بنیانگذار اطلاع رسانی نوین اشتغال در ایران
خبر فوری

تازه ها

کد خبر : ۱۷۵۹۰۲

آگاه از نقشه‌های پنهان؛ بازدارندگی پیش‌دستانه در میدان جنگ شناختی

آگاه از نقشه‌های پنهان؛ بازدارندگی پیش‌دستانه در میدان جنگ شناختی
جنگ آینده بیش از آن‌که جنگ سلاح باشد، جنگ تشخیص است. پیروز این میدان، بازیگری است که زودتر بفهمد، کمتر بگوید و دقیق‌تر عمل کند. این، منطق حاکم بر امنیت ملی در عصر جنگ شناختی است.
چهارشنبه ۱۵ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۳:۴۰

به گزارش بازار کار، به نقل از خبرگزاری فارس، تحلیل روند تحولات امنیتی سال‌های اخیر نشان می‌دهد که ماهیت تهدید علیه جمهوری اسلامی ایران، از کنش‌های سخت و مستقیم به الگوی پیچیده‌ای از «جنگ شناختی و عملیات ترکیبی پنهان» تغییر یافته است؛ الگویی که هدف آن نه ایجاد بحران آشکار، بلکه اختلال در نظام ادراک، تصمیم‌سازی و محاسبات اجتماعی است.
در ادبیات راهبردی، جنگ شناختی به‌معنای تمرکز بر ذهن جامعه به‌عنوان میدان اصلی نبرد است. در این چارچوب، روایت جای سلاح، شبکه جای یگان عملیاتی و زمان جای آتش پشتیبانی را گرفته است. دشمن تلاش می‌کند پیش از آن‌که رخدادی امنیتی شکل بگیرد، بستر ذهنی آن را آماده و مدیریت کند.
برخلاف جنگ‌های کلاسیک، در این الگو بحران «اتفاق نمی‌افتد»، بلکه طراحی می‌شود. تولید تردید مستمر، القای بن‌بست، دوگانه‌سازی‌های کاذب و فرسایش اعتماد عمومی، مؤلفه‌های ثابت این نوع جنگ هستند. هدف نه اقناع افکار عمومی، بلکه خسته‌سازی و دچار کردن آن به خطای محاسباتی است.
در چنین شرایطی، مرز میان اعتراض اجتماعی واقعی و پروژه بی‌ثبات‌سازی، عمداً مخدوش می‌شود. دشمن می‌کوشد مطالبات را مصادره و آن‌ها را به پیشران عملیات امنیتی تبدیل کند. غفلت از این لایه پنهان، به‌معنای واگذاری ابتکار عمل در حساس‌ترین میدان نبرد است.
پاسخ مؤثر به این تهدید، نه واکنش‌های دیرهنگام و رسانه‌محور، بلکه بازدارندگی پیش‌دستانه است. بازدارندگی پیش‌دستانه یعنی شناسایی زودهنگام تهدید، اختلال در زنجیره تصمیم دشمن، و خنثی‌سازی شبکه‌ها پیش از آن‌که به مرحله اجرا برسند. در این منطق، اقدام قبل از بحران، جایگزین مدیریت پس از بحران می‌شود.
در این چارچوب، سکوت آگاهانه بخشی از قدرت است. اعلام نکردن جزئیات عملیات، پرهیز از نمایش رسانه‌ای و خودداری از افشای روش‌ها، نه از سر انفعال، بلکه برای حفظ برتری اطلاعاتی صورت می‌گیرد. دشمن باید در ابهام بماند؛ نداند کجا شناسایی شده و چرا طرحش شکست خورده است.
تسلط بر «میدان ناپیدا»، شاخص بلوغ امنیتی است. نظامی که به این سطح از بلوغ رسیده باشد، تصمیم‌سازی خود را به فضای رسانه‌ای بیرونی واگذار نمی‌کند، امنیت ملی را خرج رضایت کوتاه‌مدت نمی‌سازد و اجازه نمی‌دهد افکار عمومی به میدان عملیات اتاق‌های فکر بیگانه تبدیل شود.
واقعیت آن است که عصبانیت دشمن دقیقاً از همین نقطه آغاز می‌شود؛ جایی که با وجود سرمایه‌گذاری سنگین رسانه‌ای و شبکه‌ای، بحران شکل نمی‌گیرد و سناریوها پیش از اجرا خنثی می‌شوند. این همان جایی است که بازدارندگی پیش‌دستانه عمل کرده است.
در جمع‌بندی باید گفت، جنگ آینده بیش از آن‌که جنگ سلاح باشد، جنگ تشخیص است. پیروز این میدان، بازیگری است که زودتر بفهمد، کمتر بگوید و دقیق‌تر عمل کند. این، منطق حاکم بر امنیت ملی در عصر جنگ شناختی است.

انتهای پیام

ارسال نظرات