تازه ها
صنعت ایران و آیندهای که باید ساخت
در پی حملات اخیر دشمن به زیرساختهای صنعتی کشور، بهویژه مجتمعهای پتروشیمی و واحدهای فولادی، یکی از مهمترین پرسشها به نحوه مدیریت بحران، بازسازی ظرفیتهای تولیدی و آینده اقتصاد صنعتی ایران بازمیگردد؛ اقتصادی که بخش قابلتوجهی از اشتغال، ارزآوری و زنجیره تأمین داخلی به آن وابسته است.
گزارشها از مناطق آسیبدیده حاکی از آن است که برخی از این واحدها با خسارات قابلتوجهی در بخشهای حیاتی از جمله خطوط تولید، تأسیسات انرژی و زیرساختهای لجستیکی مواجه شدهاند. این موضوع نهتنها تولید را در کوتاهمدت با اختلال روبهرو میکند، بلکه بهواسطه وابستگی صنایع پاییندستی، اثرات زنجیرهای در کل اقتصاد بهجا میگذارد. از سوی دیگر، حضور گسترده نیروی کار در این صنایع، بُعد اجتماعی بحران را نیز پررنگتر کرده و ضرورت تصمیمگیری فوری برای حفظ اشتغال را دوچندان میکند.
کارشناسان اقتصادی در چنین شرایطی، از مفهوم «اقتصاد در وضعیت جنگی» سخن میگویند؛ وضعیتی که در آن، اولویتهای اقتصادی از رشد و توسعه بلندمدت به سمت تابآوری، تداوم تولید و تأمین نیازهای حیاتی تغییر جهت میدهد. در این چارچوب، دولتها معمولاً با اتخاذ سیاستهایی همچون تخصیص هدفمند منابع، حمایتهای مالی اضطراری، کنترل بازارهای کلیدی و افزایش نقش حاکمیت در مدیریت صنایع راهبردی، تلاش میکنند ثبات نسبی را حفظ کنند.
در حوزه مدیریت بحران صنعتی، چند محور اصلی بهعنوان راهکارهای فوری مطرح است: نخست، ارزیابی دقیق میزان خسارات و تفکیک واحدهای قابل احیا از واحدهای نیازمند بازسازی اساسی؛ دوم، تأمین منابع مالی از طریق بستههای حمایتی، تسهیلات بانکی و استفاده از ظرفیت صندوقهای توسعهای؛ سوم، بازطراحی زنجیره تأمین برای کاهش وابستگی به نقاط آسیبپذیر؛ و چهارم، افزایش سطح ایمنی و پراکندگی جغرافیایی زیرساختها بهمنظور کاهش ریسک حملات مشابه در آینده.
در کنار این اقدامات، مسئله زمان نیز از اهمیت بالایی برخوردار است. بر اساس الگوهای بینالمللی در اقتصادهای درگیر در تنش یا جنگ، بازگشت کامل به شرایط پیش از بحران، بسته به شدت خسارات و تداوم تهدیدات، میتواند از چند ماه تا چند سال به طول بینجامد. تداوم یا توقف حملات، مهمترین متغیر تعیینکننده در این روند است. در صورتی که نااطمینانیهای امنیتی ادامه یابد، سرمایهگذاریهای جدید با احتیاط بیشتری انجام خواهد شد و فرآیند بازسازی نیز با کندی پیش میرود.
با این حال، تجربه نشان داده است که اقتصادهایی که بتوانند بهسرعت سازوکارهای «تابآوری فعال» را پیادهسازی کنند، از جمله تنوعبخشی به تولید، استفاده از فناوریهای بومی، و تقویت هماهنگی میان بخشهای دولتی و خصوصی قادر خواهند بود اثرات بحران را مدیریت کرده و حتی در برخی موارد، مسیر بازسازی را به فرصتی برای نوسازی ساختارهای صنعتی تبدیل کنند.
از منظر زمانی نیز، تداوم یا توقف تهدیدات نقش کلیدی دارد. اگر نااطمینانیهای امنیتی ادامه یابد، روند بازگشت به شرایط عادی طولانیتر خواهد شد، اما در صورت مهار بحران، میتوان با سیاستگذاری دقیق، این دوره را به فرصتی برای نوسازی و تقویت ساختار صنعتی تبدیل کرد.
شرایط کنونی را میتوان نقطه مهمی برای اقتصاد صنعتی کشور دانست؛ نقطهای که در آن، نحوه مواجهه با بحران، نهتنها بر آینده صنایع فولاد و پتروشیمی، بلکه بر کلیت مسیر توسعه اقتصادی کشور در سالهای پیشرو تأثیرگذار خواهد بود.
فاطمه یارمحمدی؛ استاد دانشگاه و فعال اقتصادی
ارسال نظرات