تازه ها
وقف؛ از سنت نیکوکاری تا نهادی برای خلق اشتغال پایدار
وقف در فرهنگ ایرانی ـ اسلامی، همواره یکی از مهمترین سازوکارهای مشارکت اجتماعی و تأمین منافع عمومی بوده است؛ اما در شرایط امروز اقتصاد و بازار کار، این ظرفیت میتواند فراتر از کارکردهای سنتی خود، در ایجاد اشتغال پایدار، حمایت از کارآفرینی، تأمین مالی کسبوکارهای خرد و اجتماعی، توانمندسازی گروههای کمبرخوردار و توسعه اقتصادی مناطق محلی نیز نقشآفرین باشد.
به همین دلیل و به بهانه روز ملی وقف، با هدف بررسی ظرفیتهای کمترشناختهشده وقف در حوزه اشتغال، کارآفرینی و توانمندسازی اقتصادی، گفتوگویی با مهدی علییاری، رئیس اداره توسعه تعاملات با زیستبوم کارآفرینی سازمان تجاریسازی فناوری و اشتغال دانشبنیان (ستفا) انجام دادهایم.
در این گفتوگو، ضمن تشریح ظرفیتهای اقتصادی و اجتماعی وقف، به این پرسش پرداخته است که چگونه میتوان میان نهاد وقف، سیاستهای اشتغال، زیستبوم کارآفرینی، بخش خصوصی و نهادهای توسعهای پیوند مؤثرتری ایجاد کرد و از وقف بهعنوان یکی از ابزارهای پایدار در مسیر خلق فرصتهای شغلی و کاهش فقر بهره گرفت.
وقتی درباره وقف صحبت میکنیم، معمولاً ذهن جامعه بیشتر به سمت امور خیریه، ساخت مسجد، مدرسه یا کمک به نیازمندان میرود. چگونه میتوان برای وقف نقشی فراتر از این تعریف سنتی و در حوزه اشتغال قائل شد؟
به اعتقاد من یکی از ظرفیتهای کمتر دیدهشده وقف در کشور، ظرفیت آن برای خلق اشتغال پایدار و توانمندسازی اقتصادی افراد و جوامع محلی است. البته این موضوع به معنای فاصله گرفتن از فلسفه وقف نیست؛ بلکه میتواند نوعی بازخوانی ظرفیتهای وقف متناسب با نیازهای امروز جامعه باشد.
وقف ذاتاً یک سازوکار ماندگار برای تخصیص منابع در جهت منافع عمومی است. تفاوت مهم آن با بسیاری از کمکهای مقطعی این است که در وقف، اصل سرمایه یا دارایی حفظ میشود و منافع آن در طول زمان در مسیر هدف تعیینشده به کار گرفته میشود. همین ویژگی، وقف را به یک ظرفیت مهم برای تأمین مالی پایدار فعالیتهای اجتماعی و اقتصادی تبدیل میکند.
اگر در گذشته ساخت مدرسه یا بیمارستان یکی از مصادیق مهم وقف بوده، امروز میتوان به ایجاد مرکز مهارتآموزی، مرکز کارآفرینی، صندوق وقفی حمایت از کسبوکارهای خرد، شتابدهنده اجتماعی، مرکز نوآوری، کارگاه تولیدی یا حتی پلتفرم حمایت از کسبوکارهای محلی نیز فکر کرد؛ البته مشروط به اینکه با نیت واقف و الزامات شرعی و قانونی وقف سازگار باشد. بنابراین، من معتقدم باید از نگاه «وقف برای مصرف» به سمت نگاه «وقف برای توانمندسازی» حرکت کنیم.
منظور شما از «وقف برای توانمندسازی» دقیقاً چیست؟
فرض کنیم فردی یک ملک یا سرمایه را وقف میکند و درآمد آن هر سال صرف کمک معیشتی به تعدادی از افراد نیازمند میشود. این اقدام ارزشمند است و نباید آن را نفی کرد. اما میتوان در کنار آن، بخشی از ظرفیت وقف را به گونهای به کار گرفت که افراد نیازمند از دریافتکننده کمک به تولیدکننده درآمد تبدیل شوند.
