بنیانگذار اطلاع رسانی نوین اشتغال در ایران
خبر فوری

تازه ها

کد خبر : ۱۷۸۶۵۲

حقوق بر مدار عملکرد؛ آزمون تازه دولت برای اصلاح نظام پرداخت

پول برای تسهیلات اشتغال و وام
ابلاغ ضوابط اجرایی بودجه ۱۴۰۵ را باید یکی از تازه‌ترین نشانه‌های عزم دولت برای بازتنظیم نظام پرداخت در بخش عمومی دانست؛ رویکردی که در آن، پیوند میان دریافتی کارکنان و میزان عملکرد، بیش از گذشته مورد توجه قرار گرفته است. اگرچه این سیاست با اهدافی همچون شفاف‌سازی، ارتقای عدالت اداری و افزایش بهره‌وری مطرح می‌شود، اما تجربه نشان داده است که فاصله میان «طراحی سیاست» و «تحقق نتایج» در این حوزه، فاصله‌ای تعیین‌کننده و گاه بسیار پرهزینه است.
جمعه ۲۶ تير ۱۴۰۵ - ۱۸:۵۳

بازارکار-بر اساس چارچوب‌های ابلاغی، دستگاه‌های اجرایی و شرکت‌های دولتی مکلف شده‌اند اطلاعات مربوط به حقوق، مزایا و سایر پرداختی‌های خود را در سازوکاری متمرکز ثبت و مدیریت کنند. همچنین شرکت‌های دولتی باید ضوابط نظام پرداخت خود را برای بررسی و تأیید، در اختیار سازمان اداری و استخدامی کشور قرار دهند. این اقدام در سطح اداری، گامی برای یکپارچه‌سازی و انضباط‌بخشی به پرداخت‌ها تلقی می‌شود؛ اما در سطح سیاست‌گذاری، نشانه‌ای روشن از حرکت تدریجی به سوی اجرای نظام پرداخت مبتنی بر عملکرد است.

آنچه در مرحله نخست مورد تأکید قرار گرفته، تمرکز بر مزایای خارج از حکم کارگزینی مانند اضافه‌کار، پاداش و برخی پرداخت‌های رفاهی است. به بیان دیگر، دولت فعلاً از ورود مستقیم به حقوق پایه پرهیز کرده و اصلاح را از بخش متغیر دریافتی‌ها آغاز کرده است. این انتخاب، از یک سو نشان‌دهنده احتیاط در اجرای سیاست است و از سوی دیگر، بیانگر آن است که دولت تلاش دارد کم‌هزینه‌ترین و انعطاف‌پذیرترین بخش نظام پرداخت را به ارزیابی عملکرد پیوند بزند.

چرایی بازگشت این سیاست را باید در بستر تحولات بودجه‌ای و اداری کشور جست‌وجو کرد. در سال‌های اخیر، هزینه‌های مربوط به حقوق و مزایا سهم فزاینده‌ای از بودجه عمومی را به خود اختصاص داده و همزمان، انتقادها نسبت به ناکارآمدی بخشی از نظام اداری و نابرابری در پرداخت‌ها نیز افزایش یافته است. در چنین شرایطی، ادامه الگوی سنتی پرداخت که در آن بخش عمده‌ای از دریافتی‌ها ارتباط مستقیمی با کیفیت کار یا میزان بهره‌وری ندارد، برای دولت دشوارتر از گذشته شده است.

در واقع، یکی از مسائل ریشه‌ای نظام پرداخت در ایران، گسست میان «هزینه نیروی انسانی» و «خروجی واقعی دستگاه‌ها» است. در بسیاری از موارد، تفاوت دریافتی کارکنان نه از تفاوت در عملکرد، بلکه از تفاوت در دستگاه محل خدمت، دسترسی به منابع داخلی یا نوع پرداخت‌های غیرمستمر ناشی می‌شود. این وضعیت، هم در درون بدنه اداری احساس بی‌عدالتی ایجاد کرده و هم در سطح عمومی، پرسش‌هایی درباره منطق پرداخت در بخش دولتی به وجود آورده است. از همین منظر، دولت تلاش می‌کند با شفاف‌سازی اطلاعات و بازتعریف بخشی از نظام جبران خدمت، رابطه‌ای منطقی‌تر میان عملکرد و دریافتی ایجاد کند.

با این حال، جذابیت نظری این سیاست نباید دشواری‌های عملی آن را پنهان کند. پرداخت مبتنی بر عملکرد، در صورتی می‌تواند به افزایش بهره‌وری منجر شود که عملکرد، به‌درستی، منصفانه و بر اساس معیارهای معتبر سنجیده شود. این شرط در بخش عمومی، به‌مراتب پیچیده‌تر از حوزه‌های تولیدی و بنگاه‌های اقتصادی است. بسیاری از وظایف اداری، خدماتی و کارشناسی، ماهیتی کیفی دارند و ارزیابی آن‌ها را نمی‌توان صرفاً با چند شاخص کمی و عددی انجام داد. اگر ارزیابی‌ها به معیارهای سطحی و آسان‌سنج محدود شوند، خطر آن وجود دارد که کارکنان به جای بهبود واقعی عملکرد، صرفاً رفتار خود را با الزامات صوری شاخص‌ها تطبیق دهند.

