تازه ها
۵ میلیون زن سرپرست خانوار در کشور / زنان سرپرست خانوار بیشتر منزلت اجتماعی میخواهند تا کمک مالی
در بحث آسیبهای اجتماعی یکی از موضوعاتی که بسیار به آن پرداخته میشود موضوع زنان به خصوص سرپرستهای خانوار است. چالشهای متعدد زندگی زنان سرپرست خانوار باعث شده تا شرایط زندگی در هر جنبهای برای آنها متفاوتتر از سایرین باشد.
جام جم آنلاین - بخش مهمی از زنان سرپرست خانوار تحت پوشش سازمان بهزیستی قرار دارند، اما کمکهای اختصاص یافته به این قشر فقط مختص و محدود به جنبههای مالی نیست. مریم خاک رنگین مدیرکل دفتر خانواده و بانوان سازمان بهزیستی کشور در گفتوگوی تفصیلی با جام جم آنلاین از شرایط زنان سرپرست خانوار و سایر مسائل مربوط به جمعیت زنان میگوید.
پوشش زنان سرپرست خانوار تحت حمایت سازمان بهزیستی چگونه است؟
آنچه بیش از همه از آن به عنوان «پوشش» سازمان یاد میشود، پرداخت مستمری به مددجویان است. با این حال، خدمات سازمان بهزیستی محدود به پرداخت مستمری نیست. افرادی که مستمری دریافت نمیکنند نیز میتوانند از خدمات تخصصی سازمان بهرهمند شوند. خدماتی نظیر مشاوره، خدمات اجتماعی، حمایتهای مرتبط با اشتغال و حتی برخی معافیتهای خاص با شرایط مقرر.
در حوزه زنان سرپرست خانوار پرداخت مستمری صرفاً به خانوارهای دهکهای زیر پنج تعلق میگیرد. با این وجود سایر خدمات یادشده محدود به دریافتکنندگان مستمری نیست و حتی زنانی که مستمریبگیر سازمان بهزیستی نیستند نیز در صورت احراز شرایط میتوانند از این خدمات استفاده کنند.
زنان سرپرست خانوار تنها گروههای هدف شما هستند؟
خیر. از دیگر گروههای مورد حمایت خانوادههای دارای چندقلو هستند. در این خانوادهها عملاً پدر به عنوان سرپرست شناخته میشود، اما با توجه به سیاستهای مرتبط با جوانی جمعیت و ارتقای کیفیت زندگی خانوادهها، سازمان بهزیستی در چارچوب وظایف خود از این گروه نیز حمایت میکند.
آمار زنان سرپرست خانوار در سراسر کشور مشخص است؟
بر اساس اطلاعات دریافتی از سامانه رفاه ایرانیان حدود شش و نیم میلیون زن به عنوان سرپرست خانوار ثبت شدهاند. البته باید توجه داشت که این آمار ممکن است کاملاً دقیق نباشد چرا که در برخی موارد افراد بهمنظور بهرهمندی از یارانه خود را به عنوان سرپرست خانوار معرفی کردهاند و این موضوع میتواند بر دقت آمار تأثیرگذار باشد.
با توجه به اهمیت موضوع و لزوم رصد روند ارائه خدمات در دفتر خانواده و بانوان برآوردی مستقل نیز انجام شده است. بر اساس این برآورد به نظر میرسد عددی بین چهار میلیون و هشتصد هزار تا پنج میلیون نفر برآورد دقیقتری از تعداد زنان سرپرست خانوار در کشور باشد. میتوان گفت طبق آمار سامانه رفاه ایرانیان حدود شش و نیم میلیون و طبق برآورد کارشناسی حدود پنج میلیون زن سرپرست خانوار در کشور وجود دارد. از این تعداد، حدود ۲۸۴ هزار و ۱۶۰ نفر تحت پوشش سازمان بهزیستی هستند. این رقم به صورت روزانه تغییر میکند. برخی افراد از چرخه حمایت خارج و برخی دیگر وارد آن میشوند. حدود یک میلیون و پانصد هزار نفر نیز تحت پوشش کمیته امداد قرار دارند. در مجموع میتوان گفت حدود ۲۴ تا ۲۵ درصد زنان سرپرست خانوار کشور تحت پوشش نهادهای حمایتی هستند.
