تازه ها
تعدیل در مطبوعات؛ بحران ویژه یا سرنوشت مشترک اقتصادی؟

فشارهای اقتصادی و تعدیل نیرو در رسانهها و مطبوعات طی ماههای اخیر، این پرسش را دوباره مطرح کرده است که آیا باید وضعیت رسانهها را اساساً متفاوت از سایر بنگاههای اقتصادی تحلیل کرد یا نه؟ آیا آنچه امروز بر رسانهها میگذرد، پدیدهای ویژه و منحصر به این حوزه است یا بخشی از بحران عمومی اقتصاد ایران که تقریباً همه صنوف و کسبوکارها را درگیر کرده است؟ پاسخ واقعبینانه احتمالاً جایی میان این دو نگاه قرار دارد؛ یعنی هم باید به ویژگیهای متمایزکننده رسانه توجه داشت و هم از اغراق در استثناییدیدن آن پرهیز کرد.
واقعیت این است که رسانه و مطبوعات در ایران، برخلاف بسیاری از کسبوکارهای دیگر، همواره فقط یک فعالیت اقتصادی تلقی نشده است. این حوزه طی دهههای گذشته به شکل تاریخی تحت نوعی نگاه امنیتی و سیاسی قرار داشته است. توقیف رسانهها، محدودیتهای حقوقی، پروندههای قضایی برای روزنامهنگاران، محدودیت در دسترسی به اطلاعات، فشارهای نظارتی و نااطمینانی دائمی نسبت به آینده، بخشی از تجربه حرفهای کار رسانهای در ایران بوده است؛ تجربهای که بسیاری از صنوف دیگر هرگز در این ابعاد با آن مواجه نبودهاند.
همین وضعیت باعث شد که بنیان اقتصادی رسانهها از سالها قبل تضعیف شود. در شرایطی که یک بنگاه اقتصادی برای رشد و بقا نیازمند امکان برنامهریزی بلندمدت و ثبات نسبی است، رسانهها همواره با نوعی بیثباتی ساختاری مواجه بودهاند. سرمایهگذاری در حوزهای که ممکن است ناگهان با محدودیت، توقیف یا بحران حقوقی روبهرو شود، طبیعتاً دشوارتر از بسیاری از بخشهای دیگر اقتصاد است. نتیجه این وضعیت، شکلگیری رسانههایی با ساختار مالی شکننده، وابستگی شدید به منابع ناپایدار، قراردادهای کوتاهمدت و ضعف مزمن امنیت شغلی بوده است.
از سوی دیگر، رسانهها تفاوت مهم دیگری نیز با بسیاری از کسبوکارها دارند: سرمایه اصلی آنها صرفاً پول یا تجهیزات نیست، بلکه «اعتبار حرفهای»، «اعتماد مخاطب» و «امکان حضور در عرصه عمومی» است. اگر یک کارخانه یا فروشگاه تعطیل شود، امکان بازگشت آن با سرمایهگذاری مجدد وجود دارد؛ اما رسانهای که نیروی انسانی حرفهای، اعتماد مخاطب یا امکان فعالیت آزادانه خود را از دست بدهد، بهسادگی قابل احیا نیست. در این حوزه، حذف یک روزنامهنگار یا تعطیلی یک رسانه، صرفاً یک خسارت اقتصادی نیست؛ بلکه به معنای از بین رفتن بخشی از سرمایه انسانی و حرفهای نیز هست.
در عین حال، اگر بخواهیم وضعیت امروز رسانهها را دقیقتر تحلیل کنیم، نباید آنها را کاملاً بیرون از منطق عمومی اقتصاد کشور قرار دهیم. رسانه، در نهایت، یک بنگاه اقتصادی نیز هست؛ بنگاهی که باید هزینههای خود را تأمین کند، حقوق بپردازد، مخاطب جذب کند و درآمد داشته باشد. بخش مهمی از اقتصاد رسانه بر تبلیغات و بازار آگهی استوار است. وقتی اقتصاد کشور وارد رکود میشود و کسبوکارها با کاهش فروش و بحران نقدینگی روبهرو میشوند، طبیعی است که یکی از نخستین هزینههایی که کاهش میدهند، تبلیغات و فعالیتهای رسانهای باشد. این مسئله مستقیماً بر درآمد رسانهها اثر میگذارد.
از این منظر، آنچه طی ماههای اخیر در حوزه رسانه رخ داده، شباهت زیادی به وضعیتی دارد که بسیاری از بنگاههای اقتصادی دیگر نیز تجربه میکنند: کاهش درآمد، کوچک شدن بازار، تعدیل نیرو، توقف پروژهها و افزایش نااطمینانی. همانطور که صنایع، استارتاپها، فروشگاهها و شرکتهای خدماتی زیر فشار رکود و بحران اقتصادی ناچار به کوچکسازی شدهاند، رسانهها نیز با همین منطق اقتصادی مواجه شدهاند. به عبارتی در اقتصادی که فرایند تولید ثروت در آن تقریبا قفل شده و چشم انداز قابل اتکائی وجود ندارد، همه بنگاهها و فعالیتهای اقتصادی و از جمله حوزه رسانه در مسیر اضمحلال و ورشکستگی قرار میگیرند؛ بنابراین اگر امروز شاهد تعدیل نیرو در رسانهها هستیم، لزوماً نباید آن را جدای از شرایط عمومی کشور و متفاوت از دیگر فعالیتهای اقتصادی تحلیل کرد؛ هرچند عوامل متمایز فشار بر رسانه در ایران همچنان وجود دارند و اثرگذار هستند. بخش مهمی از این وضعیت ناشی از همان بحران عمومی اقتصادی است که تقریباً همه بخشهای اقتصاد ایران را درگیر کرده است. تفاوت اصلی شاید در این باشد که رسانهها به دلیل سابقه طولانی فشارهای امنیتی و قضایی، پیشاپیش ضعیفتر و شکنندهتر از بسیاری از کسبوکارهای دیگر شده بودند و به همین دلیل، آثار بحران اقتصادی را سریعتر و شدیدتر تجربه میکنند.
به بیان دیگر، وجه تمایز رسانهها با دیگر بنگاهها در سابقه تاریخی فشارهای سیاسی و امنیتی و آسیبپذیری مضاعف آنهاست؛ اما وجه مشابهتشان در این است که آنها نیز نهایتاً بخشی از اقتصاد کشورند و از همان رکود، نااطمینانی و بحران فراگیری تأثیر میپذیرند که سایر صنوف و کسبوکارها را تحت فشار قرار داده است.
شاید خطای تحلیلی آن باشد که رسانه را یا صرفاً یک نهاد متاثر از فشارهای سیاسی و امنیتی ببینیم، یا کاملاً مانند هر کسبوکار دیگری. واقعیت این است که رسانه در ایران همزمان هر دو وجه را دارد: هم نهادی با حساسیت سیاسی و تاریخی ویژه، و هم بنگاهی اقتصادی که ناگزیر از تبعیت از قواعد سخت و فرساینده اقتصاد امروز ایران است.
احسان بداغی
روزنامه نگار
ارسال نظرات