بنیانگذار اطلاع رسانی نوین اشتغال در ایران
خبر فوری

تازه ها

کد خبر : ۱۷۵۷۸۱
در نشست «در جست‌وجوی ایده دانشگاه برای ایران» مطرح شد

ایده‌ای نو برای آینده آموزش عالی ایران

سه‌شنبه ۰۷ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۸:۲۲

لیلا قرنفلی| ناهماهنگی میان نظام آموزش عالی و نیاز‌های واقعی جامعه و بازار اشتغال، به یکی از چالش‌های ساختاری کشور تبدیل‌شده است؛ چالشی که خود را در بیکاری یا اشتغال نامتناسب بخش قابل‌توجهی از دانش‌آموختگان دانشگاهی، ضعف مهارت‌آموزی، فاصله دانشگاه با مسائل اجتماعی و اقتصادی و کاهش اثربخشی آموزش عالی در توسعه ملی نشان می‌دهد. در چنین شرایطی، بازاندیشی در نقش دانشگاه و تعریف دوباره نسبت آن با جامعه و بازار کار، بیش از هر زمان دیگری به ضرورتی اجتناب‌ناپذیر بدل شده است.

در همین راستا، دکتر علی خورسندی، دانشیار دانشگاه علامه طباطبایی، در نشست تخصصی «در جست‌وجوی ایده دانشگاه برای ایران»، با تأکید بر نیاز به عبور از الگو‌های سنتی و درون‌گرای آموزش عالی، «اجتماعی سازی دانشگاه» را به‌عنوان ایده‌ای نوین برای آینده دانشگاه ایرانی مطرح کرد؛ ایده‌ای که می‌کوشد دانشگاه را به نهادی مسئول، مسئله محور و پاسخگو تبدیل کند و پیوندی معنادار میان آموزش، پژوهش، نیاز‌های جامعه و الزامات بازار اشتغال برقرار سازد.

نشست تخصصی «در جست‌وجوی ایده دانشگاه برای ایران» باهدف بازاندیشی در چیستی، کارکرد‌ها و آینده دانشگاه در کشور، به همت مؤسسه پژوهش و برنامه‌ریزی آموزش عالی برگزار شد. این نشست با حضور بیش از یک‌صد نفر از استادان دانشگاه، پژوهشگران، مدیران آموزشی و علاقه‌مندان حوزه آموزش عالی، به‌صورت حضوری و مجازی برگزار شد و به بررسی تحولات تاریخی ایده دانشگاه، چالش‌های آموزش عالی ایران و الزامات آینده آن اختصاص داشت.

در این نشست، دکتر علی خورسندی، دانشیار دانشگاه علامه طباطبایی، با اشاره به برنامه‌ریزی مؤسسه برای برگزاری سلسله نشست‌هایی درزمینه فهم ایده دانشگاه، گفت: نشست حاضر نخستین جلسه از مجموعه گفت‌و‌گو‌هایی است که باهدف دستیابی به درکی روشن از ماهیت دانشگاه و استخراج پیامد‌های نظری و سیاستی آن برای آموزش عالی ایران برگزار می‌شود. او تأکید کرد که بدون بازاندیشی در ایده دانشگاه، پیوند آموزش عالی با جامعه و بازار اشتغال همچنان شکننده باقی خواهد ماند.

خورسندی با مرور تاریخی تحولات ایده دانشگاه گفت: از آغاز شکل‌گیری دانشگاه مدرن تا امروز، دانشگاه بر اساس ایده‌های متنوعی تعریف‌شده است که هرکدام در دوره‌ای مشخص، هویت و مأموریت این نهاد را تعیین کرده‌اند. نخستین ایده، دانشگاه به‌مثابه نهادی در خدمت حقیقت دینی بود که مأموریت اصلی آن آموزش الهیات، تربیت نیرو‌های مذهبی و حفظ ارزش‌های کلیسا محسوب می‌شد. در این دوره، حقیقت دینی سوژه اصلی دانشگاه بود و دانشگاه موظف به تولید و انتقال آموزه‌های مذهبی و الهیاتی بود.

وی افزود: ایده دوم دانشگاه، ایده خدمت به قدرت بود؛ دانشگاه نهادی برای تقویت حاکمیت و مشروعیت بخشی به سیاستمداران و نخبگان سیاسی تعریف می‌شد. در این چارچوب، دانش و پژوهش زمانی ارزشمند بود که بتواند منافع دولت و نظم سیاسی را تأمین کند و دانشگاه نقش تربیت نخبگان اداری و مصلحت‌اندیشی را بر عهده داشت.

