بنیانگذار اطلاع رسانی نوین اشتغال در ایران
خبر فوری

تازه ها

کد خبر : ۱۷۸۲۲۳

ایجاد اشتغال در بخش کشاورزی؛ راهبردی برای امنیت غذایی، نوآوری و توسعه روستاها

کشاورزی
بخش کشاورزی در ایران، تنها یک فعالیت اقتصادی نیست؛ بلکه ستون اصلی امنیت غذایی، پایداری اجتماعی و حیات بسیاری از مناطق روستایی به شمار می‌رود. در شرایطی که کشور با محدودیت منابع آب، خشکسالی‌های پیاپی، افزایش هزینه‌های تولید و فشارهای اقتصادی روبه‌رو است، مسئله ایجاد اشتغال در کشاورزی اهمیتی دوچندان یافته است.
دوشنبه ۱۵ تير ۱۴۰۵ - ۲۰:۲۳

بازارکار- بخش کشاورزی در ایران، تنها یک فعالیت اقتصادی نیست؛ بلکه ستون اصلی امنیت غذایی، پایداری اجتماعی و حیات بسیاری از مناطق روستایی به شمار می‌رود. در شرایطی که کشور با محدودیت منابع آب، خشکسالی‌های پیاپی، افزایش هزینه‌های تولید و فشارهای اقتصادی روبه‌رو است، مسئله ایجاد اشتغال در کشاورزی اهمیتی دوچندان یافته است.
از یک سو، هر سال شمار زیادی از دانش‌آموختگان رشته‌های کشاورزی وارد بازار کار می‌شوند و از سوی دیگر، ظرفیت‌های فراوانی برای راه‌اندازی کسب‌وکارهای نو در زنجیره تولید تا خدمات و صنایع وابسته وجود دارد. با این حال، واقعیت بازار نشان می‌دهد که بخش بزرگی از این نیروهای تحصیل‌کرده به جای ورود به عرصه کارآفرینی، یا به دنبال استخدام در دستگاه‌های دولتی و شرکت‌های غیردولتی هستند یا ناچار به انتخاب مسیرهایی می‌شوند که ارتباط مستقیمی با دانش تخصصی آنان ندارد.

این شکاف میان آموزش دانشگاهی و اشتغال واقعی، پرسشی اساسی را پیش می‌کشد: چرا با وجود نیاز جدی کشور به اشتغال‌آفرینی در بخش کشاورزی، فارغ‌التحصیلان این حوزه کمتر به سمت راه‌اندازی کسب‌وکار مستقل می‌روند؟
 پژوهشی کاربردی که توسط مصطفی احمدوند و همکارش از دانشگاه یاسوج انجام شده، تلاش کرده است پاسخی دقیق‌تر به این سؤال بدهد. این تحقیق با تکیه بر دیدگاه مستقیم دانش‌آموختگان کشاورزی، موانع توسعه کارآفرینی در این حوزه را شناسایی و اولویت‌بندی کرده است؛ موانعی که اگر رفع نشوند، هم فرصت‌های اشتغال از دست می‌رود و هم ظرفیت‌های کشاورزی برای کمک به امنیت غذایی کشور تضعیف می‌شود. نتایج علمی این پژوهش در دوفصلنامه «راهبردهای کارآفرینی در کشاورزی» وابسته به دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی ساری منتشر شده‌است نشریه تخصصی مورد اشاره، به انتشار پژوهش‌های مرتبط با توسعه کارآفرینی در حوزه کشاورزی می‌پردازد.

بر اساس این پژوهش، ۱۴۰ نفر از دانش‌آموختگان کشاورزی عضو سازمان نظام مهندسی کشاورزی و منابع طبیعی در یک پیمایش مشارکت کرده‌اند. آنان به پرسشنامه‌ای ۴۷ سؤالی پاسخ داده‌اند که موانع کارآفرینی را در هفت حوزه اصلی می‌سنجد: اقتصادی و مالی، مهارتی و فردی، اداری و قانونی، تشخیص فرصت، حمایتی، مدیریتی و زمینه‌ای. نتایج این بررسی نشان می‌دهد که مهم‌ترین سد در برابر اشتغال‌آفرینی در کشاورزی، نه کمبود ایده، بلکه فشارهای اقتصادی و مالی است.

