بنیانگذار اطلاع رسانی نوین اشتغال در ایران
خبر فوری

تازه ها

کد خبر : ۱۷۸۲۳۵
طی گزارشی بررسی شد،

زخم‌های ناپیدای محیط‌های کاری ناسالم بر سلامت روان

محیط کاری
محیط کار قرار است بستری برای رشد و پیشرفت باشد، اما برای بسیاری از کارکنان به منبعی از استرس، اضطراب و فرسودگی روانی تبدیل شده است، کارشناسان هشدار می‌دهند که گسترش محیط‌های کاری سمی، سلامت روان کارکنان را بیش از هر زمان دیگری تهدید می‌کند و پیامد‌های آن، از جمله کاهش بهره‌وری تا آسیب به زندگی فردی و خانوادگی، قابل چشم‌پوشی نیست.
سه‌شنبه ۱۶ تير ۱۴۰۵ - ۱۱:۵۰

به گزارش بازارکار، محل کار قرار است جایی برای رشد، یادگیری، تجربه‌اندوزی و ساختن آینده باشد، فضایی که افراد در آن استعداد‌های خود را شکوفا کنند، احساس امنیت و تعلق داشته باشند و با انگیزه برای رسیدن به اهداف فردی و سازمانی تلاش کنند، اما برای بسیاری از افراد، واقعیت با این تصویر فاصله زیادی دارد، هر روز کاری با اضطراب آغاز می‌شود و با خستگی ذهنی، فرسودگی روانی و نگرانی از فردا به پایان می‌رسد.

گاهی یک مدیر پرخاشگر، گاهی تبعیض در برخوردها، گاهی حجم غیرمنطقی وظایف، گاهی نبود قدردانی از تلاش کارکنان و گاهی هم سکوتی که اجازه بیان مشکلات و انتقاد را نمی‌دهد، فضایی را شکل می‌دهد که آرام آرام انگیزه، اعتماد به نفس و سلامت روان کارکنان را فرسوده می‌کند، در چنین شرایطی، کار دیگر تنها یک مسئولیت روزانه نیست، بلکه به منبعی دائمی برای استرس و فشار روانی تبدیل می‌شود.

کارشناسان از این فضا با عنوان «محیط کار سمی» یاد می‌کنند، محیطی که آثار آن تنها به ساعات حضور در محل کار محدود نمی‌شود و به خانه، روابط خانوادگی، کیفیت زندگی و حتی سلامت جسم افراد نیز راه پیدا می‌کند، فردی که ساعت‌ها تحت فشار روانی، تحقیر، بی‌عدالتی یا ناامنی شغلی قرار دارد، این احساسات را با خود به خانه می‌برد و به مرور، روابط خانوادگی، تعاملات اجتماعی و رضایت او از زندگی نیز تحت تأثیر قرار می‌گیرد، افزایش اضطراب، افسردگی، فرسودگی شغلی، اختلال خواب، کاهش تمرکز، افت بهره‌وری، احساس بی‌انگیزگی و کاهش رضایت از زندگی تنها بخشی از پیامد‌های این پدیده است، پدیده‌ای که در سال‌های اخیر، همزمان با افزایش فشار‌های اقتصادی، تغییر الگو‌های کاری، رقابت‌های شغلی و نااطمینانی‌های بازار کار، بیش از گذشته مورد توجه متخصصان سلامت روان و کارشناسان حوزه منابع انسانی قرار گرفته است.

اگرچه بسیاری از آسیب‌های ناشی از محیط‌های کاری سمی در ابتدا پنهان و تدریجی هستند، اما تداوم آنها می‌تواند پیامد‌هایی عمیق و ماندگار برای افراد و سازمان‌ها به همراه داشته باشد، از دست رفتن انگیزه، کاهش احساس تعلق به محیط کار، افزایش تمایل به ترک شغل، افت کیفیت عملکرد و کاهش خلاقیت، تنها بخشی از هزینه‌هایی است که کارکنان و کارفرمایان در چنین شرایطی متحمل می‌شوند، از همین رو، سلامت روان کارکنان دیگر یک موضوع صرفاً فردی یا رفاهی نیست، بلکه به یکی از مهم‌ترین مؤلفه‌های توسعه سازمانی، افزایش بهره‌وری و حفظ سرمایه انسانی تبدیل شده است.

