تازه ها
وقتی اسیر الگوریتم میشویم

در سال های اخیر، رشد مشاغل فریلنسری و درآمدهای دیجیتال (مانند درآمدزایی ازیوتیوب، تولید محتوا، پادکست و فعالیت های مشابه) در ایران تحول قابل توجهی درفرهنگ کاری ایجاد کرده است. همزمان، موجی از گفت وگوها و محتوای ویدیویی بامحوریت "کارآفرینی مدرن" ظهور کرده که عموماً جوانانی که توانسته اند از روش هایجدید و غیرمعمول به درآمدهای بالا و دلاری دست پیدا کنند را معرفی می کند. اینپدیده ضمن ایجاد فرصت های جدید، چالش ها و پیامدهای متعددی نیز به همراهدارد.
ابتذال محتوایی در گفت وگوها
نمایش اعداد و ارقام غیرواقعی یا دستکاری شده بدون توجه به زحمات پنهان، ریسکها و شکست های احتمالی، القای این تصور که موفقیت سریع و بدون تلاش فراوانممکن است و تمرکز بر فرد به جای تیم، شبکه حرفه ای و عوامل ساختاری مؤثر درموفقیت از جمله مواردی است که در چنین گفت و گوهایی دیده می شود. از سویدیگر بسیار مشاهده می شود که در این محتواهای تولید شده، از اصطلاحات تکراری وکلیشه ای بدون عمق تحلیلی استفاده می شود و چالش های پیچیده کارآفرینی نیز بهچند توصیه سطحی محدود می شود. در چنین فضایی، به مسئولیت اجتماعیکارآفرینان معمولا توجهی نمی شود و آنچه مهم است، دیده شدن و درآمدزایی ازمسیر "اقتصاد توجه" است.
اقتصاد توجه با ما چه می کند؟
اقتصاد توجه مفهومی است که در آن توجه کاربران به عنوان کالایی کمیاب و ارزشمندمعامله می شود. در پلتفرم هایی مانند یوتیوب، اینستاگرام و پادکست ها، الگوریتم هاعموماً محتوایی را پروموت می کنند که بیشترین تعامل را ایجاد کند، بیشترین زمانماندگاری را داشته باشد و بیشترین اشتراک گذاری را دریافت کند. تولید محتوایواکنشمحور، عنوانهای تحریککننده مانند «یک ماهه میلیارد شو»، تصاویراغراقآمیز مانند عکسهای لوکس، ماشینهای گران قیمت، ویلاهای مجلل و اعداد وارقام شوکآور و تاکید بر درآمدهای نجومی از جمله مکانیزم های اقتصاد توجه درجریان تولید محتوا است.
از این دیدگاه، محتوا باید ساختاری کوتاه و فشرده داشته باشد و پیچیدگیها حذفشوند، بر کلیشههای احساسی تاکید کند مانند «همه میگفتند نمیشه» و تضادهایاغراق شده داشته باشد؛ مثلا رسیدن به ثروت زیاد در سن کم و بدون تلاش. در چنینشرایطی، شاهد داستان سرایی الگوریتم پسند در پلتفرم های ارتباطی هستیم کهقهرمان داستان، شعارهای جذاب و خاص می دهد و این الگوریتم است که می پسنددقهرمان داستان در مواجهه با چالش ها به جای تحلیل و بررسی دقیق و ارائه راهکار،"به درک" را به عنوان چارچوب ذهنی خود معرفی کند.
وایرال شدن از مسیر اقتصاد توجه موجب کمعمقی نظاممند محتوا، تاکید برموفقیتها بدون اشاره به شرایط آن و سادهسازی بیش از حد و نادیده گرفتنشکستها می شود. در این شرایط است که محتواهای تولید شده شامل پادکست ها وویدئوهای با موضوع کارآفرینی، شبیه به هم می شوند و به نوعی شاهد همشکلیمحتوایی، خواهیم بود. در نتیجه، صدای متفاوت سرکوب می شود و محتواهای عمیقتر و پیچیده تر، دیده نمی شوند و نتیجه آن، کاهش تنوع دیدگاهها خواهد بود و تنهادیدگاههای الگوریتمپسند باقی میمانند و مخاطب نیز سطحی نگر می شود.
نکته دیگری که به آن باید اشاره کرد این است که در برخی محتواهای تولید شده شاهدبی توجهی به مسائل اخلاقی کسب وکار و همچنین ایجاد حس برتری جویی و ترویجفرهنگ نخبه گرایی افراطی و تحقیر مشاغل سنتی هستیم. به عنوان مثال در اکثرمحتواهای تولید شده بر این موضوع تاکید می شود که دوره کارمندی گذشته است وگویی همه کارمندان باید همین امروز استعفا بدهند و کسب و کار خود را راه بیندازند!