این یافته چندان دور از انتظار نیست. کشاورزی در ایران، به‌ویژه در بخش‌های تولیدی، سرمایه‌بر و پرریسک است. هزینه بالای خرید تجهیزات، نهاده‌ها، بذر، نهال، سیستم‌های آبیاری، ماشین‌آلات و زیرساخت‌های اولیه، ورود جوانان و فارغ‌التحصیلان به این حوزه را دشوار می‌کند. از سوی دیگر، سودآوری بسیاری از فعالیت‌های کشاورزی در کوتاه‌مدت چندان بالا نیست و همین موضوع باعث می‌شود سرمایه‌گذاران جوان تمایل کمتری به ورود به این عرصه داشته باشند. در واقع، وقتی راه‌اندازی یک کسب‌وکار مستلزم سرمایه اولیه قابل توجه، دوره بازگشت طولانی و ریسک بالا باشد، طبیعی است که بسیاری از نیروهای تحصیل‌کرده ترجیح دهند مسیر کم‌ریسک‌تری را انتخاب کنند.

اما مسئله تنها پول نیست. پژوهش یادشده نشان می‌دهد که موانع حمایتی و زمینه‌ای نیز نقش پررنگی در تضعیف انگیزه کارآفرینی دارند. نبود حمایت مؤثر از سوی نهادهای مسئول، دسترسی دشوار به تسهیلات، کمبود آموزش‌های عملی، ضعف شبکه‌های مشاوره‌ای و فقدان زیرساخت‌های لازم برای تبدیل ایده به کسب‌وکار، همگی از عواملی هستند که باعث می‌شوند بسیاری از فارغ‌التحصیلان، حتی در صورت داشتن انگیزه، نتوانند به مرحله اجرا برسند. این موضوع نشان می‌دهد که اشتغال در کشاورزی، صرفاً با توصیه به «کارآفرین بودن» شکل نمی‌گیرد، بلکه به یک اکوسیستم حمایتی نیاز دارد.

بُعد مهم دیگر، موانع مهارتی و فردی است. بسیاری از دانش‌آموختگان کشاورزی گرچه از نظر نظری دانش قابل قبولی دارند، اما در عمل تجربه کافی برای راه‌اندازی و مدیریت یک کسب‌وکار را ندارند. نداشتن مهارت‌های مدیریتی، ضعف در تیم‌سازی، ناتوانی در بازاریابی، ترس از شکست و حتی نگرانی از سرقت ایده‌ها از جمله عواملی است که در این پژوهش به آن اشاره شده است. این در حالی است که کارآفرینی در کشاورزی، تنها دانستن اصول تولید نیست؛ بلکه نیازمند شناخت بازار، مدیریت مالی، ارتباط با مشتری، استفاده از فناوری و توانایی تصمیم‌گیری در شرایط پرنوسان است. بنابراین، اگر نظام آموزشی صرفاً بر آموزش‌های تئوریک تکیه کند، نمی‌توان انتظار داشت فارغ‌التحصیلان به کارآفرینان موفق تبدیل شوند.

از منظر کلان، موانع اداری و قانونی نیز به کاهش انگیزه ورود به کسب‌وکارهای کشاورزی دامن می‌زنند. پیچیدگی مجوزها، بروکراسی طولانی، قوانین نامناسب یا ناپایدار، و در برخی موارد رقابت ناعادلانه، محیطی ناامن برای سرمایه‌گذاری ایجاد می‌کند. در چنین فضایی، جوانی که می‌خواهد با سرمایه محدود خود وارد تولید شود، به‌جای حمایت، با مانع‌های پی‌درپی مواجه می‌شود. این مسئله به‌ویژه در مناطق روستایی و کمترتوسعه‌یافته، شدیدتر است؛ جایی که زیرساخت‌های حمل‌ونقل، دسترسی به بازار، خدمات فنی و امکانات مالی نیز ضعیف‌تر است.