برای مثال، اگر منابع یک موقوفه صرف آموزش مهارتی، مشاوره کسبوکار، تأمین بخشی از سرمایه اولیه، اتصال به بازار و پشتیبانی از یک فرد برای راهاندازی کسبوکار شود، در واقع یک چرخه توانمندسازی ایجاد کردهایم. این دقیقاً همان نقطهای است که وقف میتواند با سیاستهای اشتغال و کارآفرینی پیوند بخورد.
پس به نظر شما وقف میتواند بهعنوان یک ابزار تأمین مالی اشتغال مطرح شود؟
اتفاقاً به نظر من این یکی از مهمترین ظرفیتهای آن است. در نظام اشتغال کشور، یکی از چالشهای جدی، دسترسی کسبوکارهای خرد و افراد دارای ایده به منابع مالی مناسب است. تسهیلات بانکی برای همه گروهها راهحل مناسبی نیست؛ زیرا تسهیلات معمولاً نیازمند بازپرداخت، وثیقه، اعتبارسنجی و توان بازپرداخت است. وقف میتواند در کنار نظام بانکی، یک لایه مکمل تأمین مالی اجتماعی ایجاد کند.
برای مثال، میتوان به ایجاد صندوقهای وقفی یا سازوکارهای مالی مبتنی بر موقوفات برای حمایت از کسبوکارهای خرد، مشاغل خانگی، کسبوکارهای اجتماعی، کارآفرینی جوانان، زنان، مناطق کمبرخوردار و حتی کسبوکارهای دانشبنیان فکر کرد.
البته باید تأکید کنم که این موضوع نیازمند طراحی دقیق مدل مالی، حقوقی و شرعی است و نمیتوان صرفاً با عنوان «صندوق وقفی» یک ساختار مالی ایجاد کرد. مهم این است که نحوه حفظ اصل سرمایه، نحوه مصرف منافع، ریسک سرمایهگذاری، نظارت، شفافیت و انطباق با نیت واقف بهصورت دقیق طراحی شود.
نقش وقف در توسعه کارآفرینی چیست؟
لازمه کارآفرینی فقط داشتن پول نیست. یک فرد ممکن است سرمایه اولیه داشته باشد، اما مهارت، دانش بازار، شبکه ارتباطی یا توان مدیریتی لازم را نداشته باشد؛ بنابراین اگر بخواهیم وقف واقعاً در توسعه کارآفرینی نقشآفرین باشد، باید از مدل «پول دادن» به مدل «توانمندسازی جامع» حرکت کنیم. برای مثال، یک موقوفه میتواند از یک فرد مستعد در چند مرحله حمایت کند:
۱. شناسایی استعداد و ایده؛
۲. آموزش مهارتهای موردنیاز؛
۳. مشاوره و هدایت شغلی؛
۴. اعتبارسنجی ایده کسبوکار؛
۵. تأمین بخشی از سرمایه موردنیاز؛
۶. اتصال به بازار؛
۷. مربیگری و پایش کسبوکار؛
۸. کمک به توسعه و تثبیت کسبوکار.
در چنین الگویی، وقف دیگر صرفاً یک منبع مالی نیست؛ بلکه به یک نهاد توسعه کارآفرینی تبدیل میشود.
آیا این نگاه میتواند در کاهش فقر نیز مؤثر باشد؟
بله؛ و به نظر من اینجا یکی از مهمترین نقاط اتصال «وقف» و «سیاست اشتغال» شکل میگیرد.
اگر فقر را صرفاً با توزیع منابع و پرداخت کمکهای معیشتی مدیریت کنیم، ممکن است وابستگی ایجاد شود. اما اگر منابع اجتماعی را برای افزایش قابلیت اشتغال و درآمدزایی افراد به کار بگیریم، میتوانیم از چرخه فقر به سمت چرخه توانمندسازی حرکت کنیم.
به تعبیر ساده، تفاوت این دو رویکرد مانند تفاوت «ماهی دادن» و «ماهیگیری یاد دادن» است؛ البته در سیاست اجتماعی امروز باید یک مرحله جلوتر برویم و بگوییم: هم مهارت ماهیگیری، هم ابزار، هم دسترسی به بازار و هم امکان توسعه فعالیت اقتصادی باید فراهم شود.
