بنیانگذار اطلاع رسانی نوین اشتغال در ایران
کد خبر : ۱۷۶۹۳۴
ریشه‌یابی رویافروشی شغلی در عرصه فرهنگ عمومی

مفهوم شُغل آبرومند تغییر کرده!

چهارشنبه ۲۳ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۱۴:۴۴

 بازار کار ایران سال‌هاست وارد مرحله‌ای شده که در آن، مدرک دانشگاهی الزاماً به شغل تخصصی منتهی نمی‌شود و مهارت نیز همیشه تضمین‌کننده موفقیت نیست. از مهندس‌هایی که پشت دخل فروشگاه ایستاده‌اند تا کارخانه‌هایی که برای جذب یک تکنسین ساده ماه‌ها آگهی منتشر می‌کنند، همه نشانه‌های یک ناهماهنگی عمیق در اقتصاد و فرهنگ اشتغال کشور است؛ وضعیتی که حالا نه فقط اشتغال، بلکه انگیزه، مهارت‌آموزی و نگاه نسل جوان به آینده را نیز تحت تأثیر قرار داده است.

نیاز‌های تخطئه شده

یکی از عمیق‌ترین بحران‌هایی که طی سال‌های اخیر در بازار کار ایران شکل گرفته، نه صرفاً اقتصادی، بلکه فرهنگی است. جامعه ایرانی به تدریج به سمتی حرکت کرده که در آن برخی مشاغل یدی و فنی، با وجود تخصصی بودن و حتی درآمد مناسب، از اعتبار اجتماعی کافی برخوردار نیستند. در ذهن بخشی از جامعه، موفقیت هنوز با پشت‌میزنشینی، عنوان‌های اداری و مدارک دانشگاهی تعریف می‌شود؛ نه با مهارت عملی و توانایی فنی.

همین نگاه باعث شده نسل جوان، از ورود به بسیاری از مشاغل موردنیاز کشور فاصله بگیرد. امروز یافتن یک تکنسین ماهر تأسیسات، برق‌کار صنعتی، تراشکار حرفه‌ای، صافکار، تعمیرکار خودرو، جوشکار تخصصی یا تعمیرکار تجهیزات صنعتی، به مراتب دشوارتر از پیدا کردن فارغ‌التحصیلان بسیاری از رشته‌های دانشگاهی از جمله روانشناسی، مدیریت و... است. در حالی که بسیاری از این مشاغل نه‌تنها درآمد قابل توجهی دارند، بلکه بازار کار آنها نیز به مراتب پایدارتر از برخی موقعیت‌های اداری است.

با این حال، فضای فرهنگی جامعه طی سال‌ها به گونه‌ای شکل گرفته که کار یدی، حتی اگر مبتنی بر تخصص و مهارت باشد، در نگاه بخشی از افکار عمومی «سطح پایین‌تر» تلقی می‌شود. بسیاری از خانواده‌ها هنوز ترجیح می‌دهند فرزندشان کارمند یک مجموعه با حقوق متوسط باشد تا یک نیروی فنی ماهر با درآمد بالاتر.

نتیجه این نگاه فرهنگی، حالا به شکل بحران کمبود نیروی متخصص در بخش‌های فنی و تولیدی خود را نشان داده است. بسیاری از صنایع، پروژه‌های عمرانی و حتی خدمات شهری، با کمبود شدید نیروی ماهر مواجه‌اند؛ کمبودی که بخشی از آن نه به ضعف اقتصادی، بلکه به تغییر نگاه اجتماعی نسبت به مفهوم «شغل آبرومند» بازمی‌گردد.

رزومه‌های بی‌اثر

در کنار مشکلات اقتصادی، یکی دیگر از عوامل مهم ناامیدی نسل جوان، بی‌اعتمادی گسترده نسبت به فرآیند جذب نیرو و استخدام است. بخش قابل توجهی از جوانان به این باور رسیده‌اند که در بسیاری از موقعیت‌ها، مهارت، تخصص و رزومه حرفه‌ای نقش تعیین‌کننده‌ای در استخدام ندارند و روابط، سفارش‌ها و ارتباطات غیررسمی، تأثیر بیشتری بر آینده شغلی افراد می‌گذارند. این ذهنیت، صرف‌نظر از میزان درستی یا اغراق‌آمیز بودنش، به یک واقعیت اجتماعی تبدیل شده است؛ واقعیتی که آثار روانی و فرهنگی عمیقی بر نسل جوان گذاشته است.