البته نمی توان گفت افراد فعال در این زمینه، بر فضای کسب و کار در کشور هیچ تاثیرمثبتی نداشته اند و آنها خواسته یا ناخواسته موجب تنوع بخشی به مدل هایاقتصادی، معرفی الگوهای جدید درآمدزایی در شرایط تحریم و اقتصاد دشوار، ایجادامیدواری و انگیزه در نسل جوان برای خلق فرصت های شغلی، ترویج فرهنگ یادگیریمهارت های جدید مرتبط با فناوری، کاهش تمرکز بر مشاغل دولتی و تغییر نگرش ازجویای کار بودن به کارآفرین بودن نیز شده اند.
در مقابل، تاثیرات منفی نیز داشته اند. ناامیدی و سرخوردگی در صورت عدم تحققموفقیت های نمایش داده شده، کاهش تاب آوری در مواجهه با شکست های طبیعیمسیر کارآفرینی، ایجاد دوگانگی کاذب بین "کارآفرینی مدرن" و "مشاغل سنتی"،کاهش احترام به تجربه و دانش متراکم در مشاغل با سابقه، گسترش فرهنگ نمایشثروت و مصرف گرایی افراطی، ترویج فردگرایی افراطی به جای روحیه تعاون و همکاریو بی توجهی به بخش های مولد و زیرساختی اقتصاد، برخی از این اثرات منفی است.
چه باید کرد؟
اگر تولیدکننده محتوا هستیم، خوب است که برای آنکه به تولید محتوای مبتذلمحکوم نشویم، محتوای لایهبندی شده بسازیم؛ به این معنی که یک ویدیوی کوتاهجذاب همراه با لینک به مقاله/پادکست عمیق تر ارائه شود. همچنین در جریان گفت وگو، شفاف باشیم و درآمد واقعی، شکستها، شانسها و مزیتهای خاص را نیز آشکارابیان کنیم. به جای تلاش برای راضی کردن همه مخاطبان نیز روی گروه کوچک تری کهبه عمق محتوا اهمیت میدهند تمرکز شود.
به تولیدکنندگان پیشنهاد می شود از تیترهای جذاب اما صادقانه استفاده شود، هرموفقیت را در بستر شرایط خاص آن توضیح دهند و همانطور که نقاط قوت فرد را بیانمی کنند، ضعف های او را هم بگویند.
برای ما که مخاطب هستیم...
ما مخاطبان نیز باید الگوریتم حاکم بر پلتفرم ها را بشناسیم و بدانیم پلتفرمها چهمحتوایی را بیشتر نشان میدهند، فقط به محتوای ویرال محدود نشویم و سعی کنیمطیفی از محتواهای مشابه و متفاوت را ببینیم و بشنویم و همچنین پرسشگر باشیم وپس از مشاهده محتوا، از خود بپرسیم «چه چیزی گفته نشد؟»
در سطح سیاست گذاری کلان در کشور نیز به ایجاد اتحادیههای صنفی برایتولیدکنندگان محتوا در پلتفرم ها و تنظیم اصول اخلاقی مشترک، نظام ردهبندی محتواو تقدیر از محتوای عمیق و مسئولانه نیازمندیم.
در نهایت باید گفت که پدیده گفت وگوهای کارآفرینی مدرن در ایران، همچون هرتحول اجتماعی دیگر، دارای جنبه های مثبت و منفی است. این محتواها می توانندالهام بخش، آموزنده و راهگشا باشند، اما در صورت سقوط به ورطه ابتذال، می توانندمخرب، گمراه کننده و تفرقه انداز شوند. کلید بهره گیری از فرصت های این پدیده وکاهش تهدیدهای آن، در تعادل، واقع گرایی و مسئولیت پذیری نهفته است.
جامعه ایران نیازمند گفت وگوی سازنده بین نسل ها و مدل های اقتصادی مختلفاست. موفق ترین اقتصادها آنهایی هستند که توانسته اند بین نوآوری و ثبات، بینجسارت جوانی و خردمندی تجربه و بین فردگرایی کارآفرینانه و مسئولیت اجتماعیتعادل ایجاد کنند. تولید محتوای کارآفرینی زمانی مفید خواهد بود که تصویری همهجانبه، صادقانه و مسئولانه از واقعیت های کسب و کار ارائه دهد.
محمدامین صالحی نژاد/ دکتری مدیریت رسانه
ارسال نظرات