وقف چگونه میتواند در اشتغال جوانان نقش داشته باشد؟
قطعاً. یکی از حوزههایی که باید در سیاستگذاری وقف مورد توجه جدی قرار گیرد، وقف جوانان و برای جوانان است. ما با نسلی مواجه هستیم که الزاماً به دنبال استخدام دولتی نیست و بخشی از آنها تمایل دارند کسبوکار خودشان را ایجاد کنند؛ اما با موانعی مانند نبود سرمایه اولیه، ضعف شبکه ارتباطی، ناآشنایی با بازار و کمبود تجربه مواجهاند. میتوان موقوفاتی با هدف توسعه کارآفرینی جوانان طراحی کرد؛ برای مثال «وقف سرمایه کارآفرینی جوانان» یا «وقف آموزش و اشتغال جوانان».
در چنین مدلی، منابع وقف میتواند صرف ایجاد یک زیرساخت دائمی برای آموزش، مشاوره، شتابدهی، تأمین مالی و اتصال جوانان به بازار شود. این نوع وقف علاوه بر اثر اقتصادی، سرمایه اجتماعی نیز تولید میکند.
این موضوع در مورد زنان نیز میتواند مصداق داشته باشد؟
بله، بهویژه در حوزه کسبوکارهای خرد و خانگی. بسیاری از زنان دارای مهارت یا توانمندی اقتصادی هستند، اما به دلیل محدودیت دسترسی به سرمایه، بازار، آموزش یا شبکههای کسبوکار، امکان تبدیل مهارت خود به درآمد پایدار را پیدا نمیکنند. وقف میتواند در اینجا بهعنوان یک پشتوانه اجتماعی عمل کند؛ برای مثال با ایجاد مراکز آموزش و توانمندسازی، تأمین تجهیزات، ایجاد بازار فروش، برندسازی، بازاریابی دیجیتال و تأمین مالی مرحله اولیه.
البته باید مراقب باشیم که اشتغال زنان را صرفاً به مشاغل خانگی محدود نکنیم. وقف میتواند در ایجاد کسبوکارهای حرفهای، دانشبنیان، دیجیتال و اجتماعی برای زنان نیز نقشآفرین باشد.
سؤال: یکی از مباحث مهم امروز، توسعه کسبوکارهای اجتماعی است. آیا وقف میتواند با این مفهوم پیوند بخورد؟
پاسخ:
اتفاقاً یکی از مهمترین پیوندها همینجاست. کسبوکار اجتماعی به دنبال آن است که ضمن داشتن منطق اقتصادی و درآمدزایی، یک مسئله اجتماعی را نیز حل کند. وقف نیز اساساً بر حل مسائل عمومی و ایجاد منفعت اجتماعی استوار است؛ بنابراین میتوان میان وقف، کسبوکار اجتماعی و اشتغال یک مثلث بسیار مهم ایجاد کرد.
برای مثال، یک موقوفه میتواند از کسبوکاری حمایت کند که هم برای افراد کمبرخوردار اشتغال ایجاد میکند و هم یک مسئله اجتماعی یا محیطزیستی را حل میکند. در این صورت، منابع وقف میتوانند نقش «سرمایه صبور» را ایفا کنند؛ یعنی سرمایهای که الزاماً به دنبال سود کوتاهمدت نیست و اجازه میدهد یک کسبوکار اجتماعی در طول زمان به پایداری برسد.
آیا این مدل میتواند در مناطق روستایی و کمبرخوردار نیز کاربرد داشته باشد؟
سوال خیلی خوبی پرسیدید؛ ببینید اتفاقاً ظرفیت آن در مناطق محلی بسیار بالاست. در بسیاری از مناطق کشور، مسئله اصلی کمبود منابع نیست؛ بلکه نبود زنجیره کامل توسعه کسبوکار است. یعنی فرد ممکن است مهارت داشته باشد، اما بازار نداشته باشد؛ یا محصول داشته باشد، اما برند و شبکه توزیع نداشته باشد. اگر ظرفیت موقوفات محلی با ظرفیتهای اقتصادی همان منطقه پیوند بخورد، میتوان مدلهای بومی اشتغال ایجاد کرد.
برای نمونه در یک منطقه میتوان منابع وقف را برای توسعه زنجیره ارزش یک محصول محلی به کار گرفت؛ از آموزش و تولید گرفته تا بستهبندی، برندینگ، بازاریابی و فروش.
