تازه ها
وقتی قهرمانی از دل ۶۴ خانه تاریک طلوع میکند
۲۳به گزارش بازار کار، مریم جودی، چهره شاخص شهر تبریز در چهارمین همایش زندهنامان تبریز که روز یکشنبه ۱۹ بهمن ماه جاری برگزار خواهد شد، تجلیل میشوند، در میان ۲۳ زنده نام این شهر، نام «لیلا زارعزاده»، قهرمان شطرنج نابینایان جهان به چشم میخورد.
او که متولد ۱۳۵۶ در تبریز است، امروز نه تنها مدالهای جهانی را در کارنامه دارد، بلکه الگویی زنده است برای همه کسانی که باور دارند محدودیتها پایان راه نیست و با تلاش و ایمان به خود میتوان بر هر چالش غلبه کرد.
راهی فدراسیون ورزشی نابینایان و کمبینایان آذربایجان شرقی شدم، جایی که قشری از جامعه با شور و انگیزهای مثالزدنی، در حال آمادگی برای مسابقات شطرنج بودند. چند روز قبل، قرار این ملاقات را با خانم لیلا زارعزاده، قهرمان شطرنج نابینایان و نامآور در چهارمین فهرست زندهنامان تبریز، گذاشته بودم و در طول این روزها مدام در ذهنم مرور میکردم، چگونه میتوان شطرنج را بدون دیدن بازی کرد؟
چند لحظهای به پای مسابقه او نشستم و جواب سوالم را گرفتم، هرچه بیشتر نگاه میکردم، برایم عجیب میشد. سکوت سالن تنها با صدای آرام جابهجا شدن مهرهها روی صفحههای مخصوص نابینایان شکسته میشد، صفحهای که برای من ناآشنا بود اما برای لیلا، جهانی کاملا آشنا و قابل لمس بود. تمرکز عجیبی در چهرهاش موج میزد، آرامشی که نشان میداد بازی پیش از آنکه روی صفحه شکل بگیرد، در ذهن او جریان دارد.
از دوومیدانی تا شطرنج، آغاز مسیر قهرمانی
لیلا زارعزاده، قهرمان شطرنج نابینایان جهان، در گفتوگو با ایسنا درباره آغاز مسیر ورزشی خود میگوید: از سال ۱۳۷۲ به ورزش روی آورده و فعالیت خود را با دوومیدانی آغاز کردم. وی با بیان اینکه در همان سال موفق شدم دو مدال طلا کسب کنم، میافزاید: من در خانوادهی ورزشکار به دنیا آمدم. برادرم عضو تیم ملی دوومیدانی نابینایان بود و در سال ۱۳۶۹ به هلند اعزام شد وقتی در فرودگاه برادرم با گل استقبال شد، بسیار انگیزه گرفتم تا راه او را ادامه دهم. خانوادهام با اینکه مرفه نبودند، اما با جان و دل پشت من بودند و مرا تشویق کردند.
وی اظهار میکند: تا سال ۱۳۷۶ دوومیدانی را ادامه دادم و در این حین برادرم شطرنج یادم داد در مدرسه تایم کلاسهای ورزش شطرنج بازی میکردم بعد با مربی این مسیر را ادامه دادم.
وی با بیان اینکه از سال ۱۳۷۹ برای تیم ملی شطرنج نابینایان انتخاب شدم، خاطرنشان میکند: همان سال به اسپانیا اعزام شدم. در سال ۱۳۸۰ نیز در مسابقات بینالمللی ترکیه شرکت کردم که مقامی کسب نکردم اما این اعزامها انگیزهای برای ادامه مسیر و گسترش آموزشها بود و با معرفی ناصر پوراسماعیل به عنوان مربی، آموزشهایم بهتر ادامه پیدا کرد.
وی میافزاید: سال ۱۳۸۱ در مسابقات جهانی ترکیه شرکت کردم که مختلط برگزار شد. سطح آقایان در هر رشته بسیار قوی بود و این مسابقات باعث شد من قویتر شوم.
این قهرمان جهان ادامه میدهد: سال ۱۳۸۱ به عنوان قهرمان استان در بین افراد سالم انتخاب شدم و در سال ۱۳۸۲ به جشنوارهای دعوت شدم که جزو ۳۰ نفر برتر کشور شدم.
زارعزاده با بیان اینکه سال ۱۳۸۲ به مسابقات آسیایی هند اعزام شدم و مقام اول را کسب کردم، میگوید: در سال ۱۳۸۵ به مسابقات جهانی هند رفته و مقام دوم را کسب کردم. در مسابقات آسیایی هند بین بانوان مقام اول را به دست آوردم.
عشق و همراهی همسر
وی بیان میکند: سال ۱۳۸۲ ناصر پوراسماعیل، استاد و مربی من، درخواست ازدواج داد. در آن زمان کمبینا بودم و مادرزادی نابینا نبودم، اما او معتقد بود که از هیچ چیزی محروم نیستم و با پشتکار میتوانم موفق شوم. بعد ازدواج حمایت او از من بیشتر شد و قبل از مسابقات همه چیز را توضیح میداد و من را آماده میکرد تا جزو قهرمانان برتر کشور در میان مردان و زنان شوم.
وی ادامه میدهد: سال ۱۳۸۶ خدا دختری به نام ساناز به من داد که با وجود او دنیا برایم قشنگتر شد سن کمی داشت اما فهمیده بود و در هر کاری کمک حالم بود.
زارعزاده میگوید: سال ۱۳۸۹ به مسابقات جهانی المپیاد آنتالیا در ترکیه اعزام شده و نائب قهرمان جهان شدم.
وی خاطرنشان میکند: بهترین میدان برای من این است که با افراد سالم بازی کنم تا در مسابقات با همنوعان خود بدون استرس رقابت کنم و در مسابقات با افراد سالم هم مدال آور هستم.
زارعزاده میافزاید: از سال ۱۳۹۳ بینایی خود را به طور کامل از دست دادم و هیچگونه دیدی نداشتم قبل از اینکه نابینا شوم، در مدرسه عادی درس میخواندم و سپس به مدرسه نابینایان منتقل شدم. وقتی دکتر تایید کرد که به دلیل تخریب سلولهای شبکیه نابینا شدهام، خیلی ناراحت شدم، چون با کمبینایی هنوز میتوانستم کارهای خود را انجام دهم، اما باید این شرایط را میپذیرفتم و خود را با وفق میدادم.
وی ادامه میدهد: در بازیهای آسیایی هانگژو چین سال ۱۴۰۲ نیز شرکت کردم و موفق شدم دو مدال طلا و یک مدال برنز کسب کنم.
وی با اشاره به نحوه بازی شطرنج نابینایان میگوید: ما نابینایان صفحههای مخصوصی داریم که هر خانه آن دارای سوراخ است و مهرهها در آن پین میشوند. خانههای سیاه و مهرههای سیاه نسبت به خانهها و مهرههای سفید برجستهتر هستند و با لمس، بهراحتی قابل تشخیص بوده و از این طریق حرکتها را متوجه میشویم.
وی با اشاره به حس و حال خود از قرار گرفتن در فهرست زندهنامان تبریز میافزاید: خیلی خوشحالم که بزرگترین دستاورد زندگیام را تجربه کرده و توانستم پرچم کشورم را برافرازم.
زارعزاده تاکید میکند: ما نسبت به افراد سالم تنها محدود هستیم و چهار حس از پنج حس ما فعال است و میتوانیم از آنها استفاده کنیم.
انتهای پیام
ارسال نظرات