سلامت روان ارزش بیش‌تری از حقوق و مزایای کار در یک محیط ناسالم را دارد

یکی از کارکنان شاغل در یک محیط کاری ناسالم که به تازگی از محل کار خود استعفا داده است در گفت‌و‌گو با ایسنا با اشاره به شرایط کاری خود، اظهار کرد: محیطی که در آن به جای تشویق، مدام سرزنش می‌شوی، اشتباه کوچک ساعت‌ها علیه تو استفاده می‌شود، اما زحماتت دیده نمی‌شود، گاهی همکاران را مقابل هم قرار می‌دادند، شایعه‌سازی می‌شد و مدیران به جای حل مشکل، خودشان عامل تنش بودند، حتی بعد از پایان ساعت کاری هم آرامش نداشتیم و همیشه نگران تماس یا پیام کاری بودیم.

وی افزود: تأثیرش تنش‌ها فقط در محل کار نبود، بسیار عصبی شده بودم، شب‌ها خوابم نمی‌برد و حتی حوصله خانواده‌ام را هم نداشتم، احساس می‌کردم اعتماد به نفسم را از دست داده‌ام و مدام خودم را مقصر می‌دانستم، در حالی که مشکل از فضای ناسالم محیط کار بود.

صمیمی در خصوص تصمیم به استعفا از محیط کاری ناسالم، گفت: راستش این تصمیم یک‌شبه گرفته نشد، مدت‌ها تلاش کردم دوام بیاورم، اما وقتی هر روز با استرس از خواب بیدار می‌شوی و از رفتن به محل کار اضطراب داری، می‌فهمی که دیگر چیزی از آرامشت باقی نمانده است، محیط کار ما پر از بی‌احترامی، تحقیر، تبعیض و فشار‌های روحی بود و هیچ‌کس احساس امنیت نمی‌کرد، خیلی سخت بود، چون درآمدم را از دست می‌دادم و پیدا کردن شغل جدید آسان نیست، اما به این نتیجه رسیدم که هیچ حقوقی ارزش از دست دادن سلامت روان را ندارد و اگر می‌ماندم، شاید آسیب‌های جدی‌تری می‌دیدم.

این کارمند گفت: کارکنان فقط نیروی کار نیستند، آنها انسان‌اند، احترام، عدالت، شنیده شدن و قدردانی، هزینه‌ای برای مدیر ندارد، اما می‌تواند انگیزه و بهره‌وری را چند برابر کند، بسیاری از استعفا‌ها به خاطر حقوق پایین نیست، بلکه به خاطر فضایی است که نفس کشیدن را برای کارکنان سخت می‌کند.

بی‌احترامی، تبعیض، تحقیر، بی‌عدالتی و نبود امنیت شغلی از جمله چالش‌های من در محیط کاری است

سعیدی، یکی از کارکنان یکی از شرکت‌های خصوصی در شهرکرد که به گفته خود در یک محیط ناسالم در حال فعالیت است در گفت‌و‌گو با ایسنا با اشاره به تنش‌های محیط کاری خود، اظهار کرد: از حدود ۵ سال پیش در این مجموعه مشغول بکار شدم، اوایل فکر می‌کردم شرایط بهتر می‌شود، اما هرچه زمان گذشت، فشار‌ها بیشتر شد، محیطی که باید محل رشد و آرامش باشد، برای من به منبع دائمی استرس و اضطراب تبدیل شده است.

وی افزود: بی‌احترامی، تبعیض، تحقیر، بی‌عدالتی و نبود امنیت شغلی از جمله چالش‌های من در محیط کاری است، گاهی برای کوچکترین اشتباه ساعت‌ها سرزنش می‌شویم، اما اگر زحمتی بکشیم، کسی آن را نمی‌بیند، هر روز با این نگرانی وارد محل کار می‌شوم که امروز چه اتفاقی قرار است بیفتد و چه کسی هدف بی‌احترامی قرار بگیرد.

سعیدی بیان کرد: هر روز به استعفا فکر می‌کنم، اما فکر کردن با عمل کردن فرق دارد، من نان‌آور خانواده هستم. قسط دارم، اجاره خانه دارم و فرزندم هزینه تحصیل دارد، اگر امروز استعفا بدهم، معلوم نیست فردا بتوانم شغل دیگری پیدا کنم، همین ترس باعث شده سال‌ها برخلاف میل باطنی‌ام در این محیط بمانم، البته در صورت استعفا حتی نمی‌توانم از بیمه بیکاری استفاده کنم.

