تازه ها
مأموریت خاموش سربازان گمنام در نبرد روایتها
به گزارش بازار کار، به نقل از خبرگزاری فارس، جهان امروز، میدان جنگی است که صدای انفجارش شنیده نمیشود اما آثارش عمیقتر از هر گلولهای است. جنگ روایتها، نبردی است بر سر «تفسیر واقعیت»؛ جایی که حقیقت، پیش از آنکه دیده شود، روایت میشود و اگر روایت به دست دشمن بیفتد، واقعیت هم اسیر میشود. در چنین صحنهای، امنیت دیگر فقط با دیوار و سیمخاردار تعریف نمیشود؛ امنیت، بیش از هر زمان دیگری، به آگاهی عمومی گره خورده است.
در این میدان پیچیده و چندلایه، سربازان گمنام امام زمان (عج) نقشی فراتر از مأموریتهای کلاسیک اطلاعاتی برعهده دارند. آنها نگهبان حقیقتاند؛ حافظان مرزهای ذهنی جامعه در برابر تحریف، شایعه و عملیات روانی.
وقتی روایت، جای واقعیت مینشیند
دشمنان این سرزمین سالهاست دریافتهاند که برای تضعیف یک ملت، نیازی به اشغال خاک نیست؛ کافی است اعتماد عمومی را نشانه بگیرند. روایتسازی هدفمند، برجستهسازی گزینشی، حذف بخشی از واقعیت و القای ناامیدی، ابزارهای اصلی این جنگ خاموشاند.
در چنین فضایی، هر خبر میتواند یا به تقویت انسجام اجتماعی کمک کند یا به شکافهای پنهان دامن بزند. مرز میان آگاهیبخشی و التهابآفرینی باریک است و عبور از آن، گاه تنها با یک تیتر نادرست یا یک روایت ناقص اتفاق میافتد. اینجاست که نقش سربازان گمنام، حیاتی و تعیینکننده میشود.
اشراف اطلاعاتی؛ سدی پیش از آشوب
سربازان گمنام امام زمان(عج) پیش از آنکه بحرانها به سطح جامعه برسند، آنها را در لایههای زیرین شناسایی میکنند. رصد جریانهای رسانهای، تحلیل شبکههای تأثیرگذار، شناسایی گرههای عملیات روانی و قطع زنجیرههای سازمانیافته شایعهسازی، بخشی از مأموریتهایی است که کمتر دیده میشود اما بیشترین اثر را دارد.
بسیاری از التهاباتی که هرگز به خیابان نرسید، بسیاری از دوقطبیهایی که شکل نگرفت و بسیاری از پروژههایی که ناتمام ماند، نتیجه همین پیشگیری خاموش است. امنیتی که دیده نمیشود، اما اگر نباشد، نبودش فوراً احساس خواهد شد.
رسانه؛ سنگر آگاهی یا ابزار آشوب؟
رسانه ذاتاً یک فرصت است؛ فرصتی برای شفافسازی، مطالبهگری و افزایش فهم عمومی. اما همین فرصت، اگر در زمین دشمن بازی کند، میتواند به تهدید بدل شود. سربازان گمنام امام زمان(عج) نه در برابر رسانه، بلکه در کنار رسانه ایستادهاند.
مأموریت آنها، صیانت از کارکرد اصیل رسانه است؛ اینکه رسانه به «سنگر آگاهی» تبدیل شود، نه بلندگوی شایعه و نه پیادهنظام آشوب. تمایز میان نقد دلسوزانه و تخریب هدفمند، میان مطالبهگری و پروژهسازی، همان خطی است که مراقبت از آن، نیازمند هوشمندی اطلاعاتی است.
سکوتی که امنیت میآفریند
ویژگی مشترک همه این مجاهدتها، سکوت است. نه از آنها خبری منتشر میشود و نه از مأموریتهایشان روایتی رسمی وجود دارد. گمنام ماندن، انتخاب نیست؛ ضرورت مأموریت است. آنها دیده نمیشوند تا جامعه دیده شود؛ نامشان گفته نمیشود تا آرامش عمومی حفظ شود.
در عصر خودنمایی و رقابت برای دیدهشدن، این سکوت معنادار، خود یک پیام است؛ پیامی از جنس مسئولیت، تعهد و ایمان به اثری که بینام باقی میماند اما ماندگار است.
حقیقت، خط قرمز مشترک
در نهایت، آنچه سربازان گمنام امام زمان(عج) را از دیگر بازیگران میدان روایت متمایز میکند، پایبندی به حقیقت است. نه روایتسازی به نفع خود، نه بزرگنمایی مأموریتها و نه بهرهبرداری تبلیغاتی؛ بلکه حفاظت از حقیقت، آنگونه که هست.
در روزگاری که تحریف، ساده و حقیقت، پرهزینه شده است، ایستادن پای واقعیت، خود نوعی جهاد است؛ جهادی بیصدا، بیادعا و بینام.
نگهبانانی که دیده نمیشوند
سربازان گمنام امام زمان(عج) در جنگ روایتها، نخستین مدافعان حقیقتاند. آنها نمیگذارند رسانه به ابزار آشوب تبدیل شود و اجازه نمیدهند دروغ، لباس خبر بپوشد. امنیتی که امروز تجربه میشود، محصول همین نگهبانی خاموش است؛ نگهبانی از جنس آگاهی، بصیرت و مسؤولیت.
و شاید راز ماندگاری این امنیت همین باشد: حقیقت، هنوز نگهبان دارد؛ حتی اگر نگهبانانش گمنام بمانند.
انتهای پیام
ارسال نظرات