تازه ها
اکوسیستم اشتغال دانش آموختگان؛ آنچه هست، آنچه نیست

من این سطور را بهعنوان کسی مینویسم که تقریبا چهار دهه، در دل مسائل آموزش، پژوهش، اشتغال و کارآفرینی این سرزمین نفس کشیده است؛ کسی که هم در کارگاههای آموزشی و مهارتافزایی بوده، هم در اتاق تصمیمسازی، هم در میدان اجرا و هم در فضای رسانهای که تلاش کرده صدای اکوسیستم اشتغال دانشآموختگان باشد. حاصل سالهایی که با دانشآموختگان امیدوار، خانوادههای نگران، مدیران درگیر محدودیتها، سیاستگذاران در تنگنای تصمیم، و کارآفرینانی درگیر بقا و رشد، گفتوگو کردهام. وقتی از » اکوسیستم اشتغال دانشآموختگان « سخن میگوییم، در حقیقت از یکی از حساسترین نقاط تلاقی آینده فردی و سرنوشت جمعی کشور حرف میزنیم. جایی که امید یا ناامیدی جوانان شکل میگیرد؛ جایی که سرمایه انسانی یا شکوفا میشود یا فرسوده؛ و جایی که میتواند موتور توسعه باشد یا به گلوگاه بحران تبدیل شود. این اکوسیستم، فقط مجموعهای از نهادها و برنامهها نیست؛ یک روایت اجتماعی است. روایتی درباره اینکه جامعه با دانایی، توانمندی و رؤیاهای فرزندانش چه میکند.
اکوسیستمی که امروز درباره آن سخن میگوییم، یک مفهوم انتزاعی نیست؛ حاصل دههها سیاستگذاری، آزمون و خطا، امید، ناکامی، نوآوری و گاه غفلت است. اکوسیستمی که بازیگرانش فقط دولت یا دانشگاه یا بخش خصوصی نیستند؛ بلکه شبکهای پیچیده از دانشآموختگان، استادان، کارآفرینان، سرمایهگذاران، نهادهای عمومی، رسانهها، خانوادهها و حتی فرهنگ عمومی جامعه را در بر میگیرد. وقتی از » اشتغال دانشآموختگان « حرف میزنیم، در واقع از نسبت میان دانش و زندگی، آموزش و معنا، توانمندی و فرصت سخن میگوییم. این نسبت، اگر بهدرستی تنظیم نشود، نهتنها به بیکاری منجر میشود، بلکه به سرخوردگی، مهاجرت، فرسایش سرمایه انسانی و تضعیف اعتماد اجتماعی نیز دامن میزند.
یکی از خطاهای رایج ما این بوده که اکوسیستم اشتغال دانشآموختگان را صرفاً به » بازار کار « تقلیل دادهایم. گویی مسئله فقط این است که شغلی وجود ندارد یا مهارتی کم است. در حالی که تجربه سالهای اخیر نشان میدهد مسئله، بسیار عمیقتر و ساختاریتر از این حرفهاست.
این اکوسیستم، پیش از آنکه اقتصادی باشد، فرهنگی است. پیش از آنکه مسئله عرضه و تقاضا باشد، مسئله معنا، هویت و انتظارات است. و پیش از آنکه به ابزار نیاز داشته باشد، به گفتوگوی صادقانه میان بازیگران نیازمند است. ما در دهههای گذشته، دستاوردهای مهمی داشتهایم: گسترش آموزش عالی، رشد شرکتهای دانشبنیان، شکلگیری زیستبومهای نوآوری، افزایش آگاهی نسبت به کارآفرینی، و تقویت نقش رسانههای تخصصی مانند هفتهنامه » بازار کار « که توانستهاند این تحولات را مستندسازی و بازتاب دهند.
اما همزمان، با چالشهایی نیز روبهرو بودهایم:
ناهمخوانی آموزش با نیازهای واقعی جامعه، سیاستگذاریهای ناپایدار، پروژهمحوری بهجای فرآیندمحوری، نگاه کوتاهمدت به مسئله اشتغال، و گاه رقابتهای فرساینده بهجای همافزایی نهادی.
اکوسیستم، با بخشنامه و دستور شکل نمیگیرد؛ با اعتماد، یادگیری جمعی و استمرار زنده میماند.
جهان اشتغال، بهویژه برای دانشآموختگان، وارد مرحلهای شده که با دهههای گذشته تفاوت ماهوی دارد. تحول فناوری، فقط ابزارها را تغییر نداده؛ منطق اشتغال را دگرگون کرده است. هوش مصنوعی، اتوماسیون، اقتصاد پلتفرمی، دورکاری، مشاغل ترکیبی، و بینرشتهای شدن مهارتها، دیگر »روندهای آینده« نیستند؛ واقعیت امروزند. در چنین فضایی، نمیتوان با الگوهای قدیمی، برای مسائل جدید نسخه پیچید.