این کارمند با اشاره به تاثیرات محیط کار بر سلامت روانش، توضیح داد: شب‌ها سخت می‌خوابم و صبح‌ها با اضطراب از خواب بیدار می‌شوم، حتی روز‌های تعطیل هم ذهنم درگیر محل کار است، بار‌ها پیش آمده که وسط جمع خانواده ناگهان یاد اتفاقات محل کار افتاده‌ام و تمام آرامشم از بین رفته است، احساس می‌کنم دیگر آن آدم شاد گذشته نیستم، حوصله صحبت با همسر و فرزندم را ندارم. گاهی بی‌دلیل پرخاش می‌کنم و بعد از رفتارم پشیمان می‌شوم، خانواده‌ام تاوان استرس‌هایی را می‌دهند که هیچ نقشی در ایجاد آن نداشته‌اند.

وی در خصوص دلایلی که هنوز تصمیم به ترک محیط کاری‌اش نگرفته، بیان کرد: همه حق انتخاب ندارند، از بیرون شاید ساده باشد که بگویند "استعفا بده"، اما وقتی درآمد خانواده به حقوق ماهانه‌ات وابسته باشد، تصمیم گرفتن خیلی سخت می‌شود، خیلی از ما بین سلامت روان و تأمین معاش، مجبور به انتخاب معاش می‌شویم.

سعیدی در پایان گفت: کارکنان فقط حقوق نمی‌خواهند، بلکه احترام، امنیت روانی و عدالت هم می‌خواهند، یک مدیر شاید متوجه نباشد که یک جمله تحقیرآمیز یا یک رفتار ناعادلانه، تا مدت‌ها ذهن یک کارمند را درگیر می‌کند، هیچ شغلی نباید بهایش از بین رفتن آرامش روان انسان باشد.

محیط کار می‌تواند تأثیر بسیار جدی و مستقیمی بر سلامت روان کارکنان داشته باشد

امین مختاری، روانشناس و مدرس دانشگاه در گفت‌و‌گو با ایسنا در خصوص اهمیت توجه به سلامت روان، اظهار کرد: سلامت روان تحت تأثیر مجموعه‌ای از عوامل فردی، خانوادگی، اجتماعی و محیطی قرار دارد، از مهم‌ترین این عوامل می‌توان به تجربه‌های استرس‌زای مزمن، فشار‌های اقتصادی، تعارض‌های خانوادگی، فقدان حمایت اجتماعی، سبک زندگی ناسالم، اختلال در خواب و تجربه‌های آسیب‌زا اشاره کرد.

وی ادامه داد: در کنار این عوامل، ویژگی‌های شخصیتی، مهارت‌های مقابله‌ای، کیفیت روابط و حتی شرایط کاری و سازمانی نیز نقش بسیار مهمی دارند، به عبارت دیگر، سلامت روان یک موضوع صرفاً فردی نیست، بلکه محصول تعامل فرد با محیط پیرامون فرد است.

این روانشناس درباره تأثیر محیط کار بر سلامت روان کارکنان، گفت: محیط کار می‌تواند تأثیر بسیار جدی و مستقیمی بر سلامت روان کارکنان داشته باشد، اگر محیط کاری همراه با فشار بیش از حد، ابهام در نقش، بی‌عدالتی، تحقیر، کنترل افراطی، رقابت ناسالم یا نبود امنیت روانی باشد، به‌تدریج زمینه فرسودگی روانی ایجاد می‌شود.

مختاری افزود: در چنین شرایطی کارکنان ممکن است دچار استرس مزمن، اضطراب، کاهش انگیزه، افت تمرکز، بی‌خوابی، فرسودگی شغلی و حتی علائم افسردگی شوند، محیط کار سالم باید به افراد احساس احترام، پیش‌بینی‌پذیری، عدالت، امکان رشد و دیده‌شدن بدهد، در غیراینصورت خود شغل می‌تواند به منبع آسیب روانی تبدیل شود.