خورسندی ادامه داد: در قرن نوزدهم، با ظهور ایدئالیسم آلمانی و اندیشه‌های کانت، ایده سوم دانشگاه شکل گرفت. در این نگاه، استقلال دانشگاه از دولت و کلیسا و تعهد به جست‌وجوی حقیقت علمی، محور اصلی هویت دانشگاه شد. سنت هومبولتی، تأکید بر همبستگی آموزش و پژوهش و اصالت زندگی علمی استاد و دانشجو، از دستاورد‌های این تحول بود و دانشگاه را از نهادی خدمتگزار قدرت، به نهادی علمی و تحقیق محور تبدیل کرد.

وی همچنین به ایده چهارم دانشگاه اشاره کرد که عمدتاً در کشور‌های آتلانتیک شمالی توسعه یافت: این دانشگاه‌ها بر سودمندی دانش و توانایی آن در تولید ثروت و کارآفرینی تأکید داشتند. دانش، تنها زمانی ارزشمند محسوب می‌شد که به اشتغال‌زایی، رونق اقتصادی و حل مسائل صنعتی و اجتماعی کمک کند. در این نگاه، بازار و نیاز‌های اقتصادی جامعه، سوژه اصلی دانشگاه شدند.

دانشیار دانشگاه علامه طباطبایی گفت: ایده پنجم دانشگاه، رهبری فرهنگی و تربیت اجتماعی است. در این الگو، دانشگاه تنها محل آموزش تخصصی نیست، بلکه مأموریت دارد دانشجویان را برای نقش‌آفرینی فرهنگی، ارتقای سواد اجتماعی، نقد و پالایش فرهنگی جامعه و پرورش روشنفکران مسئول آماده کند. این ایده در بسیاری از دانشگاه‌های معتبر جهان، به‌ویژه دانشگاه‌های آکسفورد و کمبریج، جاری و برقرار است.

خورسندی در ادامه به ایده «جهان جنوب» پرداخت و گفت: در کشور‌های درحال‌توسعه، ازجمله ایران، دانشگاه اغلب به‌عنوان ابزاری برای جبران عقب‌ماندگی‌ها و صنعتی شدن ایجاد شد. در این چارچوب، دانشگاه وظیفه داشت با مدرنیزاسیون دستوری و از بالا، مسائل اقتصادی و اجتماعی جامعه را حل کند و نیروی انسانی متخصص برای توسعه ملی تربیت کند. اما مشکل این بود که توافق نظری درباره فلسفه وجودی دانشگاه و اهداف بلندمدت آن وجود نداشت و همچنان پرسش‌های بنیادی مانند «دانشگاه مطلوب ایران چیست و چرا؟» بی‌پاسخ‌مانده است.

وی تأکید کرد: برای برون‌رفت از این وضعیت، دانشگاه باید «اجتماعی سازی» شود؛ یعنی دانشگاهی که تنها به آموزش و پژوهش درون‌گرایانه اکتفا نکند، بلکه نسبت به جامعه، بازار کار، محیط‌زیست، دولت و حوزه عمومی متعهد باشد. در این چارچوب، دانشگاه نقش فعال و راهبر در حل مسائل واقعی جامعه و اشتغال دانش‌آموختگان ایفا می‌کند.

به گفته خورسندی، دانشگاه اجتماعی شده می‌تواند به‌عنوان عقل راهبر در سیاست‌گذاری‌های عمومی ایفای نقش کند، پیوند مؤثرتری با بازار اشتغال برقرار سازد، مهارت‌های کاربردی و کارآمد به دانشجویان منتقل کند و به ارتقای اشتغال پذیری دانش‌آموختگان کمک نماید. این ایده، دانشگاه را از نهادی منزوی و منفعل به بازیگری فعال، پاسخگو و مسئول در توسعه ملی و محلی تبدیل می‌کند.

وی در پایان خاطرنشان کرد: اجتماعی سازی دانشگاه به معنای افزایش اثرگذاری اجتماعی دانش، تقویت پیوند آموزش عالی با نیاز‌های واقعی جامعه و بازار کار و ایفای نقش مؤثر دانشگاه در حل مسائل اقتصادی و اجتماعی کشور است؛ مسیری که می‌تواند افق تازه‌ای برای آینده آموزش عالی و اشتغال جوانان در ایران ترسیم کند و دانشگاه را از یک‌نهاد درون‌گرا به نهادی اثرگذار، مسئله محور و پاسخگو بدل کند.

ارسال نظرات