تازه ها
آینده نویسندگی را روشن می بینم
به گزارش بازارکار، محمدجعفر محمدزاده از مدیران فرهنگی و رسانهای ایران است که بیشتر با مسئولیت او بهعنوان معاون مطبوعاتی و اطلاعرسانی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی شناخته میشود. او در سالهایی که در این سمت حضور داشت، یکی از چهرههای اثرگذار در حوزه سیاستگذاری رسانه، مطبوعات و ارتباط دولت با فضای خبری کشور به شمار میرفت.
محمدزاده در کنار فعالیتهای اجرایی، سابقه حضور در عرصههای فرهنگی، رسانهای و مدیریتی را نیز داشته و نام او بیشتر با موضوعاتی مانند ساماندهی امور مطبوعات، حمایت از رسانهها، سیاستگذاری در حوزه نشر خبر و توسعه فعالیتهای اطلاعرسانی گره خورده است.
به طور کلی، محمدجعفر محمدزاده را میتوان از جمله مدیرانی دانست که در ساختار فرهنگی و رسانهای کشور نقش موثر داشته و نام او به نیکی در تاریخ مدیریت مطبوعاتی ایران، بهویژه در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ثبت شده است.
روز قلم در ایران، چهاردهم تیرماه است؛ روزی ارزشمند برای پاسداشت نویسندگان، پژوهشگران، مترجمان، منتقدان و همه کسانی که با اندیشه و نوشتن، در رشد فرهنگ و آگاهی جامعه نقش دارند. سالها جای چنین روزی در تقویم رسمی ایران خالی بود تا اینکه با پیشنهاد اعضای انجمن قلم ایران و پس از بررسیهای تاریخی و فرهنگی، ۱۴ تیرماه به عنوان روز قلم انتخاب و سرانجام در شورای عالی انقلاب فرهنگی به تصویب رسید.
به همین مناسبت با دکتر محمدجعفر محمدزاده، پژوهشگر، نویسنده و استاد دانشگاه به گفتگو نشستیم.
در آستانه روز قلم، به نظر شما این مناسبت تا چه اندازه توانسته توجه جامعه و سیاستگذاران فرهنگی را به جایگاه نویسندگان و فعالان حوزه کتاب جلب کند؟
پیش از هر چیز از شما سپاسگزارم که بنده را برای این گفتوگو شایسته دانستید. سخن، اندیشهای است که به ظهور رسیده است. اندیشههای انسان یا در گفتار متجلی میشوند یا در نوشتار. میان زبان، عقل و اندیشه پیوندی عمیق وجود دارد؛ تا آنجا که برخی حکمای ما، از جمله ملاصدرا، از نوعی اینهمانی میان این مفاهیم سخن گفتهاند. از این منظر، هنگامی که از قلم و اهل قلم سخن میگوییم، در حقیقت از عقل و اندیشه انسانی سخن میگوییم؛ همان گوهر گرانبهایی که هویت و امتیاز انسان را میسازد.
با این حال، باید اذعان کرد که روز قلم هنوز آن جایگاهی را که شایسته آن است در فضای عمومی و رسانهای کشور پیدا نکرده است. این مناسبت کمتر از آنچه باید در صدر توجهات فرهنگی قرار میگیرد و در نتیجه فرصت آن را نمییابد که حساسیت و توجه سیاستگذاران را به مسئله تولید فکر، دانش و فرهنگ جلب کند. در حالی که گاه موضوعاتی کماهمیتتر از قلم و اندیشه، سهم بیشتری از توجه عمومی و رسانهای را به خود اختصاص میدهند.
البته مهمترین مدافع قلم، خود قلم است. هیچ چیز به اندازه آثار ماندگار نویسندگان، پژوهشگران و اندیشمندان نمیتواند ارزش نویسندگی را آشکار کند. از همین رو امید اصلی باید به قدرت اندیشه و آفرینش فکری اهل قلم باشد. قلم ظرفیتی ملی و تمدنی دارد و شایسته است جایگاهی فراتر از مناسبتهای تقویمی پیدا کند.
با توجه به شرایط فعلی، آیا نویسندگی در ایران میتواند یک حرفه پایدار و تماموقت محسوب شود یا بیشتر به عنوان فعالیتی در کنار شغلهای دیگر دنبال میشود؟
نویسندگی در ذات خود میتواند یک حرفه پایدار و تماموقت باشد، اما تحقق این امر نیازمند پیششرطهایی است که هنوز بهطور کامل فراهم نشدهاند. مهمترین پیششرط، احساس نیاز جامعه به متن اصیل، خلاقانه و اندیشهورز است.
