بنیانگذار اطلاع رسانی نوین اشتغال در ایران
خبر فوری

تازه ها

کد خبر : ۱۷۵۶۰۲

فریب، دروغ، تهمت، شایعه: شما کدام یک را بازنشر می‌دهید؟

فریب، دروغ، تهمت، شایعه: شما کدام یک را بازنشر می‌دهید؟
گاهی بی‌آنکه بدانیم، سربازان بی‌اجر و مواجب جنگ روایت‌ها می‌شویم. فریبِ باظرافت، دروغِ ساختاریافته، تهمتِ هدفمند و شایعه ویروس‌گونه، سلاح‌هایی هستند که در قالب پیام، در شبکه‌های اجتماعی و گفت‌وگوهای روزمره به سوی افکار عمومی نشانه می‌روند.
دوشنبه ۱۵ دی ۱۴۰۴ - ۱۱:۲۸

به گزارش ایسنا، به نقل از خبرگزاری فارس، افکار عمومی، صحنه‌ای نامرئی است که هر روز بر روی آن نبردی سخت جریان دارد؛ نبردی برای تحریف «واقعیت». در این میدان، عملیات روانی با ابزارهایی نامحسوس چون فریب، دروغ، تهمت و شایعه پیش می‌رود. هدف، نه فقط مخدوش کردن حقیقت که دگرگونی باورها و جهت‌دهی نگاه جمعی است. اما این ابزارها چگونه و در چه قالبی به کار گرفته می‌شوند؟
فریب: نقشه‌ای با نقش‌های غلط
فریب صرفاً یک دروغ ساده نیست؛ یک سناریوی طراحی شده است که بخشی از واقعیت را با بخشی جعلی می‌آمیزد تا اعتبار بیابد. مثلاً انتشار تصویری واقعی از یک حادثه، اما با تاریخی متفاوت یا توضیحی نادرست. اینجا دشمن با تحریف «زمینه» و «بافت» رویداد، ذهن را به سمتی هدایت می‌کند که خود می‌خواهد، بی‌آنکه کل ماجرا را جعل کند.
دروغ ساختاری: ساختن واقعیت‌های موازی
گاه دروغ‌ها آن‌قدر سیستماتیک و گسترده تکرار می‌شوند که به‌تدریج به عنوان «روایت مسلط» جایگزین واقعیت می‌گردند. این فرآیند شبیه ساخت یک پازل کامل از تکه‌های ناسازگار است؛ هر تکه‌ای جداگانه بی‌اعتبار به نظر می‌رسد، اما ترکیب آنها در قالبی پیچیده، ممکن است برای مخاطب بی‌حاشیه، باورپذیر شود.
تهمت: سلاح شخصی‌سازی‌شده تخریب
تهمت، حمله به «شخص» یا «نهاد» برای بی‌اعتبار کردن «ایده» یا «عمل» است. با متمرکز کردن توجه بر فرد و ایجاد جنجال اخلاقی یا عملکردی حول او، اصل موضوع مورد بحث به حاشیه رانده می‌شود. این روش، ذهن عموم را از نقد منطقی موضوع منحرف و آن را در باتلاق احساسات و کلیشه‌ها غرق می‌کند.
شایعه‌پراکنی: ویروسی ناخواسته
شایعه، خطرناک‌ترین ابزار است؛ چون توسط خود مردم و عموماً با نیتی خوب گسترش می‌یابد. دشمن با تزریق یک داده‌ی نادرست اما جذاب در شبکه‌های اجتماعی یا فضای گفتمان عمومی، آن را مانند یک ویروس منتشر می‌کند. شایعه بر پایه‌ی «کمبود اطلاعات رسمی»، «ترس» یا «انتظار» رشد می‌کند و قبل از اینکه واقعیت خود را نشان دهد، به باوری عمومی تبدیل می‌شود.
در این میدان وظیفه ما چیست؟
مقابله با این عملیات، تنها با نوشتن تکذیبیه یا شعار ممکن نیست. نیاز به «ایمنی‌سازی ادراکی» دارد. این یعنی:
پرورش سواد رسانه‌ای انتقادی: آموزش اینکه هر پیام را نه بر اساس سرعت انتشار که بر اساس منبع، سازگاری داخلی و مقایسه با منابع معتبر ارزیابی کنیم.
شفافیت و سرعت در اطلاع‌رسانی: خلا اطلاعاتی، زیست‌بوم شایعه است. ارائه‌ی واقعیت‌ها به شکلی سریع، شفاف و قابل فهم.
توجه به «چگونگی» بیش از «چه‌کسی»: به جای تمرکز صرف بر شناسایی دشمن، باید مکانیسم‌های اثرگذاری این ابزارها را بشناسیم. گاه یک رویداد واقعی با «قاب‌بندی» غلط، همان اثر یک دروغ محض را دارد.
مسئولیت‌پذیری در بازنشر: در نظر داشتن این اصل که هر بازنشری، حتی از روی انزجار یا تمسخر، به گسترش دامنه‌ی اثر آن پیام کمک می‌کند.
جنگ روایت‌ها، جنگی برای تسخیر قلب و ذهن
جنگ روایت‌ها، جنگی برای تسخیر قلب و ذهن ماست. پیروزی در این نبرد، نه در انفعال و نه در واکنش‌های کلیشه‌ای که در هوشیاری فعال، پرسشگری مداوم و مسئولیت‌پذیری جمعی در قبال حقیقت نهفته است. واقعیت‌ها را وقتی می‌دزدند که ما نگهبانان بی‌سلاح حقیقت باشیم.

انتهای پیام

برچسب ها:

ارسال نظرات