در اینجا وقف میتواند به جای ایجاد یک شغل منفرد، به توسعه یک زنجیره اشتغال محلی کمک کند.
آیا میتوان وقف را با زیستبوم نوآوری و دانشبنیان نیز پیوند داد؟
این حوزه یکی از فرصتهای جدید برای وقف است. ما باید مفهوم وقف را متناسب با اقتصاد جدید توسعه دهیم. امروز دارایی فقط زمین، ساختمان و مغازه نیست. دانش، فناوری، مالکیت فکری، پلتفرم، شبکه و حتی سرمایه انسانی نیز بخشی از داراییهای ارزشمند اقتصاد هستند؛ بنابراین میتوان به مدلهایی مانند وقف برای نوآوری، وقف فناوری، وقف سرمایه خطرپذیر اجتماعی یا حمایت وقفی از ایدههای حل مسائل اجتماعی فکر کرد؛ البته هرکدام نیازمند بررسی دقیق فقهی، حقوقی و اقتصادی است.
به عنوان مثال، اگر سرمایهای وقفی در یک صندوق تخصصی قرار گیرد و از فناوریهایی حمایت کند که مسئله اشتغال، سالمندی، محیط زیست، آموزش یا سلامت را حل میکنند، اثر آن میتواند چندین برابر کمک مستقیم و مقطعی باشد.
چگونه وقف میتواند مکمل سیاستهای دولتی اشتغال باشد؟
توجه کنید که نباید وقف را جایگزین دولت یا سیاستهای عمومی اشتغال بدانیم؛ بلکه باید آن را یک ظرفیت مکمل در حکمرانی اشتغال تلقی کنیم. دولت منابع محدودی دارد و با مسائل متنوعی مواجه است. در مقابل، جامعه دارای سرمایههای مالی، اجتماعی، دانشی و انسانی بسیار بزرگی است که بخشی از آن میتواند از طریق نهادهایی مانند وقف در مسیر حل مسائل اشتغال قرار گیرد.
باید یک تقسیم کار ایجاد کرد:
دولت: سیاستگذاری، تنظیمگری، زیرساخت و تسهیلگری
وقف: تأمین منابع پایدار و سرمایه اجتماعی
بخش خصوصی: سرمایهگذاری، مدیریت و بازار
دانشگاه: دانش و نوآوری
نهادهای توسعهای: آموزش، مشاوره و توانمندسازی
مردم و خیرین: مشارکت و سرمایه اجتماعی
این مدل میتواند به سمت نوعی حکمرانی مشارکتی اشتغال حرکت کند.
مهمترین مانع تحقق این ایده چیست؟
به نظرم یکی از مهمترین موانع، نگاه بخشی و سنتی به وقف است. اگر وقف را صرفاً یک دارایی ثابت بدانیم که باید اجاره داده شود و درآمد آن در یک محل خاص هزینه شود، ظرفیت توسعهای آن محدود میشود.
از سوی دیگر، نباید به بهانه نوآوری، اصول و نیت واقف را نادیده گرفت؛ بنابراین مسئله اصلی، پیدا کردن تعادل میان وفاداری به نیت واقف و پاسخگویی به نیازهای جدید جامعه است.
موضوع دیگر، ضعف پیوند میان متولیان وقف و زیستبوم اقتصادی و کارآفرینی است. برای ایجاد اشتغال، صرف داشتن سرمایه کافی نیست. باید بازار، مهارت، مشاوره، مدیریت، فناوری و شبکه نیز وجود داشته باشد.
برای افزایش نقش وقف در اشتغال، چه سیاستهایی را پیشنهاد میکنید؟
چند پیشنهاد مشخص دارم.
اول، ایجاد «نقشه ملی وقف و اشتغال». باید بدانیم چه ظرفیتهایی از موقوفات کشور وجود دارد، در چه مناطقی قرار دارند، چه نوع داراییهایی هستند و چگونه میتوانند با ظرفیتهای اقتصادی همان منطقه پیوند بخورند.
دوم، ایجاد سازوکارهای تخصصی «وقف و کارآفرینی». این سازوکارها میتوانند منابع وقف را به سمت آموزش، مشاوره، شتابدهی و تأمین مالی کسبوکارهای دارای توجیه اقتصادی و اجتماعی هدایت کنند.