چالش اصلی این نیست که فناوری میآید و شغلها را میگیرد؛ چالش این است که ما با چه سرعتی یاد میگیریم، بازآموزی میکنیم و خود را بازتعریف میکنیم.
برای اکوسیستم اشتغال دانشآموختگان، این به معنای چند مسئولیت روشن است:
- رصد مستمر و تحلیلی روندهای فناورانه (نه صرفاً ترجمه اخبار)
- تبدیل آموزش به فرآیندی مادامالعمر، نه مقطعی
- تقویت مهارتهای نرم، تفکر سیستمی و حل مسئله
- آمادگی برای جهشهای ناگهانی، نه فقط تغییرات تدریجی
آینده، صبر نمیکند تا ما به اجماع برسیم؛ یا با آن همراه میشویم، یا هزینه عقبماندگی را میپردازیم.
اگر بخواهیم صادق باشیم، هیچکدام از ما در این اکوسیستم، صرفاً » تماشاگر « نیستیم. هر کس، بسته به جایگاهش، مسئولیتی دارد؛ چه استاد دانشگاه باشد، چه مدیر اجرایی، چه سیاستگذار، چه فعال رسانهای، چه کارآفرین.
مسئولیت حرفهای، فقط انجام وظیفه اداری نیست؛ یعنی دیدن تصویر کلان، حتی وقتی درگیر جزئیات روزمرهایم. این مسئولیت ایجاب میکند:
- از جزیرهای عملکردن فاصله بگیریم
- تجربهها را مستند و به اشتراك بگذاریم، نه اینکه هر نسل از صفر شروع کند
- به جای رقابت بر سر منابع محدود، به همآفرینی برای خلق ارزش بیشتر فکر کنیم
- زبان مشترکی میان آموزش، صنعت و سیاست ایجاد کنیم
اکوسیستم اشتغال دانشآموختگان، بیش از هر چیز به بلوغ نهادی و خرد جمعی و همآفرینی نیاز دارد؛ به این درك که موفقیت فردی، بدون سلامت کل سیستم، موقت و متزلزل است.
دعوتی برای آینده؛ امیدی مسئولانه
اکوسیستم اشتغال دانشآموختگان، اگر بخواهد نقش تاریخی خود را ایفا کند، باید:
- آموزش را با فرهنگ کار، نوآوری و مسئولیت اجتماعی پیوند بزند
- رسانه را نه ابزار تبلیغ، بلکه بستر گفتوگوی انتقادی بداند
- سیاستگذاری را مبتنی بر شواهد و تجربههای انباشته پیش ببرد
- و مهمتر از همه،انسانِ دانشآموخته را در مرکز توجه قرار دهد، نه صرفاً آمار و شاخصها را
بیستوپنج سال انتشار مستمر هفتهنامه » بازار کار «، خود گواهی است بر اینکه گفتوگو درباره اشتغال و کارآفرینی، یک پروژه کوتاهمدت نیست؛ یک تعهد بلندمدت است.
اکوسیستم اشتغال دانشآموختگان ایران، امروز در نقطهای ایستاده است که همزمان واجد بیمهای جدی و امیدهای بزرگ است. از یکسو، تحولات پرشتاب فناوری، دگرگونی ماهیت مشاغل، شکاف میان نظام آموزش و بازار کار، و فرسایش سرمایه اجتماعی، پرسشهای بنیادینی پیشروی سیاستگذاران، مدیران، دانشگاهیان و کارآفرینان قرار داده است. جایی که هم فرصتهای بینظیر فناورانه و نوآوری قابل بهرهبرداری است و هم چالشهایی جدی در هماهنگی آموزش، مهارت و بازار کار وجود دارد. آینده اشتغال، دیگر یک مسئله صرفاً آماری یا یک بحران موقت نیست؛ بلکه آزمونی است برای توانایی اکوسیستم در بازآفرینی خود، همافزایی میان بازیگران و پاسخگویی هوشمندانه به نیازهای نسل جدید. این مسیر، نیازمند بازتعریف نقشها از خانواده و مدرسه تا دانشگاه، از کارآفرین و سرمایهگذار تا رسانههاست.
