بنیانگذار اطلاع رسانی نوین اشتغال در ایران
کد خبر : ۱۷۶۹۳۶
گزارش بازار کار از «ساختمان آلومینیوم» تا میز کار خانگی بانوی ساعت ساز

شغلی برای آدم‌های صبور

چهارشنبه ۲۳ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۱۴:۵۵

تصور بیشتر ما از مشاغل خانگی زنان احتمالا ملغمه‌ای از تصاویر کلیشه‌ای است که سال‌ها در قاب تلویزیون به عنوان شغل خانگی برای زنان معرفی شد. مهین مُنعم این تصاویر روتین و تبلیغ شده در سالیان گذشته را به چالش کشیده. او در اتاق خواب خانه‌اش، روی یک میز کار کوچک زیر نور زرد رنگ چراغ مطالعه ساعت تعمیر می‌کند.

شغل ساعت‌سازی ترکیبی از مهندسی دقیق، جراحی ظریف و صبری ایوب‌وار است. در این شماره از هفته‌نامه بازار کار، به سراغ خانم «مهین مُنعم» رفته‌ایم؛ بانویی که از سال ۱۳۶۱ پا به دنیای چرخ‌دنده‌ها گذاشته و دهه‌هاست که با عشق، ساعت‌های از نفس افتاده را به زندگی برمی‌گرداند. شغلی که ظاهرا در قلمرو کنترل مردان است.

او از چالش‌های یک زن در این حرفه، از روز‌های شاگردی در رشت تا میز کار امروزش در تهران برای ما می‌گوید.

به گفته خانوم مُنعم ساعت‌سازی، هنری است که در آن اشتباهات میلی‌متری جایی ندارند. داستان شغل خانگی خانم منعم از سال ۱۳۶۱ و از حجره‌های قدیمی بازار رشت آغاز شده.

او امروز در ۶۶ سالگی، همچنان به ساعت‌های از کار افتاده، نبض دوباره می‌بخشد. آنچه در ادامه می‌خوانید مشروح این گفت‌و‌گو است.

خانم منعم، بگویید چه شد که در آن سال‌های حساس ابتدای انقلاب، یک خانم جوان به فکر یادگیری تعمیر ساعت افتاد؟ مسیر شما از کجا شروع شد؟

راستش همه چیز از یک نیاز و البته یک بن‌بست شروع شد. من دیپلم گرفته بودم و مثل خیلی‌های دیگر دنبال کار می‌گشتم. دوره‌های ماشین‌نویسی و حسابداری را هم دیده بودم و در آزمون‌های مختلفی شرکت می‌کردم. در خیلی از جا‌ها به لحاظ فنی قبول می‌شدم، اما آن زمان به دلیل مسائل ایدئولوژیک و گزینش‌های آن دوره، قسمت نشد وارد کار‌های دولتی شوم. همین شد که به سمت بازار آزاد کشیده شدم. یکی از دوستانم که خودش در فروشگاه معروف «آقای دقیق» در رشت کار می‌کرد، من را معرفی کرد. من بچه رشتم و آنجا ابتدا به عنوان فروشنده برای کار رفتم، اما صاحب کار گفت مدتی بمان تا ببینیم چطور پیش می‌رود. بعد از یک ماه کار با مسائل ساده مثل جا انداختن بند و تعویض باتری، کم‌کم کشش زیادی به سمت ساختار درونی و موتور ساعت‌ها پیدا کردم و تعمیرات را شروع کردم.

ورود به یک حرفه عمدتا مردانه آن هم در بخش تعمیرات کار ساده‌ای نیست. در ابتدای کار این وجهه از شغل برای شما چالشی ایجاد نکرد؟

من شانس بزرگی آوردم که با آقای ابراهیمی (که فامیلی‌شان قطاری است، اما به ابراهیمی معروف بودند) آشنا شدم. ایشان استاد من بودند و هنوز هم با ایشان در ارتباطم. آقای ابراهیمی یک ویژگی بزرگ داشت؛ او به من شهامت می‌داد. همیشه می‌گفت: «نترس! حتی اگر چرخی توی دستت بشکنه، باز هم نترس.» این حرف برای یک کارآموز طلاست.