اطلاعات ما درباره وضعیت اشتغال زنان سرپرست خانوار عمدتاً مربوط به جامعه هدف خود سازمان یعنی دهکهای زیر پنج است. بخش قابل توجهی از جامعه هدف ما در دهکهای پایین درآمدی قرار دارند بهگونهای که حدود ۵۵ درصد از جمعیت تحت پوشش در دهک اول جای میگیرند و مابقی در سایر دهکهای پایین توزیع شدهاند.
شرط اصلی برای مورد حمایت قرار دادن زنان سرپرست خانوار چیست؟
زنان به دلایل مختلف اجتماعی و فرهنگی با محدودیتهای بیشتری در دسترسی به فرصتهای شغلی و اقتصادی مواجهاند. کلیشههای اجتماعی، نحوه تربیت و رشد دختران در خانوادهها و انتظاراتی که از آنان وجود دارد در بسیاری موارد موجب میشود زنان برخی محرومیتها بهویژه در حوزه اشتغال را بیش از مردان تجربه کنند. در بسیاری از خانوادهها دختران برای برخی مشاغل تربیت نمیشوند و همچنان این انتظار وجود دارد که تأمین مالی آنان در آینده از طریق ازدواج یا حمایت پدر صورت گیرد. مجموع این عوامل سبب شده است که زنان سرپرست خانوار به دلیل مسئولیت مستقیم تأمین معاش خانواده در کنار محدودیتهای ساختاری موجود به عنوان گروهی نیازمند توجه ویژه در سیاستهای حمایتی و اجتماعی شناخته شوند.
زنان سرپرست خانوار را میتوان در دایره افرادی قرار داد که فقر را تجربه میکنند؟
بله، این واقعیت در بازدیدهای میدانی سازمان بهزیستی بهوضوح مشاهده میشود. سازمان بهزیستی مددجویان مرد سرپرست خانوار نیز دارد. برای نمونه افراد دارای معلولیت تحت پوشش سازمان هستند. اما در بازدیدهای منزل و مصاحبههای انجامشده بهروشنی دیده میشود که زن سرپرست خانوار در دهک یک از نظر شرایط فقر اقتصادی در مقایسه با مرد سرپرست خانوار در همان دهک وضعیت دشوارتری دارد و در ابعاد ظاهری زندگی فقیرتر است. این مسئله مختص کشور ما نیست. در سطح جهانی نیز بارها مشاهده و تأیید شده است که زنان بیش از مردان در معرض فقر شدید قرار دارند.
ممکن است این پرسش مطرح شود که مردان سرپرست خانواری که در شرایط فقر به سر میبرند، چه تفاوتی با زنان دارند؟ تفاوت در این است که زنان در معرض فقر بیشتری هستند. به همین دلیل سیاستگذاری اجتماعی ناگزیر از توجه ویژه به گروه زنان است بهویژه زمانی که با فقر مواجهاند. نباید این فرض سادهانگارانه را پذیرفت که «فقر، فقر است»؛ فقر زنان میتواند شدیدتر و پیچیدهتر از فقر مردان باشد، زیرا زنان با محدودیتهای اجتماعی بیشتری روبهرو هستند و از سرمایههای اجتماعی کمتری برخوردارند.
از تنوع خدمات سازمان بهزیستی به زنان سرپرست خانوار گفتید. این خدمات عمدتا چه چیزهایی هستند؟
یکی از خدماتی که دولت برای گروههای در معرض آسیب از جمله زنان سرپرست خانوار در نظر میگیرد پرداخت سالانه وامهای کمبهره ۱۴ درصدی است. در عمل زنان بهره کافی از این تسهیلات نمیبرند در حالی که این وامها دقیقاً برای همین گروه و سایر خانوادههای فقیر تدبیر شده است. علت این مسئله کمبود منابع و سرمایه اجتماعی است. حتی زنان شاغل نیز در یافتن ضامن با دشواری بیشتری نسبت به مردان مواجهاند، زیرا بهطور معمول شبکه روابط محدودتری دارند یا روابطشان با افرادی است که خود از نظر مالی وابستهاند و توان ضمانت ندارند.
در حالی که شبکههای اجتماعی زنان بهویژه زنانی که شاغل نیستند یا از نظر اقتصادی به فرد دیگری متکیاند از چنین ظرفیتهایی کمتر برخوردار است؛ بنابراین لازم است این شبکهها تقویت شوند. به دلیل همین ویژگیها ناگزیر از ایجاد حمایتهای افزوده برای زنان هستیم از جمله راهاندازی «صندوق تضمین شغلی زنان» در دفتر امور زنان ریاست جمهوری که با هدف رفع مشکل ضمانت ایجاد شده اس، هرچند همچنان پاسخگوی همه نیازها نیست.
