تازه ها
معماران ناخواسته هوش مصنوعی؛ چگونه هنرمندان هالیوود گور شغلی خود را میکنند؟
به گزارش بازارکار ، حالا تحت فشارهای شدید معیشتی و انقباض بیسابقه بازار کار، به کارگزاران و معماران پنهان همان سیستمهایی تبدیل شدهاند که برای حذف فیزیکی و حرفهای آنها طراحی شدهاند.
سه سال پس از اعتصابات تاریخی و سراسری سال ۲۰۲۳ که صنعت سرگرمی را برای ماهها به تعطیلی کشاند، چشمانداز اقتصادی هالیوود بهکلی دگرگون شده است. در آن سال، نویسندگان و بازیگران در بزرگترین اقدام صنفی دهههای اخیر، خواستار تضمینهای حقوقی محکم در قراردادهای کار خود در برابر ابزارهای تولید متن و تصویر مبتنی بر هوش مصنوعی شدند. با وجود کسب برخی پیروزیهای کاغذی در آن زمان، واقعیت اقتصادی سال ۲۰۲۶ نشان میدهد که استودیوها با کاهش بودجه پروژهها و کوچکسازی ساختار تولید، عملاً نرخ بیکاری در میان هنرمندان را به اوج رساندهاند. در این اتمسفر رکود، پدیده جدیدی تحت عنوان «کار در سایه» ظهور کرده است؛ نخبگان خلاقی که پیش از این سناریوهای چند میلیون دلاری مینوشتند یا تدوین پروژههای بزرگ را بر عهده داشتند، حالا در سکوت خبری به استخدام شرکتهای بزرگ فناوری و استارتاپهای پیشرو درآمدهاند تا در پروژههای «یادگیری تقویتی از بازخورد انسانی» (RLHF) مشارکت کنند.
فناوری RLHF یا همان Reinforcement Learning from Human Feedback، ستون فقرات توسعه مدلهای زبانی بزرگ (LLM) مدرن است. در این فرآیند، هوش مصنوعی صرفاً با خواندن متون اینترنت یاد نمیگیرد، بلکه نیاز به یک «معلم هدایتگر» دارد تا خروجیهایش را ارزیابی کند. هنرمندان استخدامشده در نقش این معلمان عمل میکنند؛ آنها به پاسخهای هوش مصنوعی امتیاز میدهند، لحنهای مصنوعی را اصلاح میکنند، ضعفهای دراماتیک سناریوهای تولیدشده توسط ماشین را برطرف میسازند و به سیستم میآموزند که چگونه خلاقیت، طنز، تعلیق و احساسات انسانی را به شکلی باورپذیر شبیهسازی کند. شرکتهای واسطهای مانند «Mercor» با پرداخت دستمزدهای وسوسهکننده ساعتی تا ۱۰۰ دلار، به سراغ این متخصصان کارکشته رفتهاند تا خروجیهای اولیه مدلها را که معمولاً ترکیبی بیروح و کلیشهای از دادههاست، به متون صیقلخورده و باکیفیت تبدیل کنند.
گیب سنا، تدوینگر پیشکسوت هالیوود، این تحول ناخواسته را یک استراتژی بقا توصیف میکند و معتقد است ورود به قلب این «جعبه سیاه ترسناک» تنها راه برای منقرض نشدن در بازار کار جدید است. با این حال، این روند با مخالفتهای شدید درونصنفی روبهرو است. فعالان کارگری این اقدام را نوعی «شکستن خط اعتصاب» و خیانت به اصول همبستگی جمعی میدانند. تیم فریدلندر، رئیس انجمن صداپیشگان، با هشداری صریح اعلام کرده است که دریافت دستمزدهای موقت برای پرداخت قبوض ماهیانه، در واقع پیشپرداختی برای نابودی کامل هویت مشاغل خلاق در آینده نزدیک است. در این میان، اتحادیههای صنفی سنتی با یک خلاء قانونی و بنبست نظارتی مواجه شدهاند؛ آنها از یکسو طبق اساسنامههای خود متعهد به صیانت از نیروی کار انسانی در برابر جایگزینی با ماشین هستند و از سوی دیگر، به دلیل عدم توانایی در تامین حداقلهای معیشتی اعضای بیکار خود، ابزار اجرایی و حقوقی لازم را برای منع کارگران از امضای این قراردادهای پیمانی جدید با شرکتهای فناوری ندارند.
ارسال نظرات