وی با اشاره به نشانه‌های یک محیط کاری سمی، بیان کرد: وجود ترس دائمی از اشتباه یا تنبیه، رهبری مستبدانه یا تحقیرآمیز، شایعه‌پراکنی، بدگویی و روابط مسموم بین همکاران، نبود شفافیت در تصمیم‌گیری‌ها، تبعیض آشکار یا پنهان، نادیده گرفتن مرز‌های شخصی و زمانی کارکنان، توقعات غیرواقع‌بینانه، فشار مداوم برای عملکرد، بی‌توجهی به خستگی، سلامت و نیاز‌های انسانی کارکنان، کاهش احساس تعلق و افزایش احساس ناامنی از مهم‌ترین نشانه‌های یک محیط کاری ناسالم است.

مدرس دانشگاه ادامه داد: اگر فرد پس از حضور در محیط کار به‌طور مداوم احساس اضطراب، بی‌ارزشی، خستگی شدید یا بی‌انگیزگی می‌کند، این می‌تواند نشانه مهمی باشد که محیط کاری در حال آسیب زدن به سلامت روان فرد است.

مختاری در خصوص این باور که افراد باید در محیط‌های کاری سخت و سمی بمانند و برای تغییر شرایط بجنگند، گفت: این باور فقط تا حدی درست بوده و آن هم زمانی که واقعاً امکان تغییر وجود داشته باشد، در بسیاری از موارد، تلاش برای اصلاح محیط کار می‌تواند مفید باشد، اما این موضوع زمانی منطقی است که سازمان ظرفیت تغییر داشته باشد، مدیریت پذیرای بازخورد باشد، فرد از حمایت کافی برخوردار باشد و فشار محیط هنوز به حد آسیب جدی نرسیده باشد.

وی افزود: اگر محیط کاری ذاتا سمی، فرساینده و غیرقابل اصلاح باشد، ماندن صرفاً به نام مقاومت می‌تواند به آسیب روانی مزمن منجر شود، نباید ماندن در یک محیط آسیب‌زا را با تاب‌آوری اشتباه گرفت، تاب‌آوری به‌معنای توان ادامه دادن در کنار مراقبت از خود است نه تحمل بی‌پایان شرایطی که کرامت و سلامت روان فرد را فرسوده می‌کند.

این روانشناس درباره شرایطی که فرد باید سلامت روان خود را بر ادامه کار ترجیح دهد، اظهار کرد: وقتی یک محیط کاری به‌طور مستمر باعث اختلال در خواب، اضطراب شدید، فرسودگی، حملات پانیک، افت عملکرد یا احساس درماندگی می‌شود، باید سلامت روان را در اولویت قرار داد.

مختاری ادامه داد: همچنین اگر فرد با مواردی مانند تحقیر مداوم، خشونت کلامی، نادیده گرفته شدن، تبعیض، تهدید یا سوءاستفاده روانی مواجه باشد، ترک آن محیط می‌تواند تصمیمی کاملاً عقلانی و محافظت‌کننده باشد.

وی تأکید کرد: اگر تلاش‌های منطقی برای اصلاح شرایط نتیجه نداد، حمایت مؤثری وجود ندارد و ماندن در آن شغل هزینه روانی سنگینی دارد، ترک محیط می‌تواند نشانه ضعف نباشد، بلکه نشانه خودآگاهی، مسئولیت‌پذیری نسبت به سلامت روان و تصمیم‌گیری بالغ است.

این روانشناس گفت: شغل بخشی از زندگی است، اما سلامت روان زیرساخت کیفیت تمام زندگی محسوب می‌شود، فردی که سلامت روانش آسیب دیده باشد، نه تنها در کار، بلکه در روابط خانوادگی، تصمیم‌گیری، تمرکز، امید به آینده و حتی سلامت جسمی نیز دچار مشکل می‌شود.

مختاری افزود: هیچ شغلی، هرچقدر هم از نظر مالی یا جایگاه اجتماعی مهم باشد، نباید به بهای فرسایش روان، از دست رفتن عزت نفس یا آسیب بلندمدت به بدن و ذهن تمام شود، در برخی موقعیت‌ها، حفظ سلامت روان اهمیت بیشتری دارد، زیرا امکان یافتن شغل جدید وجود دارد، اما برخی آسیب‌های روانی اگر مزمن شوند، درمان آنها زمان‌بر و دشوار خواهد بود، همچنین از دست دادن سلامت روان می‌تواند همه ابعاد زندگی را تحت تأثیر قرار دهد، در حالی که ترک یک شغل ناسالم گاهی آغاز بازسازی، رشد و انتخاب‌های بهتر است.

