بنیانگذار اطلاع رسانی نوین اشتغال در ایران

تازه ها

کد خبر : ۱۷۶۹۳۸

شکاف‌هایِ بزرگ: ژئوپلیتیکِ در حالِ گذار و آینده دیپلماسی در عصرِ ابهام

چهارشنبه ۲۳ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۱۶:۵۹
شکاف‌هایِ بزرگ: ژئوپلیتیکِ در حالِ گذار و آینده دیپلماسی در عصرِ ابهام

 

پایانِ عصرِ «نظمِ مبتنی بر قواعد»؟ جهان امروز در آستانه یکی از خطیرترین دوره‌های گذار تاریخی خود قرار دارد. اگر دهه‌های پایانی قرن بیستم را دوران «پایان تاریخ» و یکه‌تازی لیبرال‌دموکراسی بدانیم، سال‌های میانی دهه ۲۰۲۰، گواهی بر فروپاشی تدریجی آن خوش‌بینیِ استراتژیک است. ما دیگر در دنیایی زندگی نمی‌کنیم که در آن «ارتباطات بین‌الملل» صرفاً مجموعه‌ای از پروتکل‌های دیپلماتیک و تجارتِ آزاد باشد؛ بلکه در عصری به سر می‌بریم که در آن مرز‌های میان جنگ، اقتصاد و دیپلماسی در هم تنیده شده و «ابهام» به اصلی‌ترین مولفه سیاست خارجی تبدیل شده است.

بخش اول:

معماریِ قدرت در قرنِ بیست و یکم نظمِ نوین جهانی، برخلاف تصور بسیاری، تک‌قطبی یا حتی دوقطبی نیست. ما با وضعیتی مواجهیم که می‌توان آن را «چندقطبیِ آشوبناک» نامید. در این ساختار، نهاد‌های بین‌المللی که پس از جنگ جهانی دوم متولد شدند (مانند سازمان ملل و نهاد‌های مالی برتون‌وودز)، دیگر توانایی هضمِ تنش‌های میان قدرت‌های بزرگ را ندارند. قدرت‌های نوظهور، با بهره‌گیری از ابزار‌های نوینِ ارتباطی و مالی، در حالِ بازتعریفِ حوزه‌های نفوذ خود هستند. این تغییر صرفاً جغرافیایی نیست، بلکه تکنولوژیک است. هوش مصنوعی، جنگ سایبری و کنترل بر زیرساخت‌های داده، به اندازه‌ی بمب‌افکن‌ها یا ناو‌های هواپیمابر در موازنه قوا نقش ایفا می‌کنند. دولتی که بتواند جریان اطلاعات را در سطح بین‌المللی کنترل کند یا در برابر حملات سایبری مصون بماند، بازیگر اصلیِ فردا خواهد بود.

بخش دوم:

بحرانِ «اعتماد» در دیپلماسی

یکی از آسیب‌پذیرترین بخش‌های ارتباطات بین‌الملل در وضع فعلی، مفهوم «اعتماد» است. در گذشته، دیپلمات‌ها با تکیه بر کانال‌های پشت‌پرده و توافقاتِ مبتنی بر منافع متقابل، بحران‌ها را مدیریت می‌کردند. اما امروز، ظهور «دیپلماسی عمومی» و فشار‌های رسانه‌های اجتماعی، این فضا را به شدت رادیکال کرده است. رهبران سیاسی اکنون برای مخاطبان داخلیِ خود توییت می‌زنند یا سخنرانی می‌کنند؛ این «عوام‌گرایی بین‌المللی» باعث شده است که حتی اگر اراده‌ای برای توافق وجود داشته باشد، فضای داخلیِ سیاست کشور‌ها اجازه عقب‌نشینی یا مصالحه را ندهد.

بخش سوم:

سایه‌یِ درگیری‌های سخت بر دیپلماسی

نمی‌توان از شرایط فعلی نوشت و به تنش‌های امنیتی اخیر اشاره نکرد. حوادث ماه مارس ۲۰۲۶ و تغییرات بنیادین در کانون‌های قدرت، نشان داد که پارادایم «امنیتِ سخت» به صحنه اصلی بازگشته است. زمانی که قدرت‌های بزرگ به جای «گفت‌و‌گو»، به «بازدارندگیِ فعال» روی می‌آورند، نقش دیپلماسی از «تسهیل‌کننده» به «مدیریت‌کننده بحران» تقلیل می‌یابد. در چنین شرایطی، هنر دیپلماسی نه در حلِ اختلافات، بلکه در جلوگیری از تبدیل شدنِ یک «حادثه تاکتیکی» به یک «جنگ استراتژیک» تعریف می‌شود.

بخش چهارم:

خاورمیانه در کانونِ تحولات خاورمیانه

همواره موتور محرکِ تغییرات بین‌المللی بوده است. در وضعیت فعلی، این منطقه بیش از هر زمان دیگری در حال پوست‌اندازی است. اتحاد‌های سنتی در حال رنگ باختن هستند و ائتلاف‌های منعطف و موردی (Ad-hoc coalitions) جایگزین پیمان‌های رسمی نظامی شده‌اند. نقش کشور‌های منطقه از «پیرو» به «بازیگر مستقل» تغییر یافته است. این استقلال عمل، در عین حال که فرصت‌های اقتصادی ایجاد می‌کند، لایه‌های جدیدی از بی‌ثباتی را نیز به همراه دارد، چرا که هیچ قدرتِ هژمونیکِ واحدی وجود ندارد که بتواند نظم را دیکته کند.

بخش پنجم:

نقشِ رسانه و جنگِ روایت‌ها

ارتباطات بین‌الملل دیگر محدود به سفارتخانه‌ها نیست. نبردِ اصلی در «روایت‌ها» (Narrative Warfare) در جریان است. هر واقعه‌ای که رخ می‌دهد، در ثانیه‌ای به صد‌ها روایت مختلف تبدیل می‌شود که هدفشان نه بازنمایی حقیقت، بلکه تسخیر افکار عمومیِ جهانی است. در این بازارِ مکاره‌ی اطلاعاتی، حقیقتِ دیپلماتیک قربانی می‌شود. کشوری که در جنگ روایت‌ها پیروز شود، می‌تواند حتی در میدانِ نبردِ سخت، بازنده باشد، اما پیروزی سیاسی را از آنِ خود کند.

نتیجه‌گیری:

دیپلماسی در عصرِ بقا

آینده ارتباطات بین‌الملل در گروِ بازگشت به «واقع‌گراییِ خردمندانه» است. جهانِ پیشِ رو، جهانِ صلحِ پایدار نیست؛ جهانِ مدیریتِ تنش‌هاست. بازیگرانِ هوشمند کسانی هستند که می‌توانند همزمان با حفظِ امنیتِ ملی و قدرتِ سخت خود، کانال‌های حیاتیِ ارتباطی را باز نگه دارند.

ما در دوره‌ای هستیم که شکاف‌های میان قدرت‌ها بزرگ‌تر از آن است که با دیپلماسیِ مرسوم پر شود. اما همین شکاف‌هاست که نیاز به «گفت‌وگوی استراتژیک» را ضروری‌تر می‌کند. ارتباطات بین‌الملل در دهه‌های پیش رو، دیگر شغلِ پشتِ میزنشین‌ها نیست؛ بلکه مهارتی است برای بقا در جهانی که هر لحظه اش ممکن است نقطه عطفی درتاریخ باشد

دکتر محمدرضا حاج ابوالقاسمی

پژوهشگر، کارشناس روابط بین‌الملل و مدیریت ارتباطات

ارسال نظرات

captcha