تازه ها
استانداری که تشریفات را قربانی تصمیمات کرد
به گزارش بازار کار، به نقل از مهر تبریز، عقربههای ساعت در دوران مسئولیت شهید مالک رحمتی در استانداری آذربایجان شرقی، متفاوت از همیشه میچرخید. برای او، زمان یک مفهوم انتزاعی نبود؛ سرمایهای بود که نباید پای تعارفات بسوزد. وقتی او کلید عمارت استانداری را تحویل گرفت، بسیاری منتظر بودند تا طبق سنت نانوشته مدیریتی، ماههای اول به معارفه بگذرد. اما او از روز اول طوری کار کرد که انگار میدانست فرصت کوتاه است. حالا که نیست، مردم نبودنش را بیشتر از همیشه حس میکنند؛ نه برای عنوانی که داشت، بلکه برای بودنی که با تمام وجود زندگیاش کرد.
یک بهانه برای کار کردن کافی است؛ خدمت به مردم
آذربایجان شرقی با انباشتی از مشکلات روبرو بود و دکتر رحمتی میدانست که مدیریت کلاسیک و پشتمیزنشینی، دوای درد این استان نیست. راهبرد او، عبور از گزارشهای صوری و رسیدن به واقعیتهای میدانی بود.
تفاوت نگاه او در همان جلسات ابتدایی برای خبرنگاران عیان شد. در جلسه کارگروه اشتغال، وقتی یکی از مدیران شروع به خواندن آمارهای روتین کرد، رحمتی صریح و بیپرده سخن او را قطع کرد و جملهای گفت که مرام نامه کاری او شد: «این جلسه، جای ارائه گزارش کار نیست؛ گزارش کار را به دفتر بفرستید. اینجا جای گم شدن در آمارهای اشتباه نیست؛ واقعیتهای کف جامعه را بگویید و برای آن راهکار بدهید.»
این صراحت لهجه، اگرچه برای مدیرانِ خوگرفته به رخوت سنگین بود، اما نشان داد او به دنبال نمایش نیست؛ او به دنبال حل واقعی مسئله بود.
او معتقد بود گرههای استان نه با کاغذبازی، بلکه با اراده باز میشوند و همواره خطاب به مدیران میگفت: «برخی مدیران برای انجام ندادن یک کار هزار استدلال میآورند، ولی یک بهانه برای کار کردن کافی است: خدمت به مردم.»
میدان؛ خانه اصلی استاندار
مالک رحمتی مدیری بود که میدان را خانه خود میدانست. او باور داشت مسئولی که در کنار مردم نباشد، نمیتواند از دردشان بگوید. همین باور باعث شد که نهتنها در رویدادهای رسمی، بلکه در بازدیدهای سرزده و شبانه نیز همواره در کنار مردم باشد.
او تصمیمگیری را از اتاقهای دربسته تبریز به نقاط بحرانی برد. حضور مداوم او در بین کارگران، صنعتگران و حتی مناطق مرزی، نمایشی نبود. او میدانست که اعتماد عمومی، سرمایه اصلی مدیریت است و این سرمایه نه با شعار، بلکه با حضور صادقانه به دست میآید. مردم دیدند که استاندارشان برای شنیدن صدایشان، تشریفات استقبال و بدرقه را حذف کرده تا بیواسطه با آنها روبرو شود.
مدیر جهادی هوشمند؛ ترکیبی که جواب داد
مالک رحمتی را میتوان نمادِ ظهور نسل جدیدی از مدیران در جمهوری اسلامی دانست؛ نسلی که میتوان آنها را مدیران جهادی هوشمند نامید. او سابقهی حضور در آستان قدس و سازمان خصوصیسازی را داشت؛ یعنی هم با ادبیاتِ دینی و انقلابی مأنوس بود و هم زبانِ پیچیدهی اقتصاد و بورس را میفهمید.
این ویژگی باعث شد تا او در برخورد با چالشهای اقتصادی، نه با دستفرمانِ آزمون و خطا، بلکه با تخصص و درایت وارد شود. جملهی معروف او که «مدیران باید جسارت تصمیمگیری داشته باشند و از دستگاههای نظارتی نترسند»، تلاشی برای احیای شجاعت مدیریتی بود. او علاوه بر توان اجرایی، اخلاق و شخصیتی متواضع داشت؛ صبور و بیتکلف بود و به جای اینکه از جایگاهش برای خود اعتبار بخرد، از خود برای جایگاهش خرج کرد.
«زندهنام»؛ عنوانی برازندهی استاندارِ شهید
اکنون که قرار است در «همایش تجلیل از زندهنامان» از مقام والای او تجلیل شود، باید اذعان کرد که این عنوان، تنها یک واژه یا تشریفات نمادین برای او نیست؛ بلکه توصیفی دقیق از حقیقتِ وجودیِ مردی است که نامش را نه بر سربرگهای اداری، بلکه در قلبهای مردم حک کرد.
قرار گرفتن نام دکتر مالک رحمتی در فهرست «زندهنامان»، گواهی است بر این باور که مرگ، پایانِ خدمت نیست. او در کمتر از پنج ماه ثابت کرد که «طولِ عمرِ مدیریت» مهم نیست، بلکه «عمقِ اثرگذاری» است که انسان را جاودانه میکند. او امروز در میان ما نیست، اما نامش به واسطه همان تصمیمات گرهگشا، اخلاقِ بیادعا و شهادت در مسیر خدمت، زنده است و چه نامی سزاوارتر از او برای ماندگاری در تاریخ پرافتخار این دیار؟
انتهای پیام
ارسال نظرات