بنیانگذار اطلاع رسانی نوین اشتغال در ایران
کد خبر : ۱۷۷۰۱۱
«بازار کار» گزارش می‌دهد

رونق ناخواسته بازار تعمیرات یخچال در سایه نوسانات برق

شنبه ۰۲ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۴:۱۳

افزایش نوسانات برق و خرابی لوازم خانگی، تعمیرکاران یخچال را به خط مقدم خدمات شهری کشاند

همزمان با تداوم قطعی‌های برق و افزایش نوسانات شدید شبکه در هفته‌های اخیر، بازار تعمیرات لوازم خانگی به‌ویژه یخچال و فریزر با رشد قابل‌توجه مراجعات مردمی روبه‌رو شده است؛ موضوعی که اگرچه برای تعمیرکاران رونق کاری به همراه داشته، اما برای خانواده‌ها به معنای تحمیل هزینه‌های تازه در شرایط دشوار اقتصادی است.

در بسیاری از مناطق شهری، خاموشی‌های مکرر و بازگشت ناگهانی برق باعث آسیب‌دیدگی موتور، بُرد الکترونیکی و سیستم سرمایشی یخچال‌ها شده است. برخی تعمیرکاران می‌گویند حجم تماس‌ها در روز‌های اخیر نسبت به ماه‌های گذشته چند برابر شده و بسیاری از مردم به‌دلیل نگرانی از خراب شدن مواد غذایی، تعمیر یخچال را در اولویت قرار داده‌اند.

امیر، یکی از تعمیرکاران یخچال در تهران، در گفت‌و‌گو با هفته نامه بازار کار می‌گوید: «بیشترین خرابی‌هایی که این روز‌ها می‌بینیم مربوط به بُرد یخچال و سوختن کمپرسور بر اثر نوسانات برق است. خیلی از مردم فکر می‌کنند فقط قطع برق مشکل ایجاد می‌کند، اما در واقع وصل شدن ناگهانی برق با ولتاژ بالا آسیب بیشتری می‌زند»

او با اشاره به افزایش حجم درخواست‌ها افزود: «در بعضی روز‌ها تعداد تماس‌ها دو تا سه برابر شده است. قبلاً بیشتر برای سرویس دوره‌ای مراجعه می‌کردیم، اما الان بیشتر تماس‌ها مربوط به خرابی کامل یا از کار افتادن یخچال است.»

این تعمیرکار همچنین درباره افزایش هزینه‌های تعمیر توضیح داد: «قیمت قطعات خیلی بالا رفته و بعضی قطعات اصلی هم سخت پیدا می‌شود. همین موضوع باعث شده هزینه تعمیر برای مردم سنگین شود. بعضی خانواده‌ها وقتی قیمت را می‌شنوند ترجیح می‌دهند با همان وضعیت کنار بیایند یا تعمیر را عقب بیندازند»

این تعمیرکار لوازم خانگی معتقد است که نبود تجهیزات محافظ برق استاندارد در بسیاری از خانه‌ها، آسیب‌پذیری وسایل برقی را افزایش داده است. تعمیراکاران یخچال توصیه می‌کنند شهروندان از محافظ‌های مناسب و تأخیردار برای یخچال و فریزر استفاده کنند تا شوک ناشی از وصل مجدد برق به دستگاه منتقل نشود.

به گزارش بازار کار؛ در همین حال، افزایش خرابی لوازم خانگی در دوران بحران انرژی، بار دیگر مسئله فرسودگی شبکه برق و ضرورت مدیریت پایدار مصرف انرژی را به یکی از دغدغه‌های جدی خانوار‌ها تبدیل کرده است؛ دغدغه‌ای که این بار خود را در صف‌های طولانی تعمیرگاه‌ها و هزینه‌های ناخواسته خانوار نشان می‌دهد.

اقتصاد جهانی در مواجهه با بحران‌های بزرگ—از جنگ‌ها و رکود‌های مالی گرفته تا پاندمی‌ها و شوک‌های انرژی—همواره یک الگوی تکرارشونده داشته است: بازگشت به مشاغل پایدار، عمومی و به‌ظاهر کم‌درآمد، اما حیاتی.

در شرایطی که صنایع پیشرفته و بازار‌های مالی بیشترین نوسان را تجربه می‌کنند، این بخش‌های سنتی‌تر اقتصاد هستند که نقش «ستون فقرات بازسازی» را ایفا می‌کنند؛ مشاغلی مانند کشاورزی، ساخت‌وساز، حمل‌ونقل، تعمیرات، خدمات شهری و مراقبت‌های اجتماعی.

تجربه بحران مالی ۲۰۰۸ نشان داد که پس از سقوط بازار‌های سرمایه، موج بازگشت نیروی کار به بخش‌هایی مانند زیرساخت، تعمیر و نگهداری و خدمات عمومی شدت گرفت. دولت‌ها نیز برای مهار بیکاری، سرمایه‌گذاری در پروژه‌های عمرانی و زیرساختی را در اولویت قرار دادند؛ حوزه‌هایی که شاید رشد سریع نداشته باشند، اما اشتغال‌زایی گسترده و پایدار ایجاد می‌کنند.

