تازه ها
از ویرانی تا رشد؛ درس اقتصادهای موفق
بحرانها هرچند در کوتاهمدت اقتصاد را تحت فشار قرار میدهند، اما در واقع آزمونی جدی برای سنجش میزان تابآوری بنگاهها و ساختارهای اقتصادی هستند؛ تجربهای که هم در نمونههای جهانی و هم در اقتصاد ایران نشان میدهد تنها کسبوکارهای منعطف، متنوع و آماده برای شرایط غیرقابل پیشبینی میتوانند از دل شوکها عبور کرده و حتی فرصت رشد پیدا کنند.
بحران، آزمون واقعی هر اقتصاد است. وقتی همه چیز آرام است، ضعیف و قوی شبیه هم به نظر میرسند؛ اما کافی است یک شوک بزرگ از راه برسد تا مشخص شود کدام بنگاه ریشه دارد و کدام روی هواست.
جنگ ۴۰ روزه که از نهم اسفند ۱۴۰۴ با حملات هماهنگ ایران، آمریکا و اسرائیل آغاز شد، آزمون سخت اقتصاد ایران بود؛ آزمونی که هنوز هم با پیامدهای آن دستوپنجه نرم میکنیم. اما این نخستین تجربه بشر در بحران نیست و خوب است نگاهی به نمونههای جهانی بیندازیم.
ژاپن پس از جنگ جهانی دوم ویرانهای بود که حتی بدبینترین تحلیلگران نیز چند دهه زمان برای بازسازی آن پیشبینی میکردند؛ اما ترکیب سرمایهگذاری در آموزش، تمرکز بر صنایع صادراتمحور و فرهنگ کیفیت، توکیو را در کمتر از ۳۰ سال به دومین اقتصاد جهان تبدیل کرد.
کره جنوبی نیز پس از بحران ۱۹۹۷، به جای پناه بردن به انزوا، بانکها را اصلاح کرد، چایبولها (گروههای بزرگ صنعتی) را وادار به شفافیت کرد و روی فناوری سرمایهگذاری سنگین انجام داد؛ سامسونگ و هیوندای امروز محصول همان دورهاند.
تفاوت اقتصاد ژاپن و کره با زیمبابوه در شدت بحران نبود، بلکه در نوع پاسخ به بحران بود.
حال به ایران امروز برگردیم. در روزهای جنگ، شیشهبران و نصابان درب و پنجره به دلیل تخریب گسترده ساختمانها با صف مشتری مواجه شدند و هنوز هم سفارشهای انباشتهشان ادامه دارد. تعمیرکاران لوازم برقی خانگی به دلیل قطعیهای مکرر برق و سوختن انبوه یخچالها و سایر لوازم برقی، تا ماهها پرکار خواهند بود. فروشندگان ژنراتور، پنل خورشیدی، UPS و باتری نیز جهش فروش بیسابقهای را تجربه کردند. همچنین کسبوکارهای مصالح ساختمانی و حملونقل داخلی نیز رشد را تجربه میکنند.
اینها همان بنگاههایی هستند که نسیم طالب، اقتصاددان، آنها را «ضدشکننده» مینامد؛ یعنی آنهایی که از دل بینظمی فرصت میسازند.
در سوی دیگر، اما واردکنندگانی که تمام تخممرغهای خود را در سبد تأمینکننده خارجی گذاشته بودند، با اولین اختلال در لجستیک از پا افتادند. رستورانهای لوکس متکی به مصرف تفننی، آژانسهای گردشگری داخلی و خارجی، باشگاههای ورزشی پرهزینه و استارتاپهایی که تنها یک کانال درآمدی داشتند، یکی پس از دیگری تعطیل یا نیمهفعال شدند.
اقتصاد تکپایهای که روی یک پا ایستاده باشد، با اولین تکان فرو میریزد. حتی برخی برندهای پوشاک و لوازم خانگی که سالها بر فروش حضوری حساب باز کرده بودند، در روزهای ناامنی و خلوتی خیابانها تازه دریافتند که فروشگاه آنلاین، یعنی داشتن نفس برای روز مبادا.
از تجربه جهانی و داخلی میتوان چند اصل ساده را استخراج کرد: تنوع در سبد محصول و وابسته نبودن به یک تأمینکننده حیاتی، سبکسازی هزینههای ثابت بهگونهای که در روزهای فروش صفر نیز امکان ادامه حیات وجود داشته باشد، ذخیره استراتژیک نقدینگی و مواد اولیه برای حداقل سه تا شش ماه، و دیجیتالی شدن عملیات.
تابآوری، عضلهای است که فقط در بحران ساخته میشود. کسبوکاری که هر شوک را به فرصت یادگیری، بازآرایی و رشد تبدیل کند، نهتنها طوفان بعدی را پشت سر میگذارد، بلکه قویتر از قبل نیز بیرون خواهد آمد.
در مجموع، بحرانها صرفاً دورههای فشار اقتصادی نیستند، بلکه آزمونی برای سنجش تابآوری و کیفیت ساختار بنگاهها و اقتصادها محسوب میشوند. تجربه کشورهایی مانند ژاپن و کره جنوبی نشان میدهد که اصلاح ساختار، تنوعبخشی و سرمایهگذاری هدفمند میتواند حتی پس از بحرانهای سنگین، مسیر رشد را هموار کند؛ در حالی که وابستگی تکمحصولی و مدیریت ناکارآمد، کشورهایی مانند ونزوئلا و زیمبابوه را به فروپاشی کشانده است.
در اقتصاد ایران نیز تجربه جنگ و شوکهای اخیر نشان داد بنگاههایی که انعطافپذیرتر، متنوعتر و دیجیتالتر بودند توانستند از بحران فرصت بسازند، در حالی که کسبوکارهای تکپایه و وابسته آسیب جدی دیدند؛ بنابراین کلید بقا و رشد در شرایط بیثبات، تقویت تابآوری از طریق تنوع، کاهش هزینههای ثابت، ذخایر استراتژیک و حرکت به سمت دیجیتالی شدن است.
مبین زندی
ارسال نظرات