سوم، توسعه وقفهای موضوعمحور. برای مثال وقف برای اشتغال جوانان، وقف برای توانمندسازی زنان، وقف برای اشتغال افراد دارای معلولیت، وقف برای کسبوکارهای روستایی و وقف برای نوآوری اجتماعی.
چهارم، ایجاد شبکه همکاری میان نهاد وقف و زیستبوم کارآفرینی. سازمان اوقاف، وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی، نهادهای توسعهای، دانشگاهها، صندوقها، شتابدهندهها، مراکز نوآوری و بخش خصوصی باید بتوانند در یک شبکه مشترک فعالیت کنند.
پنجم، طراحی نظام ارزیابی اثر اجتماعی و اشتغالی موقوفات. نباید فقط بگوییم چه مقدار منابع هزینه شده است؛ باید بپرسیم این منابع چند شغل ایجاد کرده، چه میزان درآمد پایدار ایجاد کرده و چند نفر از دریافتکننده حمایت توانستهاند به استقلال اقتصادی برسند.
شاخصهای ارزیابی میتوانند از «میزان منابع» به سمت «اثر ایجادشده» حرکت کنند.
مثلاً: تعداد فرصتهای شغلی پایدار ایجادشده؛ نرخ ماندگاری کسبوکارهای حمایتشده؛ میزان درآمد ایجادشده برای خانوارها؛ تعداد افراد خارجشده از چرخه حمایت مستقیم؛ تعداد کسبوکارهای ایجادشده توسط جوانان؛ تعداد زنان توانمندشده و واردشده به بازار کار؛ میزان سرمایه خصوصی جذبشده در کنار منابع وقف؛ تعداد کسبوکارهای اجتماعی شکلگرفته؛ ارزش اقتصادی ایجادشده در مناطق کمبرخوردار؛ و میزان بازگشت منابع به چرخه حمایت.
در واقع باید از «حسابداری هزینه» به «حسابداری اثر» حرکت کنیم.
اگر بخواهید یک پیشنهاد مشخص برای مدیران و سیاستگذاران اشتغال داشته باشید، چه میگویید؟
پیشنهاد من این است که وقف را در کنار منابع دولتی، بانکی و خصوصی، بهعنوان یکی از اجزای نظام تأمین مالی و توانمندسازی اشتغال کشور ببینیم. ما معمولاً وقتی درباره اشتغال صحبت میکنیم، بلافاصله سراغ تسهیلات بانکی میرویم؛ در حالی که اشتغال یک مسئله چندبعدی است و سرمایه مالی تنها یکی از اجزای آن است. وقف میتواند بخشی از این خلأ را پر کند؛ بهخصوص در جایی که سرمایه اجتماعی، سرمایه صبور و نگاه بلندمدت اهمیت بیشتری پیدا میکند.
به نظر من باید از این سؤال که «چگونه از موقوفات برای اشتغال استفاده کنیم؟» یک گام جلوتر برویم و بپرسیم:
«چگونه میتوانیم یک زیستبوم وقف و اشتغال ایجاد کنیم؟»
این تغییر سؤال، تغییر بزرگی در سیاستگذاری ایجاد میکند.
و در پایان، اگر بخواهید در یک جمله اهمیت وقف در آینده اشتغال کشور را بیان کنید، چه میگویید؟
وقف میتواند از ابزار کمک به معیشت، به ابزار خلق معیشت تبدیل شود؛ یعنی به جای اینکه فقط بخشی از درآمد موجود را میان نیازمندان توزیع کند، بخشی از ظرفیت خود را برای ایجاد مهارت، فرصت، کسبوکار، درآمد و اشتغال پایدار به کار گیرد.
اگر این اتفاق با حفظ نیت واقف، رعایت الزامات شرعی و قانونی، شفافیت و حکمرانی حرفهای همراه شود، وقف میتواند یکی از مهمترین ظرفیتهای اقتصاد اجتماعی ایران برای کاهش فقر، توسعه کارآفرینی و ایجاد اشتغال پایدار باشد.
به تعبیر دیگر، شاید یکی از مهمترین مصادیق وقف در دنیای امروز این باشد که سرمایهای را برای ساختن آینده شغلی انسانها ماندگار کنیم.
ارسال نظرات