اکوسیستم اشتغال دانشآموختگان ایران، با همه دشواریها و پیچیدگیهایش، همچنان یکی از بزرگترین فرصتهای پیشروی توسعه کشور است. در سرزمینی با میلیونها جوان تحصیلکرده، تجربههای انباشته علمی و نهادی، و ظرفیتهای گسترده نوآوری، آینده اشتغال را نمیتوان صرفاً در آمار بیکاری یا محدودیتهای ساختاری خلاصه کرد. آنچه امروز بیش از هر زمان دیگری اهمیت دارد، بازاندیشی در نقش بازیگران این زیستبوم، تقویت فرهنگ همآفرینی و همافزایی، و شکلدهی گفتوگویی ملی درباره آینده کار، مهارت و کارآفرینی است. رسانههای تخصصی، در این میان، میتوانند نقش کاتالیزور امید، عقلانیت و مسئولیتپذیری را ایفا کنند. این یادداشت، دعوتی است به نگاه دوباره؛ نگاهی که اشتغال دانشآموختگان را نه یک مسئله مزمن، بلکه یک امکان تاریخی برای پیشرفت همهجانبه ایران میبیند.
مسئله اشتغال دانشآموختگان در ایران، دیگر نه یک بحران مقطعی است و نه صرفاً پیامد کمبود فرصتهای شغلی؛ بلکه نشانهای از اختلال عمیق در پیوند میان آموزش، اقتصاد، فناوری و حکمرانی است. سالهاست که درباره بیکاری، مهارتناهمخوانی و مهاجرت نخبگان سخن گفتهایم، اما کمتر به مسئولیت حرفهای بازیگران این اکوسیستم پرداختهایم: از خانواده و مدرسه تا دانشگاه، از مدیر و سیاستگذار تا کارآفرین و رسانه. آینده اشتغال، در سکوت و تعارف ساخته نمیشود. نیازمند شفافیت، گفتوگوی صریح و بازتعریف نقشها هستیم. رسانههای تخصصی، در این میان، تنها راوی وضع موجود نیستند؛ بلکه باید به مطالبهگران عقلانیت و پاسخگویی تبدیل شوند. دمیدن در کوره رسانه، تلاشی است برای طرح دوباره پرسشهای سخت؛ پرسشهایی که اگر امروز نپرسیم، فردا با هزینهای بسیار سنگینتر با آنها مواجه خواهیم شد.
در یکی از سالهای مسئولیتم در سازمان همیاری اشتغال فارغالتحصیلان، با دانشآموختهای گفتوگو داشتم که از نظر آماری » شاغل « محسوب میشد، اما در عمل، هیچ نسبتی میان تحصیلات، توانمندیها و کاری که انجام میداد، وجود نداشت. جملهای که گفت، هنوز در ذهنم مانده است: »من شاغلم، اما احساس بیفایدگی میکنم.« آنجا بود که برایم روشنتر شد اشتغال، پیش از آنکه عدد و آمار باشد، مسئله معنا، کرامت و احساس اثرگذاری است
اکوسیستم اشتغال دانشآموختگان، تنها زمانی میتواند بهدرستی عمل کند که همه بازیگران آن، نقش و مسئولیت خود را بشناسند و درك کنند که موفقیت هر جزء، به سلامت کل سیستم وابسته است.
- کودکان و نوجوانان: آینده این اکوسیستم از سالهای نخست آموزش شکل میگیرد. پرورش خلاقیت، تفکر انتقادی و اعتمادبهنفس، زیربنای اشتغال آینده است.
- خانوادهها: خانوادهها نقش تعیینکنندهای در شکلدهی نگرش به کار، موفقیت و شکست دارند. حمایت آگاهانه و پرهیز از کلیشههای محدودکننده، رسالت مهم خانوادههاست.
- معلمان و نظام آموزش عمومی: پیوند دادن آموزش با مسائل واقعی زندگی و جامعه، و تقویت مهارتهای پایه، نقشی کلیدی در این اکوسیستم دارد.
- استادان و دانشگاههادانشگاه: باید از نهاد صرفاً مدركمحور، به نهادی مسئلهمحور و جامعهگرا تبدیل شود. مسئولیت دانشگاه، تربیت دانشآموختگان مسئول و توانمند است.
- جوانان و دانشآموختگان: جوانان، بازیگران اصلی این اکوسیستماند. مسئولیتپذیری در قبال مسیر حرفهای، یادگیری مادامالعمر و مشارکت فعال، بخشی از این نقش است.
- کارآفرینان: کارآفرینان، معماران فرصت و نوآوریاند. خلق ارزشهای پایدار و توجه به توسعه سرمایه انسانی، از رسالتهای آنان است.