در دوران پاندمی کرونا نیز همین الگو تکرار شد. با رکود در بخش گردشگری، هواپیمایی و خدمات لوکس، این بخش‌های «کم‌هیجان‌تر»، اما ضروری مانند لجستیک، زنجیره تأمین، فروش خرده‌فروشی کالا‌های اساسی و خدمات درمانی بودند که اقتصاد را سر پا نگه داشتند.

نکته کلیدی در این تجربه‌ها آن است که اقتصاد‌ها برای خروج از بحران، کمتر به سراغ حوزه‌های پرریسک و نوآورانه می‌روند و بیشتر بر مشاغلی تکیه می‌کنند که شاید حاشیه سود بالایی نداشته باشند، اما تقاضای دائمی دارند و در هر شرایطی کار می‌کنند.

در واقع، آنچه اقتصاد جهانی در بحران‌ها به آن بازمی‌گردد، «اقتصاد زیست‌پذیر روزمره» است؛ یعنی همان شبکه‌ای از مشاغل ساده، اما ضروری که چرخ زندگی را حتی در سخت‌ترین شرایط متوقف نمی‌کنند.

جمع‌بندی این تجربه‌ها نشان می‌دهد که ثبات اقتصادی در زمان بحران، نه از دل صنایع پرزرق‌وبرق، بلکه از دل همین مشاغل به‌ظاهر کم‌رشدی شکل می‌گیرد که ستون‌های پنهان بقای جامعه محسوب می‌شوند.

می‌توان گفت تجربه اقتصاد جهانی در بحران‌ها نشان می‌دهد که عبور از دوره‌های سخت، بیش از آنکه به صنایع پیشرفته و پرریسک وابسته باشد، بر دوش مشاغل پایدار، ساده و ضروری قرار دارد. بخش‌هایی مانند کشاورزی، خدمات شهری، حمل‌ونقل، تعمیرات و زنجیره تأمین، اگرچه رشد پرشتابی ندارند، اما در شرایط بحرانی نقش حیاتی در حفظ حداقل‌های معیشتی و تداوم چرخه اقتصاد ایفا می‌کنند. به همین دلیل، کشور‌هایی که توانسته‌اند در بحران‌ها بر این مشاغل تکیه کنند، مسیر بازسازی و ثبات را سریع‌تر و کم‌هزینه‌تر طی کرده‌اند. بحران‌های اقتصادی را نمی‌توان صرفاً به‌عنوان دوره‌هایی از رکود یا فشار مالی در نظر گرفت؛ این دوره‌ها در واقع آزمونی برای سنجش ظرفیت سازگاری، انعطاف‌پذیری و کیفیت ساختار‌های مدیریتی و اقتصادی هستند. هر بحران، نقاط ضعف و قوت سیستم اقتصادی را آشکار می‌کند و به‌نوعی نشان می‌دهد چه بخش‌هایی در برابر شوک‌ها مقاوم‌اند و کدام بخش‌ها نیازمند بازطراحی و اصلاح می‌باشند.

بررسی تجربه بسیاری از اقتصاد‌های موفق جهان نشان می‌دهد کشور‌هایی که پس از بحران به سراغ اصلاحات ساختاری، تنوع‌بخشی به منابع درآمدی، تقویت بهره‌وری و سرمایه‌گذاری هدفمند در بخش‌های پیشران رفته‌اند، توانسته‌اند مسیر رشد پایدار را بازسازی کنند و حتی قوی‌تر از گذشته به فعالیت اقتصادی بازگردند. این الگو‌ها نشان می‌دهد که اقتصاد‌هایی با تنوع مناسب، نظام مالی شفاف و مدیریت حرفه‌ای، توانایی بیشتری برای عبور از بحران‌ها و تبدیل تهدید به فرصت دارند.

در مقابل، اقتصاد‌هایی که به یک منبع محدود یا تک‌محصولی وابسته هستند، یا در ساختار‌های مدیریتی خود چابکی و کارآمدی لازم را ندارند، معمولاً با دشواری بیشتری مواجه می‌شوند. در چنین شرایطی، بحران‌ها نه تنها یک چالش موقت، بلکه گاه به عاملی برای ایجاد رکود بلندمدت، فرسایش زیرساخت‌ها و کاهش توان تولیدی تبدیل می‌شوند. نبود استراتژی‌های انعطاف‌پذیر و عدم سرمایه‌گذاری در بخش‌های نوآورانه نیز این روند را تشدید می‌کند.

در مجموع، بحران‌ها اگرچه سخت و پرفشارند، اما فرصت مهمی برای بازاندیشی، اصلاح و بازآفرینی مسیر رشد اقتصادی محسوب می‌شوند. اقتصاد‌هایی که این فرصت را به‌درستی می‌شناسند، معمولاً از بحران‌ها به عنوان سکوی جهش استفاده می‌کنند، در حالی که ساختار‌های ناکارآمد و فاقد برنامه، آسیب‌پذیری بیشتری نشان می‌دهند.

عرافان بیوک نژاد|

ارسال نظرات

captcha