زنان سرپرست خانوار عمدتا چه شغلهایی دارند؟
این مشاغل اغلب مهارت پایینتری میطلبد بهویژه زمانی که زن دارای فرزند خردسال است. در چنین شرایطی امکان اشتغال پایدار برای او کاهش مییابد. حتی در میان زنان سرپرست خانوار افراد تحصیلکرده دانشگاهی نیز کم نیستند، اما تا زمانی که فرزندانشان به تعبیر عامیانه «از آب و گل درنیایند، ناگزیرند نقش مادری را بهصورت ویژه و پررنگ دنبال کنند. این مسئولیت، فرصت اشتغال پایدار را از آنان میگیرد. آنان مجبور به مرخصیهای مکرر میشوند، شغل ثابت خود را رها میکنند یا اساساً امکان استمرار در یک کار دائمی را ندارند. واقعیت آن است که کار باید انجام شود و کارفرما نیز نمیتواند با هر شرایطی کنار بیاید؛ در نتیجه اشتغال این زنان غالباً بهصورت پارهوقت، غیرتخصصی و ناپایدار است حتی اگر تحصیلاتی نظیر معماری یا سایر رشتههای دانشگاهی داشته باشند و پیشتر نیز سابقه شغلی مرتبط داشتهاند. ضرورت دارد بستهای جامع از خدمات برای این گروه در نظر گرفته شود. سازمان بهزیستی خدمات توانمندسازی را در قالبهای مختلف ارائه میدهد؛ از جمله پرداختهای حمایتی، کمک به اشتغال، ودیعه مسکن، تسهیلات مسکن و وامهای اشتغال. این بسته حمایتی طراحی شده است هرچند بیتردید نیازمند تقویت و توسعه بیشتر است.
یکی از مهمترین موضوعات درباره زنان سرپرست خانوار موضوع روان آنهاست. شرایط روانی آنها را به طور کلی چطور میتوان ارزیابی کرد؟
بر اساس شواهد تجربی و مطالعات موجود زنان سرپرست خانوار در معرض فرسودگی روانی بیشتری قرار دارند. هنگامی که یکی از والدین از ساختار خانواده خارج میشود و پدر حضور ندارد، مادر ناگزیر است علاوه بر نقش مادری، نقش پدری را نیز بر عهده گیرد. این امر فشار روانی مضاعفی ایجاد میکند. نگاههای اجتماعی و تجربههای ناشی از آن نیز میتواند شرایط دشوارتری برای این زنان رقم بزند.
فرسودگی روانی پیامدهای متعددی دارد. حتی اگر زن سرپرست خانوار شاغل باشد، عملکرد او در محیط کار ممکن است کاهش یابد و در حوزه تربیت و نگهداری فرزندان نیز با چالشهایی مواجه شود، امری که خود میتواند به تشدید چرخه فقر بینجامد. سازمان بهزیستی برای زنان سرپرست خانوار تحت پوشش خدمات مشاوره رایگان در نظر گرفته است تا در کنار حمایتهای اقتصادی، پشتیبانی روانی و اجتماعی نیز فراهم شود.
در مصاحبههایی که با مادران داریم یکی از نگرانیهای جدی آنان همین مسئله است: ناتوانی در پاسخگویی به نیازهای فرزندان در فضایی که مقایسهها گسترده و مداوم شده است. این احساس سرخوردگی برای مادری که همه زندگی خود را صرف فرزند کرده و سلامت جسم و روانش را در اولویت آخر قرار داده فشار مضاعفی ایجاد میکند.
البته این فشار محدود به زنان سرپرست خانوار نیست و بسیاری از خانوادهها با آن مواجهاند، اما برای زنانی که از نظر معیشتی در وضعیت مناسبی قرار ندارند این تجربه شدیدتر است.
شرایط جسمانی زنان سرپرست خانوار چگونه است؟
با توجه به اینکه شیوع برخی بیماریهای مزمن در میان زنان سرپرست خانوار بالاتر از میانگین عمومی است. زیرا سلامت خود را بهدلیل مسئولیتهای متعدد در اولویت قرار نمیدهند. طرح غربالگری ویژهای برای آنان اجرا شده است. البته ارائه خدمت رایگان بهتنهایی کافی نیست. چه در حوزه سلامت جسمی و چه در حوزه مشاوره روانی، با وجود رایگان بودن خدمات استقبال در حد انتظار نیست.
