمیمهایی که پیشتر توسط انسانها اتخاذ میشد، بهتدریج به الگوریتمها سپرده میشود. از ارزیابی عملکرد دانشجویان و تحلیل رفتار آموزشی آنان گرفته تا انتخاب متقاضیان بورسیه، مدیریت پژوهش و حتی ارائه مشاوره تحصیلی، هوش مصنوعی در حال ورود به حوزههایی است که مستقیماً با حقوق و آینده افراد ارتباط دارد.
تجربه آمریکا؛ از توسعه فناوری تا مسئولیتپذیری
ایالات متحده همچنان یکی از پیشگامان توسعه فناوریهای هوش مصنوعی در جهان محسوب میشود. دانشگاههایی مانند MIT، دانشگاه استنفورد و دانشگاه هاروارد از نخستین مراکزی بودند که استفاده گسترده از ابزارهای هوش مصنوعی مولد را در آموزش و پژوهش آغاز کردند.
با این حال، نکته قابل توجه آن است که همین دانشگاهها همزمان کمیتههای اخلاق هوش مصنوعی، دستورالعملهای استفاده از ابزارهای مولد و چارچوبهای نظارتی متعددی را طراحی کردهاند. در آمریکا، اکنون بحث اصلی تنها توسعه فناوری نیست، بلکه پاسخگویی الگوریتمی، شفافیت تصمیمات مبتنی بر هوش مصنوعی و حفاظت از دادههای کاربران است.
تجربه چین؛ هوش مصنوعی به مثابه راهبرد ملی
چین رویکرد متفاوتی را دنبال کرده است. این کشور هوش مصنوعی را بخشی از راهبرد کلان توسعه ملی خود میداند. دانشگاههای برجسته چین مانند تیسنگ هوا و پکن در کنار توسعه فناوری، بر ایجاد چارچوبهای حکمرانی و مقرراتگذاری نیز سرمایهگذاری کردهاند.
دولت چین به موازات توسعه زیرساختهای هوش مصنوعی، تلاش کرده است نظامی برای مدیریت دادهها، امنیت سایبری و کنترل ریسکهای اجتماعی ناشی از این فناوری ایجاد کند. تجربه چین نشان میدهد که موفقیت در عصر هوش مصنوعی صرفاً به معنای تولید الگوریتمهای قدرتمند نیست، بلکه نیازمند ایجاد نهادها و قواعدی است که استفاده مسئولانه از فناوری را تضمین کند.
تجربه سنگاپور؛ الگوی حکمرانی هوشمند
سنگاپور نمونه دیگری از کشورهای موفق در این حوزه است. این کشور کوچک، اما پیشرو، از سالها پیش راهبرد ملی هوش مصنوعی خود را تدوین کرده و دانشگاههای آن نقش مهمی در این فرآیند ایفا میکنند.
آنچه تجربه سنگاپور را متمایز میکند، تمرکز بر اعتماد عمومی است. سیاستگذاران این کشور دریافتهاند که بدون اعتماد شهروندان، حتی پیشرفتهترین فناوریها نیز نمیتوانند به موفقیت پایدار دست یابند. به همین دلیل، آموزش اخلاق هوش مصنوعی، شفافیت در استفاده از دادهها و مسئولیتپذیری نهادی به بخش جداییناپذیر سیاستهای آموزش عالی این کشور تبدیل شده است.
چالش اعتبار علمی در عصر هوش مصنوعی
یکی از مهمترین مسائل دانشگاههای جهان، حفظ اعتبار علمی در شرایطی است که هوش مصنوعی میتواند در چند ثانیه مقاله، گزارش، کد رایانهای و حتی تحلیلهای پیچیده تولید کند.
پس از فراگیر شدن ابزارهای هوش مصنوعی مولد، بسیاری از دانشگاههای مطرح جهان از جمله دانشگاه آکسفورد، دانشگاه هاروارد و دانشگاه ملی سنگاپور بخشی از نظام ارزیابی خود را بازطراحی کردهاند. در این دانشگاهها تأکید بیشتری بر مصاحبههای علمی، ارائههای شفاهی، پروژههای عملی، تحلیل مطالعات موردی و حل مسائل واقعی شده است.