خطر اصلی این وضعیت، فقط نارضایتی اجتماعی نیست؛ بلکه از بین رفتن انگیزه برای مهارت‌آموزی و ارتقای فردی است. وقتی جوان ایرانی به این جمع‌بندی برسد که موفقیت شغلی الزاماً حاصل توانایی، تخصص و شایستگی نیست، طبیعی است که میل او به یادگیری، تلاش بلندمدت و سرمایه‌گذاری روی آینده حرفه‌ای خود کاهش پیدا کند.

محمد راستگردانی، کارشناس رسانه و فعال فرهنگی، معتقد است که یکی از مهم‌ترین سرمایه‌های هر جامعه، «اعتماد به سازوکار پیشرفت» و پویایی «چرخه جابجایی نخبگان» است. جامعه‌ای که در آن افراد باور داشته باشند تلاش، تخصص و شایستگی می‌تواند مسیر پیشرفت را باز کند، به سمت تولید، رقابت سالم و رشد حرکت می‌کند. اما زمانی که این اعتماد تضعیف شود، ناامیدی به تدریج جای انگیزه را می‌گیرد و بخشی از نیروی جوان، از مسیر‌های حرفه‌ای و تخصصی فاصله می‌گیرد.

وی در این رابطه توضیح داد: «امیدآفرینی در جامعه فقط با کار ترویجی میسر نمی‌شود؛ بلکه اصلاح ساختار‌ها خودبه‌خود می‌تواند امید را در میان نسل جوان افزایش دهد. از منظر فرهنگی، در طول نیم قرن اخیر، همیشه تحصیل و مهارت‌افزایی یک راه روشن و مستقیم برای فرزندان خانواده‌های طبقات متوسط و پایین برای تغییر طبقه اجتماعی و افزایش رفاه و خوشبختی خود و خانواده‌هایشان محسوب می‌شده است. تاریخ ایران پر از بزرگ‌مردانی است که از خانواده‌های فقیر و بدون پارتی، صرفا با اتکا به تلاش خودشان، توانستند پله پله بالا بروند و سرنوشت خودشان و کشور را عوض کنند؛ از میرزا تقی خان امیرکبیر گرفته تا پروفسور حسابی و حتی چهره‌های سیاسی برجسته‌ای همچون حضرت امام (ره) و رهبر شهید انقلاب (قدس سره)، عموم چهره‌های برجسته ایران از طریق راه راست و روشن تلاش و ارتقاء فردی توانستند معادلات از پیش تعیین‌شده جهان پیشامدرن را کنار بگذارند و رشد کنند. به همین دلیل است که همیشه خانواده‌ها ایرانی، فارغ از این‌که پدر خانواده یک استاد دانشگاه باشد یا یک کارگر ساده، فرزندان خود را با عبارت آشنا و کلیشه‌ای «درستو خوب بخون تا برای خودت کسی بشی»، به تحصیل و تلاش ترغیب می‌کرده‌اند. این در حالی است که طی سال‌های اخیر، بخش زیادی از افکار عمومی – فارغ از این‌که این موضوع را صراحتا به زبان بیاورند یا نه – به این جمعبندی رسیده‌اند که تحصیل و تلاش نسبت مستقیمی با موفقیت ندارد و جامعه پر از افرادی است که صرفا با پشتوانه‌های رانتی (اعم از رانت اشتغال، رانت اطلاعاتی در بازار سرمایه یا حتی بهره‌گیری از رانت پدر پولدار) توانسته‌اند خوشبختی در معنای کلاسیک آن را به دست آورند. این وضعیت، در بلند مدت، موجی از ناامیدی را به دنبال داشته و فضای اشتغال را به شدت ناسالم کرده است».

رویافروشی و تبِ راه‌های میانبر

فضای مجازی در سال‌های اخیر فقط سبک زندگی را تغییر نداده، بلکه تصور نسل جوان از موفقیت را نیز دگرگون کرده است. حجم گسترده نمایش ثروت، موفقیت‌های ناگهانی، سبک زندگی لوکس و روایت‌های اغراق‌آمیز از «پولدار شدن سریع»، باعث شده بخش قابل توجهی از جوانان، مسیر‌های طولانی و تدریجی موفقیت را بی‌فایده یا حتی عقب‌مانده تلقی کنند.