امروزه بسیاری از نیازهای روزمره به تولید متن، از طریق موتورهای جستوجو و ابزارهای هوش مصنوعی برطرف میشود و برخی تصور میکنند که این ابزارها میتوانند جایگزین نویسنده شوند. در حالی که هوش مصنوعی رقیب نویسنده نیست؛ رقیب نویسندگی سطحی، تکراری و فاقد خلاقیت است. همین سامانهها نیز برای ادامه حیات خود به دادهها و محتوای ارزشمندی نیاز دارند که حاصل پژوهش، تجربه و خلاقیت نویسندگان و اندیشمندان است.
به همین دلیل معتقدم هرچه به سمت تولید محتوای عمیقتر و تخصصیتر حرکت کنیم، نقش نویسنده نه تنها کاهش نمییابد بلکه اهمیت بیشتری پیدا میکند. آنچه ممکن است کمرنگ شود، نویسندگی ماشینی و تکرار اطلاعات موجود است، نه نویسندگی خلاق و اندیشهمحور.
مهمترین مشکلات اقتصادی و معیشتی نویسندگان و مترجمان در حال حاضر چیست و این مسائل چه تأثیری بر تولید آثار جدید دارد؟
پیش از هر بحثی درباره معیشت نویسندگان، باید درباره جایگاه حرفهای نویسندگی توافق داشته باشیم. وقتی در بسیاری از ساختارهای رسانهای و فرهنگی، نویسندگی دیگر به عنوان یک حرفه تخصصی شناخته نمیشود، طبیعی است که نظام حمایتی و اقتصادی متناسب با آن نیز شکل نگیرد.
امروز یکی از مشکلات اصلی، تنها مسئله درآمد نیست؛ بلکه کاهش منزلت حرفهای نویسندگی نیز هست. بسیاری گمان میکنند که تولید متن کاری آسان و قابل جایگزینی است، در حالی که نویسنده واقعی برای هر اثر ساعتها مطالعه، تأمل، تحقیق و بازآفرینی انجام میدهد.
در چنین فضایی، آثار سطحی و کمهزینه بیشتر مورد توجه قرار میگیرند و نویسندگان جدی کمتر فرصت دیده شدن پیدا میکنند. نتیجه این روند، کاهش انگیزه برای خلق آثار ماندگار و عمیق است. اگر در فضای فرهنگی کشور معیارهای تشخیص و ارزشگذاری آثار فاخر تقویت نشود، طبیعی است که تولید آثار جدی نیز با دشواری بیشتری روبهرو خواهد شد.
وضعیت قراردادهای نشر و حقالتألیف در ایران را چگونه ارزیابی میکنید و آیا این ساختار توانسته حقوق حرفهای نویسندگان را به شکل مناسبی تأمین کند؟
واقعیت این است که هنوز ساختار قدرتمند و فراگیری برای حمایت از حقوق حرفهای نویسندگان وجود ندارد. روابط میان نویسنده و ناشر یا برخی رسانهها عمدتاً بر پایه توافقهای دوجانبه است و در بسیاری از موارد سهم نویسنده متناسب با زحمتی که برای تولید اثر متحمل شده نیست.
برای مثال، وقتی حق تألیف بر اساس درصدی از قیمت پشت جلد محاسبه میشود و شمارگان کتاب نیز بسیار محدود است، درآمد حاصل از آن تناسب چندانی با زمان، دانش و انرژی صرفشده برای تولید اثر ندارد.
از سوی دیگر، افزایش هزینههای کاغذ، چاپ، توزیع و سایر خدمات نشر نیز شرایط را دشوارتر کرده است. با این همه، نویسندگان خلاق و صاحب اثر همچنان بزرگترین سرمایه خود را در اندیشه و توان تولید محتوا میبینند؛ سرمایهای که در بلندمدت ارزش خود را حفظ میکند.
برخی کاهش تیراژ کتابها را به کاهش سرانه مطالعه نسبت میدهند. به نظر شما چه عواملی بیشترین نقش را در تغییر الگوی مطالعه در جامعه داشتهاند؟
به گمان من بیش از آنکه با کاهش مطلق مطالعه مواجه باشیم، با تغییر الگوی مطالعه روبهرو هستیم. فضای مجازی، کتابهای الکترونیکی، کتابهای صوتی و شبکههای اجتماعی بخش مهمی از نیازهای اطلاعاتی مردم را تأمین میکنند.
البته هیچیک از این ابزارها نمیتوانند جای مطالعه عمیق کتاب را بگیرند، اما واقعیت این است که شکل دسترسی به دانش و اطلاعات تغییر کرده است. جامعه امروز کمتر دچار فقر اطلاعات است و بیشتر با آشفتگی اطلاعات مواجه است. حجم انبوه دادهها گاه احساس دانایی ایجاد میکند، بیآنکه به فهم عمیق منجر شود.
از سوی دیگر، افزایش قیمت کتاب نیز بر کاهش خرید آن تأثیر گذاشته است. با این حال، توسعه کتابخانههای عمومی، کتابخانههای دیجیتالی و فضاهای مطالعه میتواند بخشی از این مشکل را جبران کند و زمینه بازگشت به مطالعه عمیقتر را فراهم آورد.