برای نمونه، در برخی دروس به جای برگزاری آزمونهای سنتی مبتنی بر حفظیات، از دانشجویان خواسته میشود راهحلی نوآورانه برای یک مسئله واقعی ارائه کنند، از یافتههای خود در برابر استادان دفاع کنند یا نتایج یک پروژه را بهصورت عملی به نمایش بگذارند.
این تغییر رویکرد از آنجا ناشی میشود که پاسخ به بسیاری از پرسشهای مبتنی بر اطلاعات و محفوظات را اکنون هوش مصنوعی نیز میتواند تولید کند؛ اما توانایی استدلال، تفکر انتقادی، خلاقیت، قضاوت حرفهای و تصمیمگیری در شرایط پیچیده همچنان از ویژگیهای منحصربهفرد انسان به شمار میرود.
از همین رو، دانشگاههای پیشرو جهان در تلاشاند تا نظام ارزیابی خود را از سنجش «دانستهها» به سمت سنجش «توانایی اندیشیدن و حل مسئله» سوق دهند.
حاکمیت دادهها؛ سرمایه راهبردی دانشگاهها
یکی دیگر از ابعاد مهم حکمرانی هوش مصنوعی، مدیریت دادههاست. دانشگاهها روزانه حجم عظیمی از اطلاعات مربوط به دانشجویان، اعضای هیئت علمی، پژوهشها و فعالیتهای آموزشی را تولید میکنند.
این دادهها اکنون به یکی از ارزشمندترین داراییهای دانشگاهها تبدیل شدهاند. در صورت نبود چارچوبهای مناسب، خطر نقض حریم خصوصی، نشت اطلاعات و وابستگی به پلتفرمهای خارجی افزایش مییابد. از این رو، بسیاری از دانشگاههای جهان در حال تدوین سیاستهای مستقل برای مالکیت، ذخیرهسازی و استفاده از دادهها هستند.
ایران و ضرورت تدوین نظام حکمرانی هوش مصنوعی دانشگاهی
برای ایران، موضوع حکمرانی هوش مصنوعی در آموزش عالی صرفاً یک انتخاب نیست؛ بلکه یک ضرورت راهبردی است. دانشگاههای کشور در سالهای آینده ناگزیر خواهند بود استفاده از هوش مصنوعی را در آموزش، پژوهش و مدیریت گسترش دهند. اما اگر این تحول بدون سیاستگذاری و چارچوبهای مناسب انجام شود، ممکن است با چالشهایی جدی روبهرو شویم.
کشور ما از ظرفیتهای علمی قابل توجهی در حوزه هوش مصنوعی برخوردار است. صدها پژوهشگر، شرکت دانشبنیان و مرکز تحقیقاتی در این حوزه فعالیت میکنند. با این حال، توسعه فناوری بدون توسعه حکمرانی نمیتواند موفقیت پایدار ایجاد کند.
ایران نیازمند تدوین منشور ملی اخلاق هوش مصنوعی در دانشگاهها، ایجاد سازوکارهای نظارت بر استفاده از الگوریتمها، حمایت از توسعه سامانههای بومی، آموزش سواد هوش مصنوعی به استادان و دانشجویان و تقویت همکاری میان دانشگاه، صنعت و دولت است.
جمعبندی
در سالهای آینده، شکاف میان دانشگاههای موفق و ناموفق نه بر اساس میزان دسترسی به ابزارهای هوش مصنوعی، بلکه بر اساس کیفیت حکمرانی این فناوری شکل خواهد گرفت. دانشگاههایی که بتوانند میان نوآوری و مسئولیتپذیری، میان توسعه فناوری و حفظ ارزشهای علمی، و میان بهرهوری و حقوق انسانی تعادل برقرار کنند، رهبران واقعی عصر جدید خواهند بود.
هوش مصنوعی بدون تردید یکی از بزرگترین تحولات تاریخ آموزش عالی است؛ اما آنچه آینده دانشگاهها را تعیین میکند، خود هوش مصنوعی نیست، بلکه کیفیت حکمرانی آن است. از همین رو میتوان گفت مهمترین پرسش پیش روی دانشگاههای قرن بیستویکم این نیست که «چگونه از هوش مصنوعی استفاده کنیم؟» بلکه این است که چگونه بر هوش مصنوعی حکمرانی کنیم؟
آینده از آنِ دانشگاههای دارای حکمرانی هوشمند است.
* عضو هیات علمی دانشگاه
ارسال نظرات