مسئله صرفاً فراهمکردن خدمت نیست بلکه پیگیری اجتماعی، اطلاعرسانی مؤثر و رفع موانع فرهنگی و ساختاری نیز ضرورت دارد. پیچیدگی فقر زنان، حاصل درهمتنیدگی عوامل اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و روانی است و مواجهه با آن نیز نیازمند نگاهی جامع و چندبعدی است.
کمکهای مالی تا چه اندازه گره گشای مشکلات سرپرستهای خانوار است؟
تزریق پول بهتنهایی الزاماً به بهبود کیفیت زندگی نمیانجامد. این خانوادهها برای مراقبت از فرزند، مدیریت تعارضهای خانوادگی، تصمیمگیریهای اقتصادی و عبور از بحرانها نیازمند آموزش، همراهی و حمایت تخصصی هستند. در تمامی نظامهای رفاهی دنیا نیز چنین رویکردی دنبال میشود و خدمات اجتماعی مکمل پرداختهای نقدی است.
نباید چنین تصور کرد که با پرداخت مستمری به زن سرپرست خانوار یا هر گروه فقیر دیگری حتی اگر با کمبودهایی در حوزه فرهنگی یا تحصیلی نیز مواجه باشند مسئله بهطور کامل حل میشود. مدیریت بحران و زندگی روزمره نیازمند دانش، مهارت و همراهی مستمر است و خانوادهای که هر روز با بحران مواجه است بیش از هر چیز به حضور یک مددکار اجتماعی در کنار خود نیاز دارد.
نگرش جامعه به زنان سرپرست خانوار چگونه است؟
متأسفانه در برخی نگاهها زنان سرپرست خانوار بهعنوان افرادی بسیار فقیر، ناتوان یا نیازمند ترحم شناخته میشوند. این رویکرد نیازمند اصلاح جدی است. تجربه کار مستقیم با این گروه بهروشنی نشان میدهد که زنان سرپرست خانوار، زنانی توانمند، قدرتمند و مسئولیتپذیر هستند. اگر روایت زندگی آنان شنیده شود و با خودشان گفتوگو صورت گیرد بهخوبی میتوان این توانمندی را درک کرد. بسیاری از آنان به ایستادگی خود در برابر دشواریها افتخار میکنند و ما نیز به این ویژگی آنان افتخار میکنیم. اینکه با وجود مشکلات متعدد، زندگی خود و فرزندانشان را اداره میکنند؛ بنابراین تصویر «زن فقیر و درمانده» تصویر دقیقی نیست. با زنانی مواجه هستیم که همچون هر انسان دیگری ممکن است در مقاطعی نیازمند حمایت باشند، اما این نیاز نه از سر بیانگیزگی یا ناتوانی فردی، بلکه ناشی از شرایط و موانعی است که در پیرامون آنان وجود دارد و گاه خارج از اختیارشان است. مشکلات اقتصادی، ساختارهای اجتماعی و محدودیتهای بیرونی عواملی هستند که مسیر خروج از فقر را دشوار میکنند، نه فقدان اراده یا توانایی.
حتی میتوان گفت بسیاری از این بانوان میتوانند الگوی دیگران باشند. در شیوه مواجهه با مسائل، در میزان تلاشی که برای فرزندانشان انجام میدهند، در زمانی که صرف تربیت میکنند و در بهرهگیری از هر ظرفیت موجود برای ساختن آیندهای بهتر. در برابر مشکلاتی که ممکن است برخی افراد را دچار احساس شکست کند، این زنان با صلابت ایستادگی میکنند و از آن عبور میکنند؛ بنابراین رویکرد ترحمآمیز نهتنها صحیح نیست بلکه آسیبزاست.
باید میان «ترحم» و «حمایت» تفاوت قائل شد. این زنان نیازمند حمایت هستند. همانگونه که هر انسان دیگری در شرایط دشوار نیازمند حمایت است. حمایت هم از سوی دولت و هم از سوی شهروندان. اما این حمایت به معنای نگاه از بالا به پایین نیست، بلکه به معنای همراهی در برابر مسائلی است که فراتر از توان فردی آنان قرار دارد.
یکی از آسیبزاترین ابعاد این نگاه نادرست قضاوتهای اجتماعی است. تجربههای پژوهشی نشان داده است که بیش از خودِ مشکل، نگاه و قضاوت جامعه میتواند فرزندان این خانوادهها را آزار دهد. قضاوتهایی که خانواده را برچسبگذاری میکند و کودک را نیز تحت تأثیر قرار میدهد میتواند آثار روانی عمیقی بر جای بگذارد. این در حالی است که در میان این خانوادهها نمونههای فراوانی از مسئولیتپذیری، اخلاقمداری و تلاش بیوقفه دیده میشود.