همین که ترسم ریخت، یک خوشحالی و شوق مضاعف پیدا کردم برای یادگیری. آنقدر با اشتیاق کار می‌کردم که خیلی زودتر از چیزی که بقیه فکر می‌کردند پیشرفت کردم. در واقع حدود شش ماه طول کشید تا من قشنگ ساعت را باز و بسته می‌کردم و تعمیرات جدی را انجام می‌دادم. حقوقم هم اضافه شد.

به عنوان کسی که دهه‌هاست در این بازار حضور دارد، آیا ساعت‌سازی را هنوز هم یک فرصت شغلی جدی برای جوانان می‌دانید؟

بله، قطعاً. البته باید این را بگویم که این کار سابقه و زمان می‌خواهد. شما باید سال‌ها کار کرده باشید تا بتوانید معایب یک ساعت را سریع تشخیص دهید و طوری تعمیرش کنید که مشتری دو روز بعد با نارضایتی برنگردد. اگر کسی بلدِ کار باشد و سابقه خوبی بسازد، همین الان هم خیلی‌ها در ایران دارند از این راه درآمد‌های بسیار خوبی کسب می‌کنند. سفارش همیشه هست، چون ساعت برای خیلی‌ها فقط وسیله زمان نیست، یک هویت و میراث است.

در مورد برند‌هایی که برای تعمیر پیش شما می‌آیند بگویید. آیا هنوز هم ساعت‌های اصیل و لوکس در بازار ایران جایگاه دارند؟

همه جور برندی پیش من می‌آید. اما کسانی که ارزش ساعت را می‌دانند، هنوز دنبال همان مارک‌های اصیل ۵۰ سال پیش هستند. البته مارک‌های جدید زیادی هم آمده‌اند. نکته جالب در مورد ساعت‌های جدید این است که خیلی وقت‌ها برند روی صفحه با موتور داخل ساعت یکی نیست؛ یعنی موتور‌های مشابهی روی چندین مارک مختلف سوار می‌شود. اما وقتی یک «سیتیزن» اصل را باز می‌کنیم، موتور خودش را دارد و اینجاست که هنر تعمیرکار مشخص می‌شود.

یکی از دغدغه‌های مشاغل فنی، تامین قطعات است. شما با این چالش چطور کنار می‌آیید؟

خوشبختانه برای ساعت‌های تولید ۲۰ سال اخیر، اکثر قطعات و کالیبر‌ها در بازار موجود است. من معمولاً به ساختمان آلومینیوم در تهران می‌روم و قطعاتی که لازم دارم را تهیه می‌کنم. مشکل اصلی فقط برای ساعت‌های بسیار قدیمی (بالای ۳۰ تا ۵۰ سال) است که تولیدشان متوقف شده و قطعاتشان در انبار‌ها تمام شده. در این مواقع، باید از همکاران قدیمی کمک گرفت یا از ساعت‌های اوراقی مشابه استفاده کرد. چالش دیگر، نوسان قیمت‌هاست؛ دلار که بالا و پایین می‌شود، قیمت قطعات هم لحظه‌ای تغییر می‌کند و این کار را برای ما و مشتری سخت می‌کند.

اگر کسی بخواهد امروز وارد این حرفه شود، باید از کجا شروع کند؟ چه توانایی‌های فردی لازم است؟

الان هم در اتحادیه تدریس می‌شود و هم اساتیدی مثل آقای انوری هستند که آموزش می‌دهند. اما اولین چیزی که لازم دارید، «صبر و حوصله» است. ساعت‌سازی گاهی فشار عصبی زیادی دارد؛ قطعات آنقدر ظریف هستند که یک لرزش کوچک دست یا یک بی‌حوصلی ساده می‌تواند کار را خراب کند. باید عشق داشته باشی که بروی در دل کار. من همیشه می‌گویم این شغل برای کسانی است که ذهن فعالی دارند و از بچگی دوست داشتند دل و روده وسایل را بریزند بیرون. بعضی‌ها به اینها می‌گفتند «خرابکار»، اما در واقع اینها کسانی هستند که می‌خواهند ساختار هر چیزی را درک کنند. من جوان‌هایی را می‌بینم که خودشان ساعت می‌خرند، در خانه باز می‌کنند و با عشق قطعاتش را عوض می‌کنند؛ اینها همان ساعت‌ساز‌های موفق آینده هستند.

