تازه ها
روزنامههایی که نفسشان تنگ شده است؛ بحران مطبوعات ایران
بازارکار - بوی کاغذ تازه، صدای خشخش ورق خوردن صفحهها و چراغهایی که تا نیمههای شب در تحریریهها روشن میماند، زمانی بخشی از ریتم زندگی شهری بود. روزنامهها هر صبح با امیدی تازه روی دکهها مینشستند؛ حامل روایتهایی که قرار بود جهان را برای خوانندگانشان روشنتر کنند. اما سالهاست که این صدا آرامآرام کمجانتر شده و بسیاری از تحریریهها بیش از آنکه دغدغه تیتر اول فردا را داشته باشند، نگران بقای خود هستند.
در تاریخ معاصر ایران، سرنوشت رسانهها همواره با فراز و فرودهای جدی همراه بوده است؛ اما بسیاری از روزنامهنگاران معتقدند آنچه امروز بر مطبوعات کشور میگذرد، یکی از دشوارترین دورههای حیات رسانهای ایران به شمار میرود. ترکیبی از محدودیتهای ساختاری، اقتصاد دولتی و فشارهای سیاسی باعث شده است که مطبوعات برای ادامه حیات با چالشهایی جدی دستوپنجه نرم کنند.
به گزارش بازارکار ،یکی از روزنامهنگاران باسابقه کشور در روایت تجربه شخصی خود به خرداد سال ۱۳۶۰ بازمیگردد؛ زمانی که برای استخدام به روزنامه کیهان مراجعه کرده بود. او میگوید با وجود آنکه دبیر یکی از سرویسهای روزنامه توانایی او را برای نویسندگی تأیید کرده بود، به دلیل اینکه نمیتوانست بهصورت حقالتحریری کار کند، همکاری با کیهان برایش ممکن نشد.
او تعریف میکند که هنگام بازگشت از ساختمان کیهان، تابلوی نشریه «تهران اکونومیست» توجهش را جلب کرد. وارد دفتر شد و سراغ سردبیر را گرفت. پس از معرفی، از او خواسته شد در مدت یک ساعت متنی حدود ۶۰۰ کلمه درباره وضعیت اقتصاد ایران بنویسد.
«نوشتم و تحویل دادم. سردبیر متن را با دقت خواند و گفت از هفته آینده برای کار بیایم.»، اما این همکاری هرگز آغاز نشد. کمی بعد، با دستور دادستان وقت، حدود ۴۰ نشریه و روزنامه به طور همزمان تعطیل شدند و «تهران اکونومیست» نیز در میان آنها قرار داشت.
به گفته این روزنامهنگار، این تنها یکی از نمونههای فراوان محدودیتهایی است که مطبوعات ایران در دهههای گذشته با آن روبهرو بودهاند. او یادآوری میکند که در سال ۱۳۷۸ نیز موج دیگری از تعطیلیها رخ داد و ۱۸ روزنامه در یک مقطع تاریخی بسته شدند؛ اتفاقی که از نگاه بسیاری از فعالان رسانهای، نشانه ادامه دشواریهای ساختاری برای مطبوعات در ایران بود.
با این حال، مشکلات رسانهها تنها به تعطیلیهای دورهای محدود نمیشود. ساختار فعالیت مطبوعات در ایران نیز خود چالشهای متعددی ایجاد کرده است. برای انتشار یک روزنامه یا نشریه، نخست باید مجوز یا «امتیاز» دریافت شود؛ فرآیندی که بسیاری از فعالان رسانهای آن را دشوار و زمانبر میدانند.
پس از عبور از این مرحله، رسانهها با چالش بزرگتری روبهرو میشوند: تأمین منابع مالی. درآمد روزنامهها در جهان معمولاً از دو مسیر اصلی تأمین میشود؛ فروش نسخه به مخاطبان و دریافت آگهی از بنگاههای اقتصادی. اما در ایران هر دو مسیر با موانع جدی مواجهاند.
برای افزایش فروش، روزنامهها باید خبرهای مهم، جذاب و اختصاصی منتشر کنند. در حالی که دسترسی به بسیاری از اطلاعات، بهویژه در حوزه سیاست داخلی و خارجی، محدود است. از سوی دیگر، بخش بزرگی از اقتصاد ایران در اختیار دولت یا نهادهای وابسته به آن قرار دارد و این موضوع بازار آگهی را نیز بهشدت تحت تأثیر قرار داده است.
در چنین شرایطی، برخی روزنامهها برای دریافت آگهی ناچارند از انتقاد نسبت به عملکرد نهادها یا شرکتهای دولتی خودداری کنند؛ زیرا در غیر این صورت ممکن است از فهرست دریافتکنندگان آگهی کنار گذاشته شوند. این وضعیت، به گفته بسیاری از فعالان رسانهای، استقلال اقتصادی و حرفهای مطبوعات را با مشکل مواجه کرده است.
همزمان کاهش تیراژ روزنامهها و تغییر الگوی مصرف رسانهای نیز فشار مضاعفی بر مطبوعات وارد کرده است. بخشی از مخاطبان به سمت رسانههای آنلاین و شبکههای اجتماعی رفتهاند و در نتیجه بازار سنتی روزنامهها کوچکتر شده است.
در کنار همه این عوامل، رکود اقتصادی و کاهش فعالیتهای تجاری نیز باعث شده است که منابع مالی رسانهها بیش از گذشته محدود شود. تعطیلی یا تضعیف بنگاههای اقتصادی به معنای کاهش آگهی و در نتیجه کاهش درآمد برای بسیاری از نشریات است.
مجموع این شرایط باعث شده است که بسیاری از روزنامهنگاران از آینده مطبوعات در ایران با نگرانی سخن بگویند. به اعتقاد آنها، رسانهها برای ایفای نقش حرفهای خود نیازمند دسترسی به اطلاعات، استقلال اقتصادی و فضای رقابتی سالم هستند؛ عواملی که نبود یا ضعف آنها میتواند به تضعیف بیشتر روزنامهنگاری حرفهای منجر شود.
امروز مطبوعات ایران در حالی به مسیر خود ادامه میدهند که با مجموعهای از محدودیتهای اقتصادی و ساختاری روبهرو هستند. بسیاری از فعالان این حوزه معتقدند اگر شرایط برای فعالیت پایدارتر و حرفهایتر رسانهها فراهم نشود، چراغ بسیاری از روزنامهها ممکن است کمفروغتر از گذشته شود؛ و با خاموشی هر چراغ، بخشی از حافظه مکتوب این سرزمین نیز کمرنگتر خواهد شد.
ارسال نظرات