- سرمایهگذاران: سرمایهگذاران، شریکان توسعهاند. نگاه بلندمدت و حمایت هوشمندانه، نقش تعیینکنندهای در تکامل و بالندگی اکوسیستم دارد.
- مدیران و بنگاههای اقتصادی: بنگاهها میتوانند محیطهای یادگیرنده و توسعهمحور باشند یا به فضاهای فرساینده تبدیل شوند. این انتخاب، بیش از همه در اختیار مدیران است.
- سیاستگذاران و نهادهای عمومی: ثبات، شفافیت و سیاستگذاری مبتنی بر شواهد، مهمترین رسالت نهادهای عمومی در این حوزه است.
رسانهها، بهویژه رسانههای تخصصی، نقشی بنیادین در شکلدهی به اکوسیستم اشتغال دانشآموختگان دارند. رسانه، صرفاً ناقل خبر نیست؛ بلکه سازنده روایت، شکلدهنده گفتمان و حافظه جمعی اکوسیستم است. هفتهنامه » بازار کار « در طول بیستوپنج سال فعالیت خود، توانسته است بستری برای گفتوگوی میان دانشگاه، سیاستگذار، کارآفرین و جامعه فراهم کند. این نقش، در عصر رسانههای نوین و شبکههای اجتماعی، اهمیتی دوچندان یافته است.
نسل جدید رسانهها، فرصتها و تهدیدهای تازهای به همراه آوردهاند: سرعت بالا، دسترسی گسترده و مشارکت مخاطب از یکسو؛ و خطر سطحینگری، قطبیشدن و فراموشی تحلیل عمیق از سوی دیگر. در چنین شرایطی، رسالت رسانههای تخصصی آن است که با حفظ عمق تحلیلی، از ابزارها و قالبهای نوین نیز بهره بگیرند.
تجربه سالها همکاری با هفتهنامه » بازار کار « نشان داده است که یک روایت دقیق و منصفانه، میتواند پلی میان بازیگران مختلف اکوسیستم ایجاد کند. رسانه، اگر این نقش را ایفا نکند، ناخواسته به مانعی در مسیر گفتوگو تبدیل میشود.مسیر پیشِ روی هفتهنامه » بازار کار «، مسیری است مبتنی بر تعمیق تحلیل، گسترش دامنه مخاطبان تخصصی، تعامل هوشمندانه با نسل جدید رسانهها و حفظ استقلال حرفهای. این مسیر، میتواند این رسانه را به مرجعی اثرگذارتر در اکوسیستم اشتغال کشور تبدیل کند. فرصتها و چالشهای آینده، مسئولیت همه بازیگران اکوسیستم را دوچندان کرده است؛ رسانههای تخصصی میتوانند با ارائه راهکار و گفتوگوی تحلیلی، این مسیر را هموار کنند.
نقش اکوسیستم اشتغال دانشآموختگان، صرفاً محدود به کاهش بیکاری یا افزایش نرخ اشتغال نیست. این اکوسیستم، یکی از پیشرانهای اصلی توسعه همهجانبه کشور است؛ توسعهای که ابعاد اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و حتی سیاسی را در بر میگیرد. اشتغال معنادار، به افزایش سرمایه اجتماعی، تقویت اعتماد عمومی، کاهش نابرابری و ارتقای کیفیت زندگی منجر میشود. از این منظر، سرمایهگذاری در اکوسیستم اشتغال دانشآموختگان، سرمایهگذاری در آینده کشور است. میان بیمهای واقعی و امیدهای ممکن، انتخاب ما تعیینکننده است. اگر بپذیریم که آینده ساخته میشود، نه صرفاً پیشبینی، آنگاه مسئولیت هر یک از ما روشنتر خواهد شد. اکوسیستم اشتغال دانشآموختگان، به امیدی نیاز دارد که بر شناخت واقعیت و تعهد به کنش مسئولانه استوار باشد. بیستوپنج سال استمرار هفتهنامه » بازار کار «، خود گواهی است بر امکان گفتوگوی پایدار، یادگیری جمعی و اصلاح مسیر. امید آن است که این گفتوگو، با مشارکت همه بازیگران، به ساخت آیندهای شایستهتر برای دانشآموختگان ایران بینجامد. امیدی که میداند
مسیر پیشِ رو آسان نیست، اما باور دارد که سرمایه انسانی این سرزمین، شایسته افقهای بلندتری است
مرتضی پرهیزکار
رئیس پیشین سازمان همیاری اشتغال فارغالتحصیلان جهاد دانشگاهی همراه و همدل هفتهنامه » بازار کار « از آغاز تاکنون
ارسال نظرات