فاصلهگرفتن دیگران از زنان تنها به دلیل کلیشهها و نگرانیهای ذهنی نیز آزاردهنده است. نیز ریشه در همین نگاه نادرست دارد. این فاصلهگذاریها بیش از آنکه واقعیت داشته باشد مبتنی بر تصورات قالبی است. آنچه در عمل مشاهده میشود زنانی است که حفظ زندگی، حفظ ارزشهای فردی و صیانت از آبرو برایشان اهمیت بسیار بالایی دارد.
برای نمونه حساسیت این بانوان نسبت به شأن و احترام اجتماعیشان تا آنجاست که در برخی موارد اگر مددکار مرکز مرد باشد مراجعه آنان کاهش مییابد، زیرا ملاحظات اجتماعی و حفظ حرمت فردی برایشان اولویت دارد. این موضوع نشان میدهد که پایبندی به ارزشها و مراقبت از جایگاه اجتماعی، تا چه اندازه برای آنان مهم است.
بر اساس پژوهشی که اخیراً در حوزه زنان سرپرست خانوار انجام شده است هنگامی که این زنان از مسائل و مشکلات خود سخن میگویند موضوع اصلیشان لزوماً مسئله مالی نیست. آنچه بیش از همه از آن رنج میبرند فقدان منزلت اجتماعی و نگاه قضاوتگرانه جامعه است.
جامعه باید بپذیرد که یک مادر تنها که شرافتمندانه زندگی خود و فرزندانش را اداره میکند جایگاهی ارزشمند و قابل احترام دارد، ارزشی که شاید حتی بیش از آنچه تصور میشود باشد.
رسانه ملی چگونه میتواند چهره دیگری از زنان سرپرست خانوار ترسیم کند؟
نقش رسانه ملی بسیار تعیینکننده است. بخشی از شکلگیری یا تثبیت نگرشهای مختلف متأثر از بازنمایی رسانهای است.
نشان دادن بیشتر چهره زنان سرپرست خانوار ضرورتی فرهنگی است. رسانه ملی میتواند با تولید برنامههای مستند، گفتوگوهای عمیق، روایتهای الهامبخش و نمایش تجربههای موفق، چهرهای واقعیتر و شایستهتر از زنان سرپرست خانوار ارائه دهد، چهره زنانی مسئولیتپذیر، پرتلاش و باارزش که نیازمند ترحم نیستند بلکه شایسته احترام و حمایت هستند.
جامعه باید بپذیرد که یک مادر تنها یا زنی که شرافتمندانه زندگی خود را اداره میکند، جایگاهی ارزشمند و والا دارد و ارزشی حتی فراتر از آنچه بهطور معمول تصور میشود. تلاش او برای حفظ بنیان خانواده، کماهمیتتر از تلاش یک خانواده بهاصطلاح «عادی» نیست.
دوقلوها نیز تحت پوشش سازمان بهزیستی هستند. آمار آنها چقدر است و شرایط پوشش آنها چیست؟
در حال حاضر ۴۲ هزار و ۴۱ خانواده چندقلو تحت پوشش قرار دارند که از این تعداد حدود سههزار و ۷۰۰ خانواده دارای فرزندان دوقلو، سهقلو و بالاتر هستند. خانوادههای دارای دوقلو در دهک پنج و پایینتر میتوانند از مستمری سازمان بهرهمند شوند. افزون بر آن، کمکهزینه تغذیه برای کودکانی که دچار سوءتغذیهاند و نیز کمکهزینه «مراقب همراه» برای حمایت از مادران پرداخت میشود. این مبلغ به حساب مادر واریز میشود تا در صورت نیاز بتواند از شبکههای حمایتی غیررسمی خودمانند مادر یا خواهربرای نگهداری از کودک کمک بگیرد. این حمایت برای خانوادههای دارای سهقلو و بالاترِ زیر دو سال پیشبینی شده است.