از نظر فیزیکی، ساعت‌سازی چه بهایی دارد؟ منظورم این است که سلامت شما هم در این سال‌ها تحت تاثیر قرار گرفته؟ چون به نظر می‌رسد مهره‌های گردن و کمر را به شدت تحت تاثیر قرار می‌دهد.

بله، این کار آسیب‌های خودش را دارد. مهره‌های گردن و کمر اولین جا‌هایی هستند که درگیر می‌شوند. از طرفی، سلامت چشم و دست حیاتی است. اگر لرزش دست سراغ آدم بیاید یا دید کافی نباشد، دیگر نمی‌توان ادامه داد. من همیشه سعی کرده‌ام مراقب باشم. مثلاً هیچ‌وقت نباید برای استفاده از عینک یا ذره‌بین تنبلی کرد. بعضی‌ها به خاطر زیبایی چهره عینک نمی‌زنند، اما در این شغل، عینک و ذره‌بین ابزار اصلی ماندگاری هستند.

خانم منعم، شما مدتی را به خاطر خانواده و فرزندان از کار دور بودید و حالا دوباره در خانه کار می‌کنید. چرا مغازه ندارید و ترجیح می‌دهید با همکاران کار کنید؟

بله، من حدود شش سال بعد از ازدواج و بچه‌دار شدن کار نکردم، اما بعد دوباره شروع کردم. حدود ۲۵ سال است که در تهران مشغولم. ۱۰ سال هم در شرکت سیتیزن کار کردم و بازنشسته شدم. از زمان کرونا تصمیم گرفتم دیگر بیرون کار نکنم. الان در خانه میز کار و ابزار و قطعات اوراقی خودم را دارم. همکاران به من سفارش می‌دهند، من در خانه تعمیر می‌کنم و به آنها تحویل می‌دهم. اینطوری هم به کار‌های خانه و آشپزی‌ام می‌رسم و هم از عشقم که ساعت‌سازی است دور نمی‌مانم.

چرا از فضای مجازی برای تبلیغ کارتان استفاده نکردید؟ مثلاً پسرتان اصرار نکرد که برایتان پیج اینستاگرام بزند؟

(با خنده) چرا، پسرم خیلی گفت که بیا پیج بزنم تا مستقیماً سفارش بگیری. اما واقعیت این است که حوصله و وقتش را ندارم. من ۶۶ سال دارم و معتقدم در وهله اول باید خانمِ خانه‌ام باشم. همین حالا هم وقتی برای خرید قطعه یا تحویل کار به بازار می‌روم، حداقل ۳-۴ ساعت از وقتم در رفت‌وآمد گرفته می‌شود. اگر بخواهم پیج هم داشته باشم، دیگر زمانی برای استراحت و سلامتی‌ام نمی‌ماند. ترجیح می‌دهم در همین حدِ خودم کار کنم و بقیه فضا را بسپارم به جوان‌ترها.

این حرفه را به عنوان شغل به جوان‌های جویای کار توصیه می‌کنید؟

فقط می‌گویم اگر از ته دل دوستش داشته باشید، این شغل بسیار دلپذیر است. شما به یک وسیله بی‌جان، روح می‌دهید. وقتی ساعتی که مدت‌ها خوابیده بود، با دست‌های شما دوباره تیک‌تاک می‌کند، انگار به زندگی جریان داده‌اید. این حس با هیچ پولی قابل مقایسه نیست. من از این که عمرم را در این کار گذاشته‌ام، بسیار خوشحالم.

فرشید غضنفرپور

ارسال نظرات

captcha