اهمیت این پژوهش در آن است که نشان می‌دهد توسعه اشتغال در بخش کشاورزی، فقط یک موضوع اقتصادی نیست، بلکه با امنیت غذایی و آینده توسعه روستایی گره خورده است. کشوری که بخش قابل توجهی از جوانان تحصیل‌کرده کشاورزی آن بیکار بمانند، نه‌تنها سرمایه انسانی خود را هدر می‌دهد، بلکه فرصت نوآوری در تولید، کاهش وابستگی، افزایش بهره‌وری و تقویت تاب‌آوری غذایی را نیز از دست می‌دهد. در شرایطی که تغییرات اقلیمی، کمبود آب و افزایش هزینه تولید، نظام کشاورزی را تحت فشار قرار داده‌اند، حضور نسل جوان و دانش‌محور می‌تواند به‌عنوان عامل تحول عمل کند.

نکته قابل توجه دیگر در این تحقیق آن است که تفاوت معناداری میان دیدگاه زنان و مردان در مورد موانع کارآفرینی دیده نشده، اما در برخی ابعاد مهارتی میان مقاطع تحصیلی مختلف تفاوت‌هایی وجود داشته است. این یافته نشان می‌دهد که چالش‌های اصلی، جنسیتی نیستند؛ بلکه ساختاری و نهادی‌اند. به بیان دیگر، اگر بستر کارآفرینی مناسب نباشد، تفاوت فردی چندان تعیین‌کننده نخواهد بود. از همین رو، سیاست‌گذاری برای ایجاد اشتغال در کشاورزی باید فراتر از حمایت‌های موردی باشد و به اصلاح ساختارهای آموزشی، مالی، قانونی و اجرایی بینجامد.

برآیند این پژوهش و تحلیل‌های مرتبط نشان می‌دهد که برای رونق اشتغال در کشاورزی، چند اقدام اساسی ضروری است. نخست، باید مسیر دسترسی به سرمایه و تسهیلات مالی برای فارغ‌التحصیلان ساده‌تر شود. وام‌های کم‌بهره، صندوق‌های حمایتی، ضمانت‌نامه‌های تسهیل‌گر و مشوق‌های مالیاتی می‌توانند ریسک ورود به کسب‌وکار را کاهش دهند. دوم، آموزش‌های دانشگاهی باید از حالت صرفاً نظری خارج شده و مهارت‌هایی مانند مدیریت مزرعه، بازاریابی، برندینگ محصولات، تجارت الکترونیک، زنجیره ارزش و استفاده از فناوری‌های نوین را نیز دربر بگیرد. سوم، ایجاد مراکز رشد، شتاب‌دهنده‌های تخصصی و دهکده‌های نوآوری کشاورزی می‌تواند مسیر تبدیل ایده به محصول را کوتاه‌تر کند. چهارم، قوانین و مقررات باید به نفع تولیدکننده جوان بازطراحی شوند تا بروکراسی مانع ورود نیروهای خلاق به بازار نشود.

در نهایت، اشتغال‌زایی در حوزه کشاورزی زمانی محقق می‌شود که نگاه سیاست‌گذار از «اشتغال دولتی» به «اشتغال مولد و دانش‌بنیان» تغییر کند. فارغ‌التحصیلان کشاورزی اگر به ابزار، حمایت، آموزش و اعتماد لازم مجهز شوند، می‌توانند نه‌فقط شغل خود را بسازند، بلکه برای دیگران نیز فرصت شغلی ایجاد کنند. بنابراین، سرمایه‌گذاری روی کارآفرینی کشاورزی، در واقع سرمایه‌گذاری بر آینده امنیت غذایی، توسعه پایدار و ماندگاری جمعیت در روستاهاست.

برچسب ها:

ارسال نظرات

captcha