چندقلوزایی شرایطی متفاوت از خانوادههای تکفرزند ایجاد میکند. نخست آنکه این کودکان معمولاً با مشکلات زمینهای بیشتری مانند نارس بودن یا نیاز به خدمات توانبخشی متولد میشوند. دوم آنکه نگهداری همزمان از دو یا چند کودک همسن برای مادر و حتی برای مراقبی که در کنار او قرار میگیرد بسیار دشوار است. شیردهی همزمان، رسیدگی به امور بهداشتی، مدیریت نگرانیهایی مانند احتمال خفگی یا سایر مخاطرات، همگی استرس مضاعفی ایجاد میکند و نیازمند آموزش تخصصی است.
بر همین اساس امسال برنامهای جدید در دستور کار قرار گرفته است که بر تربیت «مراقب همراه» متمرکز است. این طرح بهصورت پایلوت در استانهای اصفهان و خوزستان آغاز شده و هدف آن آموزش بانوان بهویژه زنان سرپرست خانوار و فرزندانشان برای ارائه خدمات حمایتی به خانوادههای چندقلو است. فلسفه این برنامه آن است که هر مادری به ویژه در دوران نوزادی و شیرخواری نیازمند آموزش و همراهی است. تجربه نظامهای مراقبت در منزل در کشورهای توسعهیافته نیز نشان میدهد که حضور پرستار یا مراقب در هفتههای نخست تولد برای آموزش شیردهی، مراقبتهای ایمنی و بهداشتی و پاسخ به نگرانیهای مادر نقش مهمی در افزایش آرامش و تسلط او دارد.
در این طرح مراقبان همراه پس از گذراندن آموزشهای لازم به خانوادههای چندقلو مراجعه میکنند و علاوه بر ارائه آموزشهای مرتبط با ایمنی، بهداشت، بازی و مراقبت از کودک، در صورت نیاز ساعاتی در کنار مادر حضور مییابند تا او بتواند به امور روزمره خود رسیدگی کند. در مراجعات میدانی، بارها مشاهده شده که نگهداری همزمان از دو یا سه کودک خردسال، مادر را از روند عادی زندگی خارج میکند و حتی فرصت رسیدگی به امور شخصی یا نظم خانه را از او میگیرد. در چنین شرایطی حضور فردی مطمئن در کنار مادر میتواند به بازگشت او به روال معمول زندگی کمک کند.
حمایتهای کلان از سازمان بهزیستی چگونه است؟
دولت و مجلس با درک دغدغه زنان سرپرست خانوار خدماتی در زمینه مستمری، اشتغال، توانمندسازی و مسکن پیشبینی کردهاند. هرچند این حمایتها ضروری هستند، اما کافی نیستند. بهویژه در حوزه فرزندان زنان سرپرست خانوار نیازمند تقویت خدمات هستیم.
بررسی روندها نشان میدهد که بازماندگی از تحصیل و عدم ثبتنام در مدرسه در میان جامعه هدف رو به افزایش است. خانوادهمحوری همچنان اصل اساسی است و باید تا حد امکان به حفظ و تقویت بنیان خانواده کمک کرد، چراکه خانواده بهترین بستر برای رشد کودک است. در کنار مستمریهای موجود لازم است برنامههای «مشروط» و هدفمند برای فرزندان این خانوادهها طراحی شود، برنامههایی که حمایتهای مالی را به تداوم تحصیل، ارتقای مهارتهای زندگی و توانمندسازی حرفهای پیوند میزند.
نوجوانی دورهای حساس است و آمار ریزش تحصیلی در حدود ۱۵ سالگی قابل توجه است. برخی نوجوانان، بهویژه پسران، تمایل دارند زودتر مسئولیت اقتصادی خانواده را بر عهده بگیرند، اما این امر نباید به بهای محرومیت از تحصیل تمام شود. کار در صورتی که مانع آموزش و سلامت کودک نشود میتواند به توسعه فردی کمک کند. با این حال لازم است برای این گروه برنامههای حمایتی ویژهای در نظر گرفته شود تا چرخه فقر تداوم نیابد.
در جمعبندی باید گفت که بستههای حمایتی در ابعاد مختلف وجود دارد، اما نیازمند تقویت و انسجام بیشتر است بهویژه در حوزه حمایت از فرزندان. البته نباید چنین تصور شود که تمامی مسئولیتها بر عهده دولت است. هیچ جامعهای با اتکای صرف به دولت سامان نمییابد. ما نیز در قبال خانواده، همسایگان و اعضای جامعه مسئولیم.
در پایان باید بگویم بانوان سرپرست خانوار بیش و پیش از کمکهای اقتصادی نیازمند منزلت اجتماعیاند. احترام به جایگاه آنان حقی است که باید به رسمیت شناخته شود.
ارسال نظرات