محیط کار یکی از مهم‌ترین بستر‌های شکل‌گیری یا تضعیف سلامت روان است

شهرام مقدس، جامعه‌شناس در گفت‌و‌گو با ایسنا اظهار کرد: امروزه سلامت روان یک موضوع گسترده است و تحت تأثیر عوامل متعددی از جمله شرایط محیطی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، توانایی‌ها، مهارت‌ها، دانش افراد و مسائل مختلف قرار دارد و اینگونه نیست که تنها تحت تأثیر یک عامل باشد.

جامعه‌شناس ادامه داد: سلامت روان یک توانایی فراگیر برای ابعاد مختلف زندگی فرد است، برای مثال در انجام مؤثر وظایف در محیط کار، برقراری ارتباطات اجتماعی و روابط سالم و همچنین هنگام تصمیم‌گیری نقش مهمی دارد، فردی که از سلامت روان برخوردار است، این ویژگی را در فضا‌های مختلف زندگی خود نشان می‌دهد.

وی افزود: سلامت روان یک سرمایه اجتماعی محسوب می‌شود، یعنی اساساً این موضوع تنها بعد فردی ندارد و تعامل سازنده فرد در همه عرصه‌های زندگی، ویژگی‌هایی را در او ایجاد می‌کند که نشان‌دهنده سلامت روان است.

مقدس بیان کرد: محیط کار یکی از مهم‌ترین بستر‌های شکل‌گیری یا تضعیف سلامت روان است، کارکنانی که در فضایی فعالیت می‌کنند که احساس عدالت، احترام به محیط کار دارند و احساس می‌کنند عضوی از محیط کار هستند، طبیعتاً سلامت روان را تجربه می‌کنند، اما اگر این شرایط وجود نداشته باشد، سلامت روان افراد آسیب می‌بیند.

جامعه‌شناس گفت: معمولاً افرادی که از سلامت روان برخوردار هستند، در محیط کار مسئولیت‌پذیرتر، خلاق‌تر و پایبندتر به قوانین و اهداف سازمان هستند، در مقابل، اگر بی‌عدالتی، ابهام در مسئولیت‌ها و نقش‌ها وجود داشته باشد، رضایت شغلی افراد کاهش پیدا می‌کند، سلامت روان آنها تحت تأثیر قرار می‌گیرد و کارآمدی خود را از دست می‌دهند، این تأثیرات در ارتباط با ارباب رجوع و حتی در سطح جامعه نیز نمود پیدا می‌کند.

وی ادامه داد: اگر فرد در مقابل مراجعان وظایف خود را به درستی انجام ندهد، نوعی خشونت نهادی از طریق اجرا نشدن صحیح قوانین شکل می‌گیرد، چراکه خشونت تنها به خشونت کلامی یا فیزیکی محدود نمی‌شود.

مقدس افزود: افراد در شبکه‌های مختلف نیز می‌توانند منشأ گسترش خشونت‌هایی شوند که بر روابط اجتماعی تأثیر می‌گذارد و سرمایه اجتماعی را تحت تأثیر قرار می‌دهد، این مسائل در نهایت کیفیت حکمرانی را کاهش می‌دهد، زیرا سازمان‌ها نمی‌توانند به اهداف خود دست پیدا کنند و در نتیجه، سیستم ایمنی اجتماعی آسیب می‌بیند، هرچه سلامت روان در جامعه یا محیط‌های کاری بیشتر باشد، آثار و پیامد‌های مثبت آن نیز در سطح گسترده‌تری مشاهده خواهد شد.

وی با اشاره به نقش مدیران در ارتقای سلامت روان محیط کار، گفت: اگر تنها به کارکنان توصیه کنیم که سلامت روان خود را حفظ کنند، این اقدام کافی نیست، بلکه مخاطب اصلی در این حوزه مدیران و محیط‌های کاری هستند، باید فضای احترام، گفت‌و‌گو، شنیدن فعال، قدردانی، پرهیز از تحقیر، انصاف در محیط کار و همچنین الگو بودن مدیران فراهم شود، همچنین حمایت از همکاران جدید نیز باید مورد توجه قرار گیرد، زیرا وجود این عناصر تأثیر مثبتی بر سلامت روان کارکنان خواهد داشت.

ل.ق

ارسال نظرات

captcha