نقش مدیران در این میان، نقشی کلیدی و در عین حال حساس است. در هر نظام ارزیابی، بخشی از داوری ناگزیر به قضاوت مدیریتی وابسته می‌شود. همین وابستگی، اگر با ضابطه‌مندی، ثبت سیستمی و نظارت مؤثر همراه نباشد، می‌تواند زمینه‌ساز سلیقه‌محوری، تبعیض یا تعارض‌های درون‌سازمانی شود. کارکنانی که احساس کنند میزان دریافتی آن‌ها بیش از آنکه به کیفیت کارشان وابسته باشد، به نظر شخصی مدیران گره خورده است، نه‌تنها اعتماد خود را به این نظام از دست می‌دهند، بلکه ممکن است آن را به‌مثابه ابزاری برای اعمال فشار اداری تلقی کنند.

از سوی دیگر، پیامدهای رفتاری این سیاست نیز قابل توجه است. پرداخت مبتنی بر عملکرد، در صورت طراحی مناسب، می‌تواند برای نیروهای متخصص، پرتلاش و مسئولیت‌پذیر، نوعی انگیزه مضاعف ایجاد کند و احساس دیده شدن تلاش واقعی را افزایش دهد. اما در صورت ابهام در شاخص‌ها یا نبود سازوکارهای اعتراضی قابل اتکا، همین سیاست می‌تواند منبع اضطراب شغلی، بی‌ثباتی روانی و فرسایش اعتماد در محیط‌های اداری شود. تجربه سیاست‌های مشابه نشان داده است که «احساس عدالت» در بسیاری موارد، حتی از میزان پرداخت نیز مهم‌تر است. کارکنان زمانی با چنین اصلاحاتی همراه می‌شوند که اطمینان داشته باشند قواعد ارزیابی برای همه یکسان، شفاف و قابل دفاع است.

در سطحی کلان‌تر، این سیاست فقط یک تغییر در نحوه پرداخت نیست، بلکه می‌تواند به بازتعریف مناسبات درون سازمانی نیز منجر شود. اگر شاخص‌ها صرفاً بر عملکرد فردی تمرکز داشته باشند، ممکن است روحیه همکاری و مسئولیت‌پذیری جمعی تضعیف شود. در مقابل، اگر ارزیابی‌ها با نگاه ترکیبی و متوازن طراحی شوند، امکان آن وجود دارد که هم کارآمدی فردی و هم هماهنگی سازمانی تقویت شود. از این جهت، موفقیت این طرح به کیفیت معماری نهادی آن وابسته است؛ معماری‌ای که باید هم منافع سازمان را ببیند، هم حقوق کارکنان را و هم مقتضیات واقع‌بینانه اداره بخش عمومی را.

نکته مهم دیگر آن است که اجرای موفق چنین مدلی، صرفاً با صدور بخشنامه یا ایجاد سامانه محقق نمی‌شود. این رویکرد نیازمند داده‌های دقیق، نظام اطلاعاتی قابل اعتماد، شاخص‌های بومی‌سازی‌شده، آموزش مدیران، سازوکار نظارت و امکان رسیدگی مؤثر به اعتراضات است. بدون این زیرساخت‌ها، حتی بهترین ایده‌ها نیز ممکن است در مرحله اجرا به نتایجی معکوس منجر شوند.

در جمع‌بندی باید گفت، نظام پرداخت مبتنی بر عملکرد را می‌توان یکی از جدی‌ترین آزمون‌های پیش روی نظام اداری کشور دانست. این سیاست، در صورت اجرای صحیح، می‌تواند به کاهش بخشی از نابرابری‌های مزمن، افزایش شفافیت، بهبود بهره‌وری و ارتقای کیفیت خدمات عمومی کمک کند. اما در صورت اجرای شتاب‌زده، غیرشفاف یا سلیقه‌ای، همان‌قدر که ظرفیت اصلاح دارد، استعداد تولید نارضایتی و بی‌اعتمادی نیز خواهد داشت.

مسأله اصلی، در نهایت، نه در اصل ایده بلکه در کیفیت اجرا نهفته است. آنچه تعیین می‌کند این سیاست به یک اصلاح مؤثر بدل شود یا به تجربه‌ای نیمه‌تمام دیگر در کارنامه نظام اداری، میزان دقت دولت در طراحی شاخص‌ها، تضمین عدالت در ارزیابی و پایبندی به شفافیت در اجراست.

نگاه بازارکار:

پرداخت مبتنی بر عملکرد، اگر بر پایه معیارهای روشن، ارزیابی حرفه‌ای و نظارت مؤثر استوار شود، می‌تواند یکی از مهم‌ترین اصلاحات اداری سال‌های اخیر باشد. اما اگر این سیاست صرفاً به ابزار کنترل هزینه یا بازتوزیع سلیقه‌ای مزایا تبدیل شود، نتیجه آن نه افزایش بهره‌وری، بلکه تعمیق بی‌اعتمادی در بدنه اجرایی خواهد بود. موفقیت این طرح، بیش از هر چیز، به کیفیت حکمرانی در اجرای آن وابسته است.

برچسب ها:

ارسال نظرات

captcha