امروز بسیاری از جوانان هر روز با تصاویری مواجه‌اند که در آن، موفقیت نه حاصل سال‌ها تخصص، تجربه و کار حرفه‌ای، بلکه نتیجه یک اتفاق ناگهانی، معامله کوتاه‌مدت یا فعالیت در فضای مجازی معرفی می‌شود. همین مسئله سطح توقعات را به شکل کم‌سابقه‌ای افزایش داده است. در چنین فضایی، مشاغلی که نیازمند سال‌ها تجربه، آموزش و صبوری هستند، برای بخشی از نسل جوان جذابیت خود را از دست داده‌اند. بسیاری ترجیح می‌دهند به جای ورود به مسیر‌های سخت و زمان‌بر حرفه‌ای، به دنبال راه‌های سریع‌تر کسب درآمد بروند؛ حتی اگر این مسیر‌ها مولد نباشند.

محمد راستگردانی که سابقه فعالیت طولانی در عرصه رسانه را دارد، در این رابطه، توضیح می‌دهد که «نسل جدید فقط تحت تأثیر مشکلات اقتصادی دچار رخوت نشده، بلکه با نوعی بمباران روانی ناشی از نمایش موفقیت‌های ناگهانی مواجه شده است. وقتی جوان هر روز با تصویر ثروت‌های یک‌شبه روبه‌رو می‌شود، طبیعی است که حوصله مسیر‌های بلندمدت حرفه‌ای را از دست بدهد. در سال‌های اخیر، گرایش به دلالی، خرید و فروش‌های کوتاه‌مدت، فعالیت‌های غیرمولد در فضای مجازی و تلاش برای درآمد‌های سریع، به شکل محسوسی افزایش یافته است که بخشی از این مسئله، ریشه در تجربه اجتماعی نسل جدید دارد. بسیاری از جوانان به اطراف خود نگاه می‌کنند و می‌بینند در موارد متعدد، میان تحصیلات، تخصص، تعهد کاری و موفقیت اقتصادی، رابطه‌ای روشن، قابل پیش‌بینی و معنادار وجود ندارد. از سوی دیگر، فضای مجازی پر شده از رویافروشانی که با پکیج‌های پرزرق‌وبرق و ویدئو‌های انگیزشی توخالی، جوانان را به فعالیت‌های نامولد دعوت می‌کنند و به ایشان وعده ثروت‌های بادآورده و یک‌شبه می‌دهند»

وی در ادامه توضیح می‌دهد: «وقتی جامعه نتواند این اطمینان را ایجاد کند که تلاش حرفه‌ای در بلندمدت به ثبات و پیشرفت منتهی می‌شود، طبیعی است که بخشی از نسل جوان به سمت مسیر‌های کوتاه، پرریسک و غیرمولد حرکت کند؛ مسیری که شاید در ظاهر جذاب باشد، اما در نهایت می‌تواند اقتصاد را از نیروی انسانی متخصص، صبور و مولد تهی کند. یکی از ریشه‌های اصلی این امر، فقدان مدیریت تریبون‌های رسمی در بازنمایی واقع‌نمایانه شرایط کشور است. در سال‌های اخیر، آقازاده‌های رانتی ریز و درشتی در فضای مجازی فرصت فخرفروشی را به دست آورده‌اند؛ در حالی که رسانه‌های رسمی تریبون‌هایشان را در اختیار مردان غیوری که با مرارت، دود چراغ خوردن، تلاش‌های شبانه‌روزی چند دهه‌ای و پایمردی در مسیر درست، توانسته‌اند زندگی خود و خانواده و مردم کشورشان را ارتقا ببخشند. در عوض، رسانه‌ها پر شده از صحبت‌های متبخترانه مشتی سلبریتی که در قالب فوتبالیست و بازیگر و بلاگر و... صرفا با اتکا به یک روزنه کوچک در خلاء مدیریت عقلانی بازار کار، توانسته‌اند به ثروت و شهرت هنگفتی دست یابند که یک انسان شریف و تحصیل‌کرده و پرتلاش معمولی هرگز به ذره‌ای از آن نیز دست پیدا نخواهد کرد».


محمد امین نجفیان|

ارسال نظرات

captcha