در سالهای اخیر انتشار غیرقانونی کتابها در فضای مجازی افزایش یافته است. این مسئله چه تأثیری بر اقتصاد نویسندگان گذاشته و چه راهکاری برای مدیریت آن وجود دارد؟
انتشار غیرقانونی آثار فرهنگی، پیش از هر چیز به حقوق نویسنده آسیب میزند. نویسنده برای تولید یک اثر سالها زمان صرف میکند، اما گاه نسخههای غیرمجاز بدون رعایت حقوق مادی و معنوی او منتشر میشوند و بخش مهمی از منافع اثر از میان میرود.
این مسئله نه تنها به نویسندگان، بلکه به ناشران قانونی و سرمایهگذاران واقعی حوزه فرهنگ نیز آسیب میزند و نظم اقتصادی نشر را مختل میکند.
خوشبختانه در زمینه مالکیت فکری و حقوق معنوی، قوانین و ظرفیتهای حقوقی قابل قبولی وجود دارد، اما مشکل اصلی در اجرای کامل این قوانین و آگاهیبخشی نسبت به آنهاست. تقویت فرهنگ احترام به حقوق مؤلف و اجرای دقیق قوانین موجود میتواند بخش مهمی از این آسیب را کاهش دهد.
به نظر شما چه سیاستها و حمایتهایی میتواند به بهبود وضعیت معیشتی و حرفهای اهل قلم کمک کند؟
معیشت نویسندگان را نمیتوان جدا از وضعیت کلی اقتصاد و فرهنگ جامعه تحلیل کرد. با این حال، برخی کارها میتواند به بهبود شرایط حرفهای اهل قلم کمک کند.
اجرای دقیق قوانین مالکیت فکری، تقویت تشکلهای صنفی، حمایت هدفمند از آثار ارزشمند، توسعه بازار کتاب و افزایش دسترسی عمومی به محصولات فرهنگی از جمله این راهکارهاست. همچنین ضروری است که سیاستهای فرهنگی بیش از گذشته به تولید محتوا و اندیشه اصیل توجه کنند، زیرا سرمایه اصلی هر جامعهای در نهایت سرمایه فکری آن است.
با توجه به تحولات فناوری و فراگیر شدن هوش مصنوعی، رشد کتابهای الکترونیک و صوتی و تغییر سبک مصرف فرهنگی، آینده حرفه نویسندگی را چگونه ارزیابی میکنید؟
من آینده نویسندگی را روشن میبینم، هرچند شکل و شیوه آن در حال تغییر است. فناوری بسیاری از فرآیندهای تولید، ویرایش و انتشار محتوا را متحول کرده است، اما نیاز انسان به اندیشه، روایت، تحلیل و خلاقیت همچنان باقی است.
هوش مصنوعی میتواند دستیار بسیار توانمندی برای نویسندگان باشد و سرعت و دقت کار آنان را افزایش دهد، اما تولید اندیشه اصیل، تجربه زیسته، نگاه خلاق و روایت انسانی همچنان در قلمرو انسان باقی خواهد ماند.
بنابراین آینده از آنِ نویسندگانی است که بتوانند در کنار بهرهگیری از فناوری، ارزش افزوده فکری و خلاقانه تولید کنند.
جنابعالی معاون مطبوعاتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بودید و با مشکلات روزنامهنگاران و نویسندگان آشنایی خوبی دارید. چه پیشنهادی برای اشتغال فارغالتحصیلان علوم انسانی در رشتههای مترجمی، ادبیات، روزنامهنگاری و ... دارید؟
رسانه در جهان امروز از مهمترین و اثرگذارترین عرصههای زندگی اجتماعی است و هیچ نظام سیاسی، فرهنگی یا اقتصادی نمیتواند خود را از رسانه بینیاز بداند.
برخی مشاغل رسانهای نسبت به گذشته دچار تحول شدهاند. برای مثال، ترجمههای ساده و عمومی تا حد زیادی تحت تأثیر فناوری قرار گرفتهاند، اما در مقابل، نیاز به تحلیلگران محتوا، ویراستاران حرفهای، گزارشگران میدانی، پژوهشگران رسانه، برنامهسازان خلاق، مصاحبهکنندگان حرفهای و متخصصان داده و محتوا روزبهروز بیشتر میشود.
به باور من، مزیت اصلی فارغالتحصیلان علوم انسانی در آینده نه در حفظ اطلاعات، بلکه در توانایی تحلیل، روایتگری، مسئلهشناسی و تولید معنا خواهد بود. اینها تواناییهایی هستند که هنوز هیچ فناوری نتوانسته جایگزین کامل آنها شود. از این رو کسانی که میخواهند در عرصه رسانه و فرهنگ موفق باشند، باید خود را با تحولات جدید هماهنگ کنند و به طور مستمر بر دانش، مهارت و قدرت تحلیل خود بیفزایند